ناگفته های سعید امامی جنایتکار از زبان همسر وی

سیروس مختاری

 

سعید امامی جنایتکار معرف حضور همگان می باشد وی یکی از بنیانگزاران وزارت بد نام و آدمکش جمهوری جهل و جنایت بود. وی همانند دگر جنایتکاران رژیم همچون خمینی ، بهشتی ، لاجوردی ، صیاد شیرازی و..........بعد از مرگ سراسر ننگین خود در مقایسه با دیگران که در قید حیات سراسر خون و جنون خود هستند به مراتب رئوفتر شده و امروز از گذشته اشان نقل می کنند.

 

در گذشته خمینی دجال ضد بشر هنگامیکه در عراق بسر میبرد اطرافیان وی از او یک انسان رئوف یاد میکردند بطوریکه اگر مگسی وارد خانه این ملعون میشده پنجره اتاق را باز می کرده و با عبای خود مگس را از اتاق بیرون میرانده(اقای حسین اخوان در کتاب خود). اما،وقتی وی به قدرت سیاسی رسید در قبل و بعد از سی خرداد 60 به صغیر و کبیر و به نوباوگان دختر و پسرو زنان آبستن رحم نکرد و فتوای قتل چند ثانیه ای آنها را بدون نام و نشان صادر میکرد.

 اوج شقاوت این هیولای مرتجع زمانی آغاز شدکه وی در نامه کذائی خود در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 67 خود تاکید کرده بود که:

كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشارى كرده و مى‏كنند محارب و محكوم به اعدام مى‏باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راى اكثريت آقايان حجه‏الاسلام نيرى دامت ‏افاضاته (قاضى شرع) و جناب آقاى اشراقى ) دادستان تهران) و نماينده‏اى از وزارت اطلاعات مى‏باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندانهاى مراكز استان كشور راى اكثريت آقايان قاضى شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم‏الاتباع مى‏باشد، رحم بر محاربين ساده‏انديشى است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام اسلامى است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقايانى كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعى كنند [اشداء على الكفار] باشند. ترديد در مسائل قضائى اسلام انقلابى ناديده ‏گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مى‏باشد.

 

واین گونه بود که چهره ضد امپریالیستی امام توده ایها و اکثریتی ها هر چه بیشتر بر ملا گشت.

در تاریخ 8 تیر 1360 سازمان فدائیان خلق(اکثریت) در نامه‌اى "حضور محترم بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، امام خمينى" اعلام میكند:

“سازمان فدائيان خلق "اكثريت"، در اين موقعيت خطير با عزم استوار در دفاع از انقلاب و جمهورى اسلامى ايران تحت رهبرى امام خمينى تا پاى جان همراه مردم هميشه بيدار در مقابل توطئه‌ی امپرياليسم جنايتكار و ايادى آن ايستاده است.

و توده ایها هم در اطلاعات رسانی به رژیم و بخصوص به هاشمی رفسنجانی چه قبل از سی خرداد و چه بعد از سی خرداد هم کوتاهی نمی کردند و اعلام کردند:

چهارشنبه ٢٣ ارديبهشت [١٣٦٠]... آقايان كيانورى و عمويى از رهبران حزب توده آمدند و اطلاعاتى آوردند. معمولا" با دادن اطلاعات با مسئولين رابطه برقرار مى كنند...

 دوشنبه 12 مرداد 1360 کیانوری و عموئی از حزب توده آمدند گزارشی از فعالیت ضد انقلابی یک گروه کمونیستی به نام اتحادیه کمونیست ها و دادن اسلحه به انشعابیون کردستان، از دموکرات ها برای جنگ با آنها و حرکت ضد انقلابی در مرزهای ترکیه با ایران دادند.

 

بهشتی معدوم معروف به راسپوتین در اوایل پیروزی انقلاب ضد سلطنتی هم در رکارب امام دجال خود با ایجاد چادر وحدت(با خمینی) برای سرکوب و ضرب و شتم و کشتار مجاهدان سعی در قبضه کردن و بانحصار درآوردن انقلاب بود.

سرانجام خلق قهرمان انتقام خود را از این معدوم و خرمهره های ارتجاع در هفتم تیر ماه گرفتند و مردم ستمدیده مان را غرق در شادی کردند. بعد از بهلاکت رسیدن وی، خمینی ضد بشر از او چهره ای مظلوم ساخت که شاید بتواند سیمای جنایتکارانه او را باین الفاظ دگرگون جلوه دهد،اما هیهات که این جنایتکاران در دل تاریخ ثبت شده اند و با  آب کوثر و زمزم نتوان آنها را تطهیر کرد.

 

لاجوردی معدوم که در جنایت علیه بشریت گوی سبقت را از همه ربوده بود بعضِاً با ابتکارات و خلاقیت های غیر انسانی خود در شکنجه و اعدام زندانیان شهره عام و خاص شده بود و همه هم میهنانمان در ایران و در اقصاء نقاط جهان بعد از به هلاکت رسیدن او از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند.

بد نیست بدانید که همسر معدوم وی در یگ گفتگوئی اعلام داشت که یک روز از حاج آقا(لاجوردی) سؤال کردم که اگر ممکن است چند مرغ عشق برای خانه خریداری کنید که حاج آقا در جواب گفت مگر مرغ عشق را می شود در قفس زندانی کرد.

 

سرانحام یکی از فرزندان خلف خلق در یک عملیات متهورانه او را بسزای اعمال ننگین و ضد بشری خود رساند.

 

صیاد شیرازی هم که بعنوان شیاد شیرازی شهرت داشت در شرکوب و کشتار خلق کرد و همچنین کشتار مجاهدین در عملیات کبیر و غرورآفرین فروغ جاویدان در مصاحبه تلویزیونی خود از خاطراتش در آن عملیات گفت:

سوار بر هلیکوپتر جنگی بودم و عملیات را دنبال میکردم که به خلبان دستور شلیک به سمت مجاهدین دادم اما،خلبان از شلیک امتناع ورزید من درجه و سردوشی خود را درآوردم و بسیجی وار وارد صحنه شدم و به سمت مجاهدین شلیک کردم.

 

سر انحام دست انتقام، وی را بهلاکت رساند.

 

حال باید به ناگفته های همسر جنایتکار سعید امامی که در سگ دعوا های درون رژیم توسط  همکاران خود پس از شکنجه و ریختن ارسنیک به حلقوم وی او را به هلاکت رساندند را از زبان وی یشنویم که او را انسانی وارسته ،متدین خوش اخلاق،خوش قلب و……معرفی میکند.

همسر سعید امامی میگوید:

 

من سوابق سعید را بعداً در زندان فهمیدم که همسرم معاون وزیراطلاعات هستند.

باین میگویند دروغ شاخدار لابد نمی دانسته که همسر وی هم بوده.

ادامه می دهد:

نمونه ای را به یاد نمی آورم که ایشان(سعید) به خاطر خودش یا خانواده اش بخواهد کاری انجام داده باشد.

در این قسمت درست گفته است چرا که او برای امام گور بگور شده و نظام پلیدش دست به شکنجه و اعدام میزد و از هیچ چیز هم ابائی نداشت و جزو افتخارات خود هم می پنداشت.

او اضافه می کند که:

در این دوماه آخر سعید خانواده آقای خامنه ای را برای کاری برده بود لندن و دوماه تمام با این خانواده زندگی کرد که مجتبی پسر آقای خامنه ای و داماد آقای حداد عادل و مادر خانمشان شیفته اخلاق سعید شده بودند.

با پول بیت المال در این کشور و آن کشور بودن و مشخصا همدست بودن در قتل و غارت مردم باید که شیفته یکدیگر شد و نان به نرخ روز خورد.

همسر سعید امامی به زبان اشد خود اعتراف می کند که:

من با دو بچه و مادر سعید که بیمار بود او یکبار بما زنگ نزد و او گفت جائی هستم که نه می توانم زنگ بزنم ومن در ماموریت هستم اما خبرگیری توسط شخصی بنام محمدی گلپایگانی که رئیس دفتر آقای خامنه ای بود صورت می گرفت که او تماسهای ما را برعکس به اطلاع سعید میرساند که ایشان(سعید امامی) بتواند کارش را راحت انجام بدهد.

آری، در ماموریت آدمکشی،به قتل رساندن کشیشان مسیحی و انفجار در حرم امام رضا و قتل های زنحیره ای و...... بود تا کسی مزاحم وی نشود و ماموریت خود را با کمال آرامش و فراغ بال انجام داده تا ولی فقیه ارتجاع از وی خشنود شود.

او میگوید:

خانواده آقا(خامنه ای) شیفته تدین و اخلاق سعید بودند.

براستی که خامنه ای ددمنش از نوکرهای آدمکشی همچون او و.......راضی و شیفته قتل های او بود. و در پایان دوباره او اشاره مکند که:

فقط خدا میداند من در تمام مدتی که بعدا فهمیدم معاون وزیر بوده من فقط یکبار او را با راننده اش دیدم معمولا او با موتور این ور و آن ور میرفت.

 

سرانجام آقا سعید متدین و خوش اخلاق و بیگناه بدون اینکه دستش به خون هزاران نفر آغشته باشد در همان دامی که خود برای مردم ایران سالها گسترده بود در سگ دعواهای درونی گرفتار گشت و جان را فدای امام دجالش نمود.

 

منبع: سایت هفت تیر رژیم آخوندی