|
مقدمه
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم قسمت
پنجم قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
یاداشتک پانزدهم
سه اشتباه خیلی خیلی کوچک «خانم بیته» و« آقای
بوتلر»
اسماعیل وفا یغمایی
عرض کنم خدمت دوستان که: بدون شک و
تردید آقای «لورنس بوتلر» مسوول اداره عراق در وزارت امور خارجه آمریکا ست
و خانم «بیته هامارگرن» هم روزنامه نگار برجسته ای از سوئد است. این یک
واقعیت است که نمی شود انکارش کرد. همچنین اقای «لورنس بوتلر» حتما انسانی
«شریف و نجیب» وخانم «بیته» هم بدون شک بانوی «شریفه و نجیبه » ای است. در
این حقیقت هم اساسا نباید تردید کرد. اضافه بر واقعیت و حقیقت یاد شده، می
توان کاملا پذیرفت که این دو انسان«پاکیزه» و «مطهر» بی هیچ شک، بدون هیچ
«چشمداشت» و«آلودگی و زد و بند با ملاها و سایر چیزهائی از این قبیل»، و با
انگیزه هائی مثل «خدمت به انسانیت و دموکراسی و توده های تحت ستم
خاورمیانه» و امثال این چیزها خواب و آرامش را از خود سلب نموده و به تبعیت
از سعدی که فرموده«عبادت بجز خدمت خلق نیست» و«بنی آدم اعضای یکدیگرند» این
دو نیز، شب و روز و روز و شب مشغول خدمت به بشریت هستند. در این مورد سوم
نه تنها شک بین دو وسه و سه و چهار و سایر شکوک غیر شرعی را نباید کرد که
بر این حقیقت نه تنها بنده که، رفقای آزاده !! «ایران دیدبان» و «ایران
اینترلینک» و چندین و چند سایت آبرومند و پاک و پاکیزه و مطهر دیگر هم
گواهی می دهند.
عجالتا اینها را داشته باشید و دنباله عرایض فقیر را بشنوید.«قای لورنس و
خانم بیته» اخیرا اعلام فرموده اند که زنان مجاهد و مبارز در قرارگاه اشرف
آنچنان مورد هتک حرمت و تجاوز قرار می گیرند که روی بازگشت به خانه را
ندارند و اگر به آغوش خانه، (که این خانه هم عجالتا در آغوش جمهوری اسلامی
قرار دارد) بر نمی گردند به این علت است و بس، یعنی
این که:این زنان نه انگیزه مبارزاتی دارند، نه بیست سی سال مجاهدت نموده
اند، نه خیلی هاشان در زندانها شاهد تیرباران همسر و خواهر و برادرشان بوده
اند، نه اساسا غم ازادی و رنج حکومت فقیه را حس کرده اند و نه اساسا
خیالاتی از این قبیل در سرشان بوده است، بلکه گویا مثل فیلمهای آکشن
امریکائی که صحنه ها ارتباطاتی غیر منطقی ویا اولترا منطقی دارند، گرد بادی
برخاسته و این زنان را اجماعا به اشرف پرتاب نموده و در آنجا این بلایا بر
سر انها نازل شده و راه بازگشت آنها را سد نموده است
.باید به این اکتشافات تبریک گفت که حتی مرحومین لاجوردی وامام خمینی و
سایر بزرگان مملکت ولایت فقیه هم که چند هزار تن از این نوع زنان و مردان
متجاوز مورد نظر بیته و بوتلر را سلاخی کرده اند و فتوای تجاوز به اینها را
صادر کرده بودند تا به حال چنین فرمایشاتی نکرده و اذهان را روشنائی
نبخشیده بودند. با عرض تبریک برای این اکتشاف من اساسا قصد این را ندارم که
بگویم که: چون ملاهائی که دیروز زهرا کاظمی و امروز زهرا بنی عامری را مورد
تجاوز قرار داده اند و کشته انداگر از این حرفها بزنند کسی باور نمی کند و
بنابر این این سخنان باید از دهان مبارک دو انسان کاملا متمدن غربی بدون
ریش و عمامه و چادر و روسری و دارای موهای بور و چشمهای آبی بیرون بیاید تا
شاید بردی داشته باشد، نخیر و نعوذ بالله که کسی از این حرفهای ناشایست
بزند و «بوتلر و بیته» مظلوم را مورد اتهام قرار بدهد اما من گذشته از این
حرفها می خواهم بگویم که این آقا و خانم شریف و شریفه «بیته و بوتلر» سه
اشتباه خیلی خیلی کوچک کرده اند که لازم است اصلاح شود. اما این سه اشتباه
خیلی خیلی کوچک نخست «اشتباه درمکان»
است ودوم «اشتباه در زمان» است و سوم
«اشتباه در پرسوناژها» ی مورد نظر و
اگر این سه اشتباه ناچیز اصلاح بشود قول میدهم مو لای درز گزارش آنها و
سایر درزها به هیچ وجه من الوجوه نخواهد رفت و اما در مورد اشتباه درمکان:
مکان مورد اشاره این دو بزرگوار علی القاعده باید اوین و قصر و قزلحصار
ودهها زندان دیگر، و خیابانهای تهران و سایر شهرهای بزرگ، و به یمن وجود
جمهوری اسلامی و رژیم ولایت فقیه باید بازار فروش دخترکان مظلوم و معصوم
ایرانی در امارات و دوبی و کراچی باشد و نه قرارگاه اشرف. بازارهائی که در
عید سال 1386 در لحظه سال تحویل شیوخ شکم گنده و میلیونر و مرتجع و گندیده
ذهن ، برای تحقیر ایرانیان دخترکان سیزده چهارده ساله بکر ایرانی را در
نوروز جمشیدی به یکدیگر هدیه می دادند و خواندن این گزارشات جگر انسان را
به آتش می کشید چنانکه جگر مرا به آنتش کشید و ساعتها به خود می پیچیدم و
می گریستم . در این مکانها بوده و هست که وقایع مورد نظر«بیته و بوتلر»
اتفاق می افتد و نه قرارگاه اشرف.و اما اشتباه در مورد زمان:
زمان مورد نظر ایشان نه سال 1386 بلکه از همان اسفند پنجاه و هفت شروع شده
و تا امروز ادامه دارد ،که در این فاصله زمانی هزاران زن و دختر بی پناه و
به زنجیر کشیده شده،از زنان و دختران کادرهای رزیم سابق گرفته تا زنان و
دختران مجاهد و فدائی ودموکرات واعضای سایر گروههای سیاسی و مبارزان منفرد
توسط ملایان و شکنجه گران و مسئولان حکومتی مورد تجاوز قرار گرفتند و به
جوخه های تیرباران سپرده شدند، زنانی که در همان نخستین روزهای انقلاب به
گناه اینکه همسرشان از وابستگان رژیم شاه بوده توسط جانیانی چون پرویز
بادپا و سایر اوباش مشابه او مورد تجاوز قرار می گرفتند و یا مانند
خدمتکاران شمس پهلوی مجبور شدند در برابر تهدید به تیرباران توسط امثال
اخوند شجونی به بردگی جنسی شجونی در آیند و این ماجرا با کشتارها و تجاوزات
مکرر ادامه یافت که هنوز هم ادامه دارد و در این مورد آنقدر کتاب و یاداشت
وسند و جود دارد که اگر این دو بزرگوار بخواهند نیمی از آنها را بخوانند
عمرشان کفاف نخواهد داد.و اما اشتباه در مورد پرسوناژها:
در باره پرسوناژها هم باید خدمت«بیته و بوتلر» نازنین! عرض کنم که یک
اشتباه خیلی خیلی کوچک وجود دارد که باید به آن توجه بفرمایند. و این
اشتباه عبارت از این است که ،درسال 1386 و در هنگام بیانات خانم و آقای
«بیته و بوتلر»در رابطه با پرسوناژها، تجاوزگران نه مردان شریف و با فضیلت
و رنجبرده ومجاهد و مبارز قرارگاه اشرف، که متجاوزان واقعی ملایان پلید و
شکنجه گران بیرحم و خریداران دختران و زنان ایرانی در بازارهای برده فروشی
ننگین، وپرسوناژهای واقعی مورد تجاوز قرار گرفتگان نه زنان رزمنده، که چند
صد هزار تن زن تنفروش و به فساد کشانده شده بی پناه هموطن من و ما ونیز
قربانیان جور و جنایت جمهوری اسلامی در بازداشتگاهها و زندانهای رژیم ولایت
فقیه هستند و ماجرا هنوز ادامه دارد . بجز این ،دیگر
چه باید گفت جز اینکه باید تاکید کرد که گوشت گرم و زنده مردم ایران از دیر
باز و ازدوران فتحعلیشاه قاجاروآغاز در افتادن ایران به دامن استعمار و
ضیافت خونین کودتای بیست و هشت مرداد تا هم اکنون به شدت در زیر دندان
گرگان داخلی و خارجی لذیذ آمده است و این که زمستان است و به قول سعدی «سنگ
را بسته و سگ را گشاده اند» اما بادا که فارغ از هر اختلاف و انتقاد در این
یخبندان سگسار که این چنین مجاهد و مبارز بر صلیب کشیده شده و در زیر
بمباران کشته شده و بر تخت شکنجه جانباخته را به ناجوانمردی می کوبند آفتاب
غیرت و عزت نفس ما جماعت ایرانیان در غربت طلوع کند و بیشترک بخود آئیم تا
روزگاری شاهد طلوع خورشید ی به گرمای بیداری و خشم یک ملت بزرگ باشیم.
22نوامبر 2007 میلادی |