خانه / ثابت / آزادی خواهی با صدای فرخ یزدی/و سرگذشت رشنفکر ازادی خواه در ایران :رضا کاظمی

آزادی خواهی با صدای فرخ یزدی/و سرگذشت رشنفکر ازادی خواه در ایران :رضا کاظمی

ان زمان که بنهادم سر به پای ازادی /
دست خود زجان شستم از برای ازادی/
تا مگر به کف ارم دامن وصالش /
میدوم به پای سرقفای ازادی۰۰۰۰/

در جامعه ای حکومت استبدادی جای ازادی را می گیرد کوچکترین شری که از این جابجایی پدید می اید این است که ٫ ان جامعه دیگر پیشرفت نمی کند ٫ نه ثروت اش افزایش می یابد نه قدرت اش و بیشتر موارد جامعه به سراشیبی و زوال می افتد( ماکیاولی- گفتار ها۱۵۲۲)۰

در نظام های سرکوب گر و توتالیتر همه دستگاه که بر شهروندان نظارت می کند  بزرگترین چیزی که انسان ها ندارند احساس تنهایی است۰
احساس تنهایی ای که در حکومت های استبدادی و توتالیتر وجود ندارد۰

ازادی از اغاز تاریخ مورد احترام انسان های فرزانه بوده و ازادی مقدمه« اگاهی » است۰ هرکه ازاد تر اگاه تر»۰

ازادی در خدمت هیچ چیز و هیچ کس نیست همه چیز در خدمت ازادی است۰
ازادی را نباید تحت شعار های هیچ چیز و هیچ کس قرار داد وگرنه می میرد۰
مارکس ازادی را در خدمت شعارهایی قرارداد اما لنین انرا قربانی ایدیولوژیکی مارکسیزم کرد۰
ژان پل سارتر ازادی را تحت فلسفه قرار داد و ان را فدای اسطوره ای بنام« استالین » کرد ۰ و اختلاف البر کامو و سارتر  بر سر همین مساله فرانسه و الحزایر ۰۰۰۰۰۰ واستالین و۰۰۰ بود
لوگاچ ازادی را در خدمت پرولتاریا قرار داد نداست چگونه از ان بهره گیرد و۰۰۰
در ایران ازادی اما همیشه قربانی افراط و تفریط های سیاسی صرف شد  و روشنفکران و جریان های سیاسی ندانستند چگونه از ان بهره گیرند  و تا سرنجام انقلاب ۵۷/ حکومت دین سالار خمینی» از ان بهره برد  و ازادی راقربانی نظام فقهی« ایدیولوژیکی » کرد و۰۰۰۰۰)۰

می دانیم که گل ازادی در سایه و در نظام مذهبی « دین سالار » پرورده نمی شود ۰
دیدیم در قرن بیستم « مغزهای علیل هیتلر٫ استالین  ٫ پهلوی پدر و پسر بگیر و بیا۰۰۰۰) به همه چیز سایه انداخت ۰
و سرود ازادی چیزی را می سراید که هنوز در ایران اتفاق نیافتاده است و نشانی از گمشده خود را می جوید تا برای اینده رقم بزند۰

پروژه ازادی خواهی حرکتی بود که ابتدای ان بر می گردد به اوایل قرن۱۹/ جنگ ایران و روس و ماهده تر کمانچای و زمانی که ایران تصمیم گرفت با دنیای تجدد ایجاد مواصلت کند — که چون ساعقه ای بر سر ایران فرود امد و اندیشمندان دیار ما علل این سر شکستگی و خفت و خست ملی و۰۰۰۰
از مشروطه موضوع « فرنگی مابی» جزو شرایط اصلی اشغال مناصب و پیشاهنگی جامعه شد۰
تعاملات ایران و غرب بود که بسیاری از مفاهیم ان دایره گفتمان ایرانیان شد و دغدغه تغییر را در سر می پروراندند و برای مردم ایران عجیب می نمود که می توان منتقد و مخالف دولت و حکومت شاه بود و به سرنوشتی به غیر از « داغ و درفش» شد و ۰۰۰۰ ولی در دوره رضا شاهی اند اند خانواده های متوسط تری هم به این حریم راه یافتند ۰
از شهریور ۱۳۲۰ وضع تازه ای در این زمینه ایجاد گشت و از کودتای مرداد۱۳۳۳ وضع تازه تری ٫تا سرنجام به بهمن ۱۳۵۷/ ختم گردید۰ در تمام این مدت بار ادره کشور بر دوش « تحصیل جدید» بود و هرپیروزی و شکست را باید در ارتباط با ان سنجید ۰

اما همان گونه که اجودانی نویسنده کتاب مشروطه ایرانی عنوان می کند :
ازادی برای « اندیشیدن» هیچگاه انگیزه مستمر برای فکرو اندیشه در ایران فراهم نساخت زیرا از همان گام های نخست کار به افراط و تفریط می کشید و۰۰۰
در اوج تحولات اجتماعی و سیاسی در دوره مشخصی چون« نهضت مشروطه » که یکی از مهم ترین حرکت های جمعی مردم علیه نظام استبدادی شاهی بشمار می رفت تشکیل عدالت خانه و مجلس و استقرار قانون و برای ازادی و جلگیری از خودسری و خوکامگی شاه و استبداد در بود و۰۰۰ و می خواستند با الگو برداری از انچه در جامعه غربی میگذرد اما بدون اینکه نظر به فرنگ و زیرساخت های جامعه غرب و نحوه حکومت قانون و ۰۰۰ در کشور را داشته باشند  ٫ پاسخ به چنین ابهامی از ازادی و دموکراسی جز توهم و باطل بودن چنین تصوری را پس از مشروطه به خوبی اشکار کرد و پس از فروپاشی قاجار با روی کار امدن رضاشاه وبه دلیل فراهم نبودن زمینه های لازم برای تغییر و ناگاهی اکثریت مردم که ۸۵ در صد شان بی سواد بودند ٫ طرفه اینکه به سازگاری های جامعه جدید برای ازادی و دموکراسی  به قولی  همچون برفی در برابر افتاب تابستان اب شد و رفت  و دوران دیگری از دیکتاتوری در تاریخ ایران زمین رقم خورد و رضاشاه که در اغاز از در جمهوری خواهی امد اما به دیکتاتوری رسید۰
بعد از استقرار دوران رضا شاه نویستدگان و شاعرانی سر بر کشیدند  و به میدان امدند  و از در مخالفت با استبداد رضاشاهی  به پاخاستند و از جمله شاخص ترین چهره ها یعنی« فرخ یزدی » می توان اشاره کرد  و صدای ازادی سر داد و برای ازادی خواهی که در نهایت در زندان قصر به قتل رسید و جانش را بر سر ارمان خواهی گذاشت و۰۰۰۰۰