
هاشم خواستار، معلم برجسته و بنیانگذار کانون صنفی فرهنگیان مشهد، بیش از هشت سال است که در زندان وکیلآباد مشهد در شرایطی سخت و غیرانسانی محبوس است. این فعال سرشناس جنبش معلمان ایران، که همواره بر عدالت، آزادی و آگاهی تأکید داشته، تحت نظارت شدید امنیتی و بدون دسترسی به امکانات اولیه زندگی میکند. این شرایط را مصداق شکنجه روانی و نقض آشکار حقوق بشر میباشد.
سرکوب هدفمند در بند سیاسی
هاشم خواستار در بند ۱/۶ زندان وکیلآباد، که محل نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی است، در سلولی کوچک به ابعاد سه در چهار متر بهصورت انفرادی زندانی است. این بند حدود پانزده زندانی دارد و تحت نظارت دائمی دوربینهای مداربسته قرار دارد که حتی حریم شخصی او را نقض میکنند. او روزانه تنها یک ساعت در دو نوبت نیمساعته اجازه هواخوری دارد و تماسهای تلفنیاش با خانواده، که از دفتر سرپرستی زندان انجام میشود، به شدت کنترل و شنود میشود. هرگونه اعتراض در این تماسها به قطع فوری ارتباط منجر میگردد.
شکنجه سفید؛ ابزاری برای درهمشکستن روحیه
به گفته منابع نزدیک به خانواده خواستار، او از ملاقات حضوری و تماس آزاد با وکیل یا خانواده محروم است. حتی رفتوآمد او به بهداری یا حیاط زندان تحت نظارت مأموران امنیتی انجام میشود. شرایط بهداشتی بند نیز بسیار نامناسب گزارش شده است؛ آب آشامیدنی آلوده، کمبود امکانات درمانی و محدودیت در دسترسی به کتاب و نوشتافزار از جمله مشکلات روزمره اوست. نوشتههای او اغلب ضبط یا نابود شده و اجازه مطالعه و نگارش آزاد ندارد. این محدودیتها بهعنوان «شکنجه سفید» برای تضعیف روحیه و مقاومت او طراحی شده است.
از کلاس درس تا زندان؛ سفری برای آگاهی
هاشم خواستار، متولد ۱۳۳۲ در روستای مود خراسان جنوبی، در خانوادهای آزادیخواه و هوادار دکتر مصدق رشد کرد. تحصیلات ابتدایی را در مود، دبیرستان را در زاهدان و سپس کارشناسی کشاورزی را در دانشگاه ارومیه گذراند. او پس از پایان سرباری و در بنیاد مستضعفان و سپس اداره کشاورزی فعالیت کرد، اما در نهایت مسیر معلمی را برگزید و سالها در هنرستانهای کشاورزی تربت جام و مشهد به آموزش پرداخت. به گفته خودش « آموزش تنها راه آگاهی و آزادی جامعه است» پس از بازنشستگی در سال ۱۳۸۷، با تأسیس کانون صنفی فرهنگیان مشهد، به فعالیتهای صنفی و فرهنگی ادامه داد و در دورهای ریاست کانون خراسان بزرگ بود و علیه فساد، تبعیض و سرکوب در نظام آموزشی سخن گفت. این تعهد به آگاهی و عدالت، او را به یکی از چهرههای برجسته جنبش معلمان تبدیل کرد.
تاریخچهای از بازداشت و مقاومت
اولین بازداشت هاشم خواستار به سال ۱۳۶۹ بازمیگردد، زمانی که به دلیل پیگیری حقوق معلمان مورد بازجویی قرار گرفت. در دهه ۸۰ نیز به دلیل اعتراضات صنفی و تجمعات فرهنگیان، چندینبار بازداشت و به احکام تعلیقی و کسر حقوق محکوم شد. در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، همزمان با اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری رژیم، توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد که در تجدیدنظر به دو سال کاهش یافت. او این مدت را بدون مرخصی سپری کرد و نامههای افشاگرانهاش درباره شرایط غیرانسانی زندان، بازتاب گستردهای یافت.
در آبان ۱۳۹۷، مأموران امنیتی او را از منزلش ربودند و بدون حکم قضایی در بیمارستان روانی ابنسینا بستری کردند؛ اقدامی که با اعتراض گسترده فعالان صنفی و حقوق بشری، به آزادی او در ۱۹ آبان همان سال منجر شد. اما در ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، در جریان تجمعی مسالمتآمیز مقابل دادگاه انقلاب مشهد، همراه با چند تن از فرهنگیان بازداشت شد. دادگاه انقلاب او را به اتهامات «تشکیل گروه برای برهم زدن امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «نشر اکاذیب» به ۱۶ سال زندان محکوم کرد. در دوران حبس فعلی نیز، به دلیل انتشار نامهها و بیانیهها از زندان، چهار پرونده جدید علیه او گشوده شده که مجموعاً حدود ۸ سال حبس دیگر به همراه داشته است.
نامههایی از زندان؛ صدایی که خاموش نشد
هاشم خواستار در طول سالهای حبس، با نگارش نامههایی خطاب به معلمان، دانشجویان و مردم ایران، نسبت به فساد، ظلم و بیعدالتی هشدار داده است. او در یکی از نامههایش نوشت:
«زندان برای معلمی که درس آزادی داده، کلاس تازهای است برای یاد دادنِ مقاومت».
این روحیه مقاوم، او را بارها در معرض فشار، بازجویی و تهدید قرار داده، اما او همچنان بر راه مسالمتآمیز و مدنی در دفاع از حقوق فرهنگیان تأکید دارد.
محرومیت مضاعف و بیتوجهی به سلامت
خانواده هاشم خواستار بارها نسبت به وضعیت سلامت او هشدار دادهاند. او در طول حبس طولانیمدت، با مشکلاتی مانند فشار خون و ضعف عضلانی مواجه شده، اما هیچگونه مرخصی درمانی یا دسترسی آزاد به پزشک برایش فراهم نشده است. سازمانهای حقوق بشری وضعیت او را «نمونهای آشکار از سرکوب فعالان صنفی معلمان در ایران» توصیف کردهاند.
نماد پایداری فرهنگیان
هاشم خواستار بیش از هر چیز، نماد پایداری و صداقت در میان فرهنگیان ایران است. او هیچگاه از آرمانهای خود عقب ننشست و هزینه آن را با سالها زندان و آزار پرداخت. در آخرین نوشتهاش خطاب به همکارانش گفت:
«من در زندانم، اما آزادتر از آنان که سکوت کردهاند. معلم اگر خاموش شود، نسلها بیصدا میمیرند».
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت