
.
امروز جمهوری اسلامی و جملگی اعوان و انصارش همگی بسیج شدهاند که بمانند و همچنان زمین را از عدالت خالی کنند، بذر فساد بیفشانند و کشور را به آتش بسپارند. اینک همهی لشکریان خود را به میدان آوردهاند تا از سقوط حتمی پرهیز کنند و به این سودا دست یازیدهاند که عَلم ملیگرایی را، همچون آخرین دستاویز، بر دوش کشند و با آن بر زخمهای کهنهی مردم نمک بپاشند.
اما در این بازی بیشرمانه ناچار شدهاند همهی مهرههای سوخته و نیمسوزشان را عیان کنند و پرده را بالکل کنار زنند؛ هرچند خود میدانند اگر امروز برجا بمانند، سالها باید در پی جایگزینی برای این پیادهنظامِ تهماندهشان بدوند.
آشکارتر از همه، همان احزاب معتدل و اصلاحطلباند که ناگهان از شدت «ملیگرایی» جامه دریدند و فریاد «ایران، ایران»شان به افلاک رسید.
آری، ملیگرایی خود مایهی افتخار است و کشته شدن بیگناهان و ویرانی سرمایهها سخت اندوهبار؛ اما این غلیان آتشین احساسات ملی، از چنین جماعتی شگفتانگیز مینماید. چرا که پیش از این «جنگ دوازده روزه» هرگز نشانی از این همه غیرت وطنی در ایشان ندیده بودیم.
عجبا! آن زمان که اقتصاد به قعر تباهی فرو میرفت، بیکاری و فساد و بزهکاری از در و دیوار بالا میرفت و محیط زیست جان میداد که همچنان نیز همان است، چنین صداهایی از این آقایان برنمیخاست. شگفتتر آنکه همان روزها که سپاه و رهبر «فرزانه»شان ایرانگرایی را حرام اعلام میکرد و بر این حکم پافشاری مینمود، همینان دم برنمیآوردند و سکوت پیشه میکردند.
ما خوب میدانیم این نمایشها برای چیست و این بساط ریا را چگونه باید برچید.
@AftabkaranAzadi کانال
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت