
.
تولید، نگهداری و استفاده از سلاح هستهای برای همه کشورها حرام است اما یقینا برای نظامات غیردموکراتیک مثل ج.ا حرامتر میباشد، اتفاقا فتوای آقای خامنهای مبنی بر حرمت تسلیحات هستهای درست است اما نه صرفا به آن دلایلی که خود او میپندارد.
مهمترین دلیل حرمت بمب هستهای برای جمهوریاسلامی خود جمهوریاسلامی است، آنچنان که تصورش موجب تصدیق آن میشود.
نظامات توتالیتر و غیردموکرات بهسبب طرد جمهور (یگانه ناظر فسادناپذیر) از مقام تصمیمگیری و نظارت، در بدو امر آلوده به حلقههای ثابت و فاسد مدیریتی شده و کمی بعد با نفوذ حلقات فاسد اداری به نهادهای امنیتی با قارچ باند فاسد امنیتی (حلقههای فاسد مدیریتی با آپشن افزوده تفنگ قانونی) مواجه و امنیت کشور مضمحل میشود.
در نظامات توتالیتر با رد انتخابات آزاد و خردجمعی امکان چرخه نخبگان و فرصت تصدی عقلای جامعه بر مناصب کشور از ریشه سلب گردیده و در نتیجه؛ سوءمدیریت، عقبماندگی و فقر گریبانگیر آن ملت میشود.
دموکراسی ابزار حکومت عقلای جامعه است و نسبتی با نظاماتی مثل جمهوری اسلامی ندارد، نظاماتی که حذف مخالفین سیاسی از لایههای قدرت و تقابل با آزادی بیان خصیصه ذاتی آنان است.
ترورهای عجیب و موفق اسرائیل در سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ نظریه حاکمیت باندهای فاسد امنیتی بر مقدرات کشور را به اثبات رساند، همانگونه که آمد فقدان دموکراسی و در نتیجه عدم جابجایی واقعی قدرت سیاسی در ایران، ساختار اداری کشور را فرسوده و از درجه اطمینان ساقط کرده است، معروف است که میگویند:
👈«گاهی یک جابجایی سیاسی کار هزاران قاضی را به انجام میرساند»
اجرای دقیق پروتکلهای پیچیده امنیتی مربوط به حفاظت و دور نگهداشت چرخه غنیسازی و زرادخانههای هستهای از دخل و تصرف باندهای خرابکار، اساسا از عهده نظامات غیردموکراتیک و حداقلی خارج است، از این زاویه؛ بیش از میزان فوائد تردیدناپذیر انرژی هستهای، دسترسی نظامات غیردموکراتیک به چرخه غنیسازی و خصوصا بمب اتمی نگرانکننده است، تصور کنید جامعه جهانی با غنیسازی محدود توسط جمهوریاسلامی موافقت کند، اگر فردا روزی با نفوذ باندهای فاسد امنیتی و تغییر مناسبات، کلاهکی هستهای تولید و به سمت یکی از کشورها نشانه گرفته شد، تکلیف نظام جهانی چیست جز واکنش فوری، متقابل و بازدارنده هستهای؟!
این هشدار ناظر به خطرات دهشتناک باندهای فاسد امنیتی است که از رحم نظامات استبدادی متولد میشوند، اما این مهم نیز ناگفته نماند؛ احتمال اینکه خود نظام استبدادی نیز راسا تصمیم به ساخت و استفاده از سلاح هستهای بگیرد به دو دلیل؛ ثبات طولانی و تجمیع سنتی قدرت و واپسزدگی خردجمعی از ضریب اتفاق بالایی برخوردار است، از این رو عدم اعتماد هستهای بینالمللی به نظامات استبدادی مثل جمهوریاسلامی عاری از منطق نمینماید.
دو کشور هند و پاکستان با ابزار دموکراسی موفق شدند حساسیت جامعه جهانی را نسبت به تسلیحات هستهای خود به حداقل برسانند و ملتهای خود را از خطر تحریمهای کمرشکن حفظ نمایند، طبیعی است که جهان ظهور کره شمالی دیگری اینبار در منطقه فوق استراتژیک خاورمیانه را به هر قیمتی برنتابد.
جمهوریاسلامی اگر داوطلبانه به سمت دموکراسی و جابجایی واقعی و مداوم قدرت نرود بلندپروازیهای هستهایاش همچون آواری بس سنگین بر سر ملت رنجور ایران فرود خواهد آمد همچنان که در چالش ۲۴ ساله اتمی به چشم خود دیدیم که برنامه هستهای ایران علیرغم ارزش ماهیتی و فنیاش در نهایت موجب عدم انتفاع مردم، تجاوز به خاک و عقبگرد کشور شد.
از سرنوشت ج.ا میتوان به سهولت فهمید؛ حق غنیسازی با استبداد سیاسی قابل جمع نبوده و حل این تضاد با فرمول فتوای هستهای ممکن نیست و داروی دموکراسی را لازم دارد، خوشبختانه امروزه و به درستی نقش بیبدیل دموکراسی در حل منازعات داخلی و بینالمللی از چشم مردم ایران پنهان نمیباشد، سالهاست که شعار معروف و سنتی «انرژی هستهای، حق مسلم ماست» صرفا محدود به هواداران اقلیت نظام شده و از حنجره اکثریت مردم شنیده نمیشود، در منظر جمهور؛ اصلاح و دموکراتیزه کردن نظام حکمرانی کشور در صدر اولویتها قرار داشته و مطالبه انرژی هستهای به مابعد گذار از جمهوریاسلامی فعلی منتقل شده است.
سردار فضلی از مقامات باقیمانده سپاه از حملات اسرائیل، درست در هنگامهای که نگرانی جهانی نسبت به سرنوشت نامعلوم ۴۰۰کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در تاسیسات زیرزمینی فردو بالا گرفته ناگهان در تلویزیون رسمی ج.ا حاضر شده و میگوید؛ «سلاح هستهای در مشت ماست…» این گفته ایشان، نشان از عمق نادانی سیاسی است که بر ساحت کشور استیلا یافته است.
امروز خطر بزرگتر از اسرائیل، وجود افرادی سادهلوح است که متاثر از باندهای فاسد امنیتی به کار سیاستگذاری مشغولند.
.
@AftabkaranAzadi کانال
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت