خانه / دنیای سایبری / حداد عادل و کابوس کنترل فضای مجازی؛ دوباره همان ترس قاجاری از تلگراف :حمید اصفی

حداد عادل و کابوس کنترل فضای مجازی؛ دوباره همان ترس قاجاری از تلگراف :حمید اصفی

دنیای سایبری

غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان فارسی، در یکی از همان برنامه‌های فرمایشی صداوسیما گفته است: «فضای مجازی بی‌صاحب است و هر کسی در آنجا حرف خودش را می‌زند و اعمال سلیقه می‌کند.مدت‌هاست در پی ضابطه‌مند کردن فضای مجازی هستیم تا برایش یک چارچوبی بگذاریم.»

ظاهر این سخن شاید «دغدغه‌مند» جلوه کند، اما در باطن چیزی جز نوستالژی قاجاری برای «صاحب‌داشتن مردم» نیست. گویی هنوز در عصر قجرها گیر کرده‌اند که برای هر کوچه «کدخدا» می‌گذاشتند و برای هر فکر «مفتش».

ذهنیت قاجاری به همین‌جا ختم نمی‌شود: وقتی اولین تلگرافخانه به ایران آمد، شاه و دربار بیشتر از آنکه خوشحال باشند وحشت کردند که مردم خودشان به هم پیام بدهند. امروز هم همان ترس قدیمی، باز در قالب «چارچوب‌گذاری برای فضای مجازی» ظاهر شده است.

در جهان امروز، هیچ سیاستمداری در لندن یا برلین جرئت نمی‌کند بگوید «فضای مجازی بی‌صاحب است»، چون می‌داند صاحب آن همان مردمی هستند که مالیات می‌دهند و حکومت را سر کار گذاشته‌اند. اما در منطق حداد عادل و هم‌نسلانش، جامعه چیزی نیست جز پادگان: همه باید صف بکشند، ساکت باشند و از صف خارج نشوند. اینترنت هم در این نگاه باید مثل آسایشگاه نظامی «افسر نگهبان» داشته باشد.

کشورهای توسعه‌یافته سال‌هاست قوانین شفاف برای حفاظت از داده‌ها و حقوق کاربران وضع کرده‌اند. اتحادیه اروپا با GDPR به مردم حق «مالکیت بر اطلاعات شخصی» داده است. آمریکا به فکر شکستن انحصار غول‌های فناوری است. کره جنوبی، اقتصاد دیجیتال را ستون آینده خود کرده است. اما در ایران،هنوز بحث بر سر این است که آیا «اینترنت صاحب دارد یا نه!» این یعنی دقیقاً یک قرن عقب‌ماندگی. درست مثل آنکه در عصر خودرو، همچنان بحث کنیم که آیا گاری باید مهار اسب داشته باشد یا نه.

اگر چیزی «بی‌صاحب» باشد، نه فضای مجازی که سیاست در ایران است. کشوری با این همه منابع، ثروت، سرمایه انسانی و تاریخ، در دست کسانی افتاده که به جای توسعه زیرساخت، مدام به فکر «صاحب گذاشتن» بر افکار عمومی‌اند. بی‌صاحبان واقعی همان‌هایی هستند که مردم را صغیر می‌پندارند و برای هر جمله‌شان «ناظر» می‌خواهند.

ذهنیت حداد عادل ادامه همان سنت «قیمومت» است: مردم صغیرند، باید برایشان ولی گذاشت؛ فضای مجازی هم یتیم است، باید برایش قیم تراشید. درست مثل دوران قاجار که برای هر کوچه یک کدخدا، برای هر فکر یک مفتش، برای هر قهوه‌خانه یک قلیانچی تعیین می‌کردند و هر کس بدون اجازه حرف می‌زد، ترس از «بی‌صاحب شدن» به جان حاکمان می‌افتاد. این در حالی است که جهان مدرن، قرن‌هاست این منطق را به زباله‌دان تاریخ فرستاده. دموکراسی یعنی پایان قیمومت. اینترنت یعنی شکستن انحصار صدا. و شهروند امروز نه رعیت است و نه سرباز وظیفه.

تکنولوژی همیشه سریع‌تر از سانسور حرکت کرده. چاپخانه، کلیسا را شکست. رادیو، استبداد را به چالش کشید. اینترنت، دروغ‌های رسمی را بی‌اعتبار کرد. حالا نوبت شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی است که روایت‌های حکومتی را درهم بشکنند. هیچ فرهنگستانی نمی‌تواند جلوی این موج را بگیرد، حتی اگر هزار «چارچوب» بتراشد.

آقای حداد! فضای مجازی صاحب دارد؛ اسمش مردم است. مسئله این است که شما و همفکرانتان نمی‌خواهید این حقیقت ساده را بپذیرید. چون تا دیروز صاحب منبر بودید، امروز می‌خواهید صاحب توییتر و اینستاگرام هم بشوید. اما تاریخ یک پیام روشن دارد: هیچ حکومتی نتوانسته جلوی جریان آزاد فکر را ببندد، مگر آنکه خودش پشت همان دیوارها خفه شده باشد.