.

چقدر روزهای آخر دیکتاتورها غمانگیز و در عین حال خوشحالکننده است.
خوشحالی از رهایی یک ملت، و اندوه و حس ترحم از اینکه انسانی میتواند تا این حد خود و مردمش را تحقیر کند…
در لحظهی سقوط، دیکتاتور نه هیبتی دارد و نه ابهتی؛ فقط چهرهای پُر از ترس و توهم است. بهیاد آرید قذافی را در حالی که التماس میکرد کشته نشود، پشتش پارهپاره بود.
به یاد آرید صدام را در قفس که هنوز خودش را رئیسجمهور عراق میدانست؛
و هیتلر در اعماق پناهگاه، همچنان دستور به لشکرهایی میداد که دیگر وجود نداشتند و اطرافیان مدام مجبور به یادآوری شکستها میبودند…
اینها فقط صحنههای سیاسی نیستند، بلکه تصویری از ذهنهای بیمارند.
روانشناسان این حالت را «توهم عظمت» مینامند؛ جایی که فرد خود را شکستناپذیر، محبوب و بینیاز از واقعیت میپندارد…
دیکتاتورها سالها در محاصرهی چاپلوسان و دروغ زیستهاند، و وقتی وقتِ سقوط میرسد، دیگر توان درک حقیقت را ندارند.
و امروز، ما نیز در همین نقطه ایستادهایم. رهبری که روزی از رسیدن به قلهها میگفت، حالا در زیرزمین پنهان شده و ادعا میکند اسرائیل له شده؛ و در همان حال وزیرش با اجازهی همان دشمن پرواز میکند. این فقط سقوط سیاسی نیست، فروپاشی روانی یک ذهن گرفتار توهم است…
آیندگان خواهند نوشت: رهبر جمهوریاسلامی، در دل زمین ناپدید شد، نه از ترس دشمن، بلکه از ناتوانی در دیدن حقیقت و مردمی که با او و سیاست هایش رنج فروان بردند…
@AftabkaranAzadi کانال
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت