
بین مردم و حکومتها، دو نوع رابطه کلی وجود دارد:
1⃣ رابطهٔ مبتنی بر امید…
2⃣ رابطهٔ مبتنی بر یأس…
✳️ رابطهٔ مبتنی بر امید، چهار مرحله دارد:
🔘 مرحلهٔ شیفتگی:
در این مرحله، مردم شیفتهٔ حکومت خود هستند؛ این شیفتگی بهویژه در نظامهای تازهتأسیس سیاسی که غلظت امید به آینده بسیار بالاست دیده میشود.
🔘 مرحلهٔ همزیستی:
در مرحله همزیستی، نگاهها به حکومت، معقولتر شده است. مردم دیگر مانند قبل، واله و شیدای حکومت نیستند ولی در عین حال، آن را به رسمیت میشناسند، محترم میدانند و در یک تعامل دو سویه با یکدیگر همزیستی دارند.
🔘 مرحلهٔ انتقاد:
با آشکار شدن نقاط ضعف، مردم لب به انتقاد میگشایند و نقد حکومت را بهطور جدی مطرح میکنند. منتقد کسی است که هنوز رابطهٔ مبتنی بر امید با حکومت دارد و نقدهاش به امید اصلاح امور است.
🔘 مرحلهٔ اعتراض:
اگر حکومت به نقدها ترتیب اثر ندهد یا بدتر، با منتقدان برخورد کند، مرحلهٔ آخر امید شکل میگیرد و آن شکلگیری اعتراضات است. حکومتی که با اعتراض مردم مواجه است، باید از این که هنوز امید در جامعه وجود دارد، خرسند باشد و اعتراضات را قدر بداند چون هر معترضی قاعدتاً به امید بهبود وضعیت اعتراض میکند.
✳️ رابطهٔ مبتنی بر یأس در صورتی شکل میگیرد که اعتراضها به نتیجه نرسد یا سرکوب شود و دو مرحله دارد:
🔘 مرحلهٔ بیتفاوتی:
مردمی که ناامید از اصلاح امور شوند، وارد فاز بیتفاوتی میشوند. این وضعیت حکومتها را دچار انحراف تحلیل میکند؛ بدین معنا که چون مردم در لاک خود فرورفتهاند و صدای اعتراضشان بلند نیست، تصور میشود که از حکومت و وضعیت موجود رضایت دارند یا دستکم نسبت به آن واکنشی نخواهند داشت. حال آنکه این بیتفاوتی، نشانهٔ ناامیدی جامعه و مقدمهٔ وضعیت خطرناکتری است.
🔘 مرحلهٔ بهستوهآمدگی:
بیتفاوتی بهصورت آرام و تدریجی، به وضعیت بدتر ناامیدی یعنی «بهستوهآمدگی» تبدیل میشود چرا که بیتفاوتی مردم، حکومتها را نیز نسبت به اصلاح عملکردها بیانگیزه و آنها را دچار توهم «ثبات» میکند.
این وضعیت، اوضاع را وخیمتر میکند و مردم اندکاندک بهستوه میآیند ولی همچنان در سکوت هستند، سکوتی که آتش زیر خاکستر است. سکوتِ «بهستوهآمدگی»، میتواند با کوچکترین جرقهای به انفجار تبدیل شود…
@AftabkaranAzadi
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت