|
مناسبت اعدام ها
محمود بني
نجاريان
نفس
اعلام اعدام هاي بي رويه در سالروز فروغ جاويدان و در آستانه سالگرد
قتل عام سي هزار زنداني سياسي در سال 67 و همزمان با سفر پربار رئيس
جمهور مقاومت به ايتاليا و دست آوردهاي سياسي برزگ آن براي مردم و
مقاومت ايران ، همه حرف را گوياست . همه حرفي كه رژيم آخوندي سعي دارد
پاشيدن خاك اعدام در چشم مردم ايران است. گرچه آخوندها خود را به كوري
ميزنند و از اين رو مردم را كور ميخواهند تا سيه روزي حكومت سفلگان را
به سخره نگيرند و سرافرازي مقاومت در چشمهايشان بيداري بيشتر براي
ايستادن در برابر ديكتاتوري و فاشيسم مذهبي را موجب نشود .
اينكه قضائيه آخوندي اعدام ها را پيش آگهي و سپس آگهي داد نبايد به
وجود و حضور امر قضا در رژيم آخوندي معني شود كه گويا همچون رايجِ
معناي حقوق و جزا و قضا ، در ايران آخوند زده نيز حرفي از قانون و حرمت
قضا وجود دارد . اعدام هاي بي رويه اولين شاهد مثال آنست. در دنيايي كه
نزديك به يكصدو پنجاه كشور از اعدام فاصله گرفته اند . اين هياهو وبگير
و ببند بر سر اعدام قطعاً امري قضائي وجزائي نيست . تا بتوان درباره آن
از حقوق كيفري و جرم شناسي و علوم و حقوق جزا داد سخن داد يا آنرا به
عنوان يك شيوه يا نحوه مجازات به نقد و بررسي كشيد . اوضاع در ايران
تحت ستم آخوندي بسيار عقب مانده تر از ورود در حيطه جرم و مجازات هاست
كه از پيشرفته ترين مباحث در حقوق جزا تأثير مجازات بر شيوع يا توقف و
كاهش ميزان جرم است كه اكثر دانشمندان حقوق اعدام را بعنوان عاملي جهت
كاستن از ميزان جرم مردود دانسته اند و حتي پاره اي از حقوقدانان تشديد
مجازات را بعضاً داراي آثار معكوس ميدانند . اما آيا در مورد حاكميت
فاسد آخوندي صحبت از علم حقوق ، كيفر و مجازات و دانش جزائي محلي از
اعراب داراست ؟ بسختي بتوان به چنان فرضيه ، در مورد چنين رژيمي رسيد .
بهمين خاطر اعدام بي رويه بيست و نه زنداني در يكروز و چند زنداني ديگر
در روزهاي بعد را بايد تفسيري ديگر كرد منطبق با ماهيت و نهاد رژيمي
ددمنش كه در منابر نمايشي جمعه ها از اعدام ها صيحه جنون سرميدهد و
سرمستي ميكند (1) اين شهوت كشتار و قلع و قمع و سركوب را اگر دركنار
زوزه هاي جنگ طلبي احمدي نژاد كه دنيايي را به چالش نظامي و اتمي
ميخواند و كشور ، بل دنيايي را به لبه پرتگاه جنگ سوق ميدهد(2) اگر
بگذاريم حقايق بسيار بيشتري آشكار خواهد شد . حقيقت آنچه اعدام را امري
دلپذير و جنگ و هدم را بازيچه اي در دست جنايت پيشگاني چون سران حكومتي
قرار ميدهد. چيزي جز نياز مبرم و تلاشي لجام گسيخته براي بقاي حاكميت
منفور نيست . بي جهت نيست زمان اعدام ها مقطع فروغ جاويدان انتخاب
ميشود كه همزمان با پيروزي چشم گير مقاومت است. پاسخ به آنهمه ، پاسخ
به حضور ارتش آزادي در عمق خاك ميهن و حضور نماد مقاومت در سفري
پيروزمند كه فغان آخوندها را به فلك رساند بهترين معناست تا رژيم اعلام
موضع و اظهار پاسخ و جواب كند : اعدام !
اعدام پاسخ نياز مردم ايران به آزادي است كه آنرا در فروغ ، آنرا در
مقاومت و مجاهدين متبلور ميبينند و آخوندهاي سفله از ديگر سو اعدام را
پيشروي همين مردم به جان آمده ميگذارند . بايد قطع و يقين دانست كه
اعدام در ايران مقوله اي است سياسي ، يعني حرفي از مقوله قدرت بين
حكومت كنندگان و حكومت شوندگان ، هيچ منظور خيرخواهانه از دست كاهش جرم
، هيچ منظور اشتباه در برداشت قضايي و جزايي حتي جامعه شناسانه در كار
نيست . محض قدرتي كه از دست ميرود و سراشيبي مرگ كه از ترس آن ، مرگ را
به مردم عرضه ميكند تا خود از آن بگريزد . كه ديگر گريزي نيست از
سرنوشت محتوم خود ساخته در سي سال !
آخرين كلام نيز طرفه روزگار ! نسبت دادن مكرر نقض حقوق بشر از جانب
اطلاعات كودن آخوندي به مجاهدين است و اعدام هاي فله اي بر مثال كوسه و
ريش پهن ، دهها و صدها را روزانه راهي اعدام و شكنجه و ضجر و آسيب
ميكند و با وقاحت آخوندي انگشت نشانه سوي مجاهدين و مقاومت . گرچه اين
ماوراء وقاحت از آن دژخيمان و شكنجه گران سالهاست كه براي مردم آشناست
اما اينهمه را نيز عمري نمانده است . عمر شب به انتهاست.
1- تلويزيون شبكه يك ـ 11 مرداد1387 : امام جمعه موقت تهران از اعدام
اشرار و قاچاقچيان تقدير كرد .
2- خبرگزاري فرانسه 12مرداد1387 ـ محمود احمدينژاد… روز جمعه به
تلويزيون دولتي گفت كشورش عليه دشمنان براي دفاع از برنامه اتمي از قوه
قهريه استفاده خواهد كرد.
|