آمادگی برای مدیریت جهان و«تکاپو» جهت تشکیل «جبهه نجات» ،حکایت چسبیدن به«قاچ زین» و«سواری» .

مرتضی نامور   

 

درحالیکه گماشته ولی فقیه روزدرمیان برای روحیه دادن به نیروهای زهواردررفته ووارفته خود از آمادگی دردست گرفتن مدیریت جهان دم میزند ،ناطق نوری وخاتمی ورفسنجانی وکروبی توسرزنان ونالان درجستجوی تشکیل «جبهه» برای «نجات» قطار بی ترمز دنده نظام هستند وجملگی «نگران سرنوشت آینده کشورند»(بخوانید آینده رژیم آخوندی)،این یعنی «قاچ زین را بچسب که با مغز به زمین نخوری ،سواری پیشکش.

به واقع حرکات وسکنات گماشته ولی فقیه ودیگر عمودهای خیمه نظام که هرکدام به یک شیوه خود سمفونی دوران اضمحلال رژیم را با نتهای گوناگون مینوازند باید عبرت تاریخ دانست 

یک سر رژیم بدنبال مدیریت جهان است وروز وشب عربده مستانه میکشد وبا روضه خوانی وانشاء نویسی های پاسدار_ لمپنی خبر اضمحلال همه قدرتهای جهان را میدهد وپاسدار آدمکشهایش را برای مدیریت جهان فرا میخواند وسر دیگر رژیم که میداند «چه در انبان است» وچه سرنوشت محتومی در انتظار تمامیت این رژیم ضد انسانیست به دست وپا افتاده اند که خود را «نجات» دهند ، توجه کنید سایت تابناک دوازدهم مرداد هشتادوهفت:« ناطق نوري در تماس و ديدار با اكبر هاشمي رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي و مهدي كروبي، از راز دل خود پرده برداشته و دريافته كه آنان نيز نگران سرنوشت و آينده كشور هستند و حاضرند جبهه نجات ملي تشكيل دهند».

 وضعیتی که اکنون رژیم دارد آئینه تمام نمای رژیمی است که در طول سی سال حکومت جنایتکاران وتبهکاران توسط ضربات کاری که از مجاهدین ومقاومت مردم ایران دریافت کرده به این نقطه رسیده که جزادعاهای میان تهی وامیال قرون وسطایی وبن بست ومرگ یا خودکشی درطالع  ندارد،«امروز هم ملت ایران خوشبخت است و هر روز بر خوشحالی و خوشبختی آنها افزوده می شود»مصاحبه پاسدار احمدی نژاد با برایان ویلیامز خبرنگار  nbc

.اینست ماحصل وباقیمانده ازارتجاع ناب خمینی که درخلاءای تاریخی انقلاب بزرگ مردم ایران علیه دیکتاتوری وابسته شاه رابه سرقت برد واینچنین جامعه وتاریخ ما را به قهقرا کشید.

اما  اینها تمام واقعیت تاریخ ایران نیست ، وجه دیگرو وجه اجتماعی ومبارزاتی آن ، مردم ما و مقاومت بی بدیل وبی نظیریست که حکومت مادون تاریخی ولایت فقیه را به این هذیان گوییها وضدونقیض بافیها رسانده ،مقاومتی که یک سر رژیم را به پرت وپلا گویی کشانده وسر دیگررا به فکر«جبهه » جهت «نجات» رژیم .

آیا هیچ موجودی که مبتلا به روان پریشی نباشد میتواند رابطه ای میان «مدیریت جهان» و«خوشبختی روزافزون مردم ایران» از یکسو و«تکاپو» برای تشکیل «جبهه» برای«نجات» رژیم ازسرنگونی و«نگرانی ازسرنوشت» از سوی دیگر پیدا کند ، این وضعیت همان مختصات دوران اضمحلال  ودوران تعیین تکلیف وتغییر رژیم است که ماده ها ومحملهای خود را بارز نموده ، براین وضعیت رژیم ،گسترش رشد یابنده اعتراضات عظیم اجتماعی واعدامهای دسته جمعی مردم درایران ومقبولیت جهانی مقاومت را بیافزایید ،آنگاه بدرستی به ریشه های این اوضاع  و«تکاپوی» سران رژیم درایجاد »جبهه نجات» وبن بست مرگبار رژیم پی خواهید برد.

کشاکش مردم ایران با تمامیت رژیم از«مدیر» مالیخولیایی آن تا بانیان«جبهه نجات» و«دارالتجاره» ها ودلالان داخلی وبین المللی آن تا سرنگونی ودفن این جرثومه ضدانسانی ادامه خوهد یافت واین «مبارزه ایست تا پیروزی ».