چهره زیبای شهر رم

جمشید آشوغ

27.07.2008

 

هیچگاه نمیتوانستم« رم » پایتخت ایتالیا ، این شهر افسانه ای را توصیف کنم ، اما بر این باور بودم که  شاید در آینده از عهده توصیف این شهر و مردمش برآیم.

بعد از استقبال پر شور از رئیس جمهور مقاومت در فرودگاه رم در حالی که خانم مریم رجوی محل را ترک میکردند ، یک آقای ایتالیائی رو به من سئوال کرد : پاپ اعظم تشریف آورده اند ؟

گفتم : نه ، چطور مگه ؟

جواب داد : این فرودگاه فقط  وقتی پاپ اعظم تشریف میاورند شاید اینقدر جمعیت بخود ببیند.

 آری ،این نتیجه لطف و محبت این شهروند به مقاومت مردم ایران بود.

در جواب به ایشان گفتم که مطمئن هستم برای استقبال از پاپ اعظم بهمین اندازه جمعیت به فرودگاه میاید.   

 ولی در این دو ماهی که گذشت و به دلیل دو رویداد مهم که در این شهر بوقوع پیوست ، به خود اطمینان خاطر دادم که این توان را نخواهم داشت تا در مورد لطف و محبت مردم این شهر سخنی به میان آورم .

 رویداد اول که در روز سه شنبه سوم ژوئن رخ داد، به بی آبرو کردن احمدی نژاد آخوندی ختم شد که منجر به  فرار او از رم در کمتر از 24 ساعت گردید . بدون هیچگونه دیدار رسمی سیاسی،وتنها فقط به یک نشست با بازاریانی که به واردات وصادرات پسته وفندق مشغولند،اکتفا کرد.

بعد از تمام کشمکش ها در گفتگوهای اتمی در تمام نقاط زمین و زمان، در آخرین نشست اتمی که روز شنبه 19 ژوئیه در ژنو (سوئیس ) رخ داد یک امر که برای مردم ایران کاملا واضح و مشخص بود برای جامعه جهانی و افکار عمومی دنیا نیز آشکار و عیان شد و آنهم ترس ولایت فقیه از « امنیت » در داخل ایران برای آخوندها است.دیدن،ورق زدن وخواندن بعضی از خبرگزاریهای مهم دنیا پرده از چانه زدنهای ولایت فقیه برداشت،و همگی اذعان دارند که تمام این نشستها و گفتگوها از جانب آخوندها اصلا بر سر« اتم » نیست بلکه برای حفظ « امنیت » نعلین و عبا در ایران است.

ولایت فقیربعد از آن همه شلوغی و گرد و خاک بپا کردن، دست آخر میرود به ژنو وبر روی میز« التماس مذاکره» نسخۀ در خواست  گدائی برای امنیتش را رو میکند. آ ق ا را باش، چقدر بی شرم وذلیل . خاک تو سرت آ ق ا.

امنیت از چی ؟ امنیت از کی؟

 آ ق ا، تو که خودت هرچه مواد مخدر،شلاق،چاقو،زنجیر،چماق، طناب دار، جرثقیل، توپ، تفنگ،روزنامه،دیوار شهرها، رادیو فردا،تلویزیون وولله،حزب الله،شکنجه،زندان و پاسدار که دردنیا وجود داشته اند و وجود دارند را استفاده کرد ه ای ،دیگر به دنبال کدام وسیله وابزاری برای « امنیت» در هر کوچه و برزن  به گدائی راه می افتی؟

مگر در این جهان فرد یا دولتی وجود دارد که بتواند در «التماس مذاکره» ات شما، وسیلۀ جدیدی را برای « امنیت » در اختیارتان بگذارد که تا بحال ازش بی بهره بوده اید ؟

 کاملا از خبرهای خبرگزاریهای جهان مشهود و معلوم است که «آخوند پادوها» در پرونده ها و «گریه مذاکرات » شان هیچ صحبتی از اتم ندارند وتنها بر سر مقاومت مردم و در راس آنها از مجاهدین خلق ایران مینالند وچانه میزنند. برای آنها نبودن مجاهدین خلق ایران میلیونها بار بهتر و پر بارتر از داشتن بمب اتم میباشد.خودشان کاملا آگاه هستند با داشتن اتم نمی توانند هیچگونه ترسی را در دل مردم ایران بیندازند وهیچ کارگر،دانشجو،معلم و مادری را نمیتوانند بلرزانند، زیرا که اینان تصمیم سر نگونی آخوندها را  در مغز،قلب ،زبان ، قلم ، بازوان و مشتهایشان حک کرده اند.

درخواست «امنیت» ولایت فقیه از میزهای« گریه مذاکره» را از آنجائیکه ما حضور نداشتیم میتوان بر دو محور تصور کرد و حدس زد :

اول ) یا اینکه از قدرتهای جهان التماس کرده اند که مجاهدین خلق ایران را از روی زمین بردارند و آنها را ببرند در دورترین نقطۀ کهکشان و در آنجا رها کنند.این پادوها هنوز نمیدانند که کهکشان یک نقطه و مکان مشخصی نیست که دور و نزدیک ،   ارتفاع و پهنا داشته باشد . کهکشان یعنی بی نهایت یعنی بی انتها . ولایت فقیر « گدائی » میکند تا برای امنیت خویش، مجاهدین خلق ایران را به دورترین نقطه از بی نهایت بفرستند. ترس و ترس . که مطمئنا با خندۀ هئیتهای مذاکره کننده مواجه شده است.البته هر چند که تمام هئیت ها معتقدند که تنها کهکشان است که بی انتهاست ،اما « ترس » باید یک حدود و انتهائی داشته باشد. ولی چرا ترس ولایت فقیه از مجاهدین خلق ایران انتها ندارد؟چرا حدود ندارد؟برای جواب به این سوال باید به رابطه عمیق مجاهدین با مردم ایران توجه و نگاه انداخت .وجود این رابطه،عمیقا رابطه مستقیم با حساسیت رژیم  به این مسئله دارد. یعنی اینکه هر چه رژیم در رابطه با مردم عصبی تر و وحشی تر شود، و در میزهای « گریه مذاکره » اش بیشتر التماس کند وبیشتر خودش را خوار و ذلیل کند یعنی اینکه رابطه مجاهدین با مردم بیشتر ، نزدیکتر ،شکوفاتر، پر جوش تر وخروشان تر است.

 دوم) یا اینکه تقاضا کرده اند که افراد حفاظتی ( بادی گارد) از ارتشهای مختلف جهان در ایران جمع شوند و به دور سپاه پاسداران حلقه زنند تا این« گله» گرگهای درنده از گزند و آسیب بدور بمانند.

غیر از این دو تقاضا هیچ مقوله دیگری مبنی بر داشتن « امنیت» آخوندی معنائی ندارد، یا اینکه مجاهدین نباشند،و یااینکه قدرتهای جهان بایستی آخوند ها را حفظ کنند.

البته زیباترین جواب جامعۀ جهانی به ولایت فقیه را شهر « رم » افسانه ای میدهد که ضمنأ دومین رویداد این دو ماه اخیر میباشد :

    در رم چهار شنبه بیست وسوم ژوئیه و در یکی از روزهای گرم و خورشیدی، این شهر به نمایش زیباترین چهرۀ خود پرداخت.  

 رویداد در راس ساعت 11:45 دقیقه صورت گرفت، لحظه ای که ماشین حامل خانم مریم رجوی رئیس جمهور مقاومت ایران در میدانی پر شکوه، میان شوق وشادی ایرانیان و اعضای پارلمان ایتالیا ودر زیر آسمانی سر شار ومملو از زیباترین احساسات مردم این شهر درمقابل درهای  « باز » پارلمان ایتالیا توقف کرد.

 

وولله

VOAlla

 

جمشید آشوغ        27.07.2008