.

رسیدن به «قله»، اسم رمزی بود برای ویرانی و ما دیر فهمیدیم، البته عدهای گفتند ولی زبان طعن بود تا شاید پند گیرند…
ما همان روزها میدانستیم قلهای در کار نیست؛ اما گمان میکردیم آقا و دستگاهش صرفاً دچار توهّماند یا شکلی از بیتفاوتیست…
ولی این روزها پزشکیان پرده از راز این نزدیکی قله برداشت؛ گفت: «آب نداریم و نمیدانیم چه باید کرد؛ هر که میداند، پیش آید و چاره کند!»
آنها زمانی دارند این را میگویند که بسیار دیر است و دیگر نه آبی وجود ندارد و نه پولی. بنابراین تنها نتیجهای که میتوان گرفت این است که آنچه رخ داده کاملا عمدی بوده است…
و این تنها آب نیست؛ گاز و برق نیز رو به افول است. هر سال، ۱۰% از تولید گاز کاسته میشود؛ و برق نیز به همان اندازه متأثر میشود و این یعنی زمستان در پیش، آکنده از بحرانهاست…
🔸 اما چرا با مردم چنین کردند…؟!
نظام، به دلایل بسیار؛ از خیزشهای مردمی تا قهر از انتخابات، کینهای سترگ در دل نسبت به ملت داشته و دارد.
علمالهدی در کشاکش همان خیزشها هفت سال پیش گفت: «اگر قرار شد برویم، زمین سوخته تحویل میدهیم.»
ما آن روز، این گفته را مسخره و گستاخی پنداشتیم؛ غافل از آنکه آن دیو، در عزم خود جدی بوده است…
قوم مغول چون پایان را بهتر از ما دیده بود با برنامه و هدفمند، همه چیز را به حال خود رها کرد و حالا انتقام از مردمی میگیرد که میداند دیگر هرگز او را برنخواهند گزید.
آری؛ این «قله» همان بود، قلهی نابودی ایران…
اما ای کاش زودتر میفهمیدیم، ای کاش حرفهای علمالهدی را جدی میگرفتیم که نهفقط با مردم سرِ جنگ دارند، که به نابودی این خاک هم کمر بستهاند…!
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
@AftabkaranAzadi
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت