خانه / ثابت / علتِ باران نباریدن را در عملکردِ شورای نگهبان، گزینش‌ها، قضاوت‌ها و … جستجو کنید : جعفر محمدی 

علتِ باران نباریدن را در عملکردِ شورای نگهبان، گزینش‌ها، قضاوت‌ها و … جستجو کنید : جعفر محمدی 

آقای رئیس جمهور گفته است که اگر همچنان باران نبارد، مجبوریم تهران را تخلیه کنیم.

با اصلِ طرح تخلیه موافقیم؛ لیکن نه تخلیه خلق‌الله از شهر و دیارشان که مُیَّسر نیست بلکه تخلیه مسوولانِ ناکارآمد و ناآگاه از مسندهای ریاست و وزارت و وکالت و مدیریت‌های کلان.

بله! درست خواندید:
راه حلِ مشکل بی‌آبی و کم بارشی در ایران، تخلیه صندلی‌های دولت و مجلس از افرادی است که بدونِ داشتنِ تخصص و دانشِ کافی و صرفاً بر اساسِ معیارهای سیاسی و ایدئولوژیک – ولو ریاکارانه – این کرسی‌ها را اشغال کرده‌اند.

چون علم از طُرقِ مختلف و از جمله دو مصداق اثبات شده زیر، ثابت کرده که سوءِ مدیریتِ مدیران زمینی، ارتباطِ کاملاً مستقیمی با کاهشِ نزولات آسمانی دارد:

الف- همه می‌دانند که چرا سطحِ آب‌های زیر زمینی در ایران تا بدین حد پایین رفته است:
از توسعه بی‌رویه و البته کم‌ثمرِ کشاورزی و اجازه احداثِ بی‌رویه چاه و عَدمِ بهره‌گیری از فناوری‌های نوینِ آبیاری گرفته تا احداثِ صنایعِ آب‌بر در مناطقِ کم آب و عدمِ رسیدگی به معضلِ دیرینِ هَدَر رفتِ آب در شبکه توزیع و…

این وضعیت محصولِ چیست؟

محصولِ تصمیمات مدیرانِ دولتی و نمایندگانی است که از دانشِ لازم برخوردار نبوده‌اند و هر چه به ذهنِ‌شان رسیده یا به نفعِ خود یا گروه سیاسیِ‌شان بوده را مُصَوَب و اجرا کرده‌اند. نتیجه شده است پایین رفتنِ سطحِ آب‌های زیر زمینی. یعنی در منطقه‌ای که قبلا با حفرِ ۵ متر به آب می‌رسیدند الان باید ۵۰ متر زمین را بکَنید.

تحقیقاتِ متعددی در مراکزِ علمیِ جهان نشان داده به ازای هر ۱۰ متر کاهشِ سطحِ آب‌های زیر زمینی، ۵ الی ۱۵ درصد کاهشِ بارنگی اتفاق می‌افتد (علت علمی‌اش را می‌توانید در گوگل بیابید).*

ب- پژوهش‌های علمی ثابت کرده‌اند که هر چه سطحِ آلودگی هوا بالا برود، سطحِ بارِش پایین می‌آید (علتِ علمی این را هم می‌توانید در وِب بیابید)؛ علتِ آلودگی هوا نیز آیا چیزی جز سوءِ مدیریت در بخش‌های گوناگون از خودروسازی و پتروشیمی گرفته تا سیاست خارجی است؟
پس خلاصه ماجرا این شد:
تصمیم‌گیران و مدیرانِ کم‌دانش = کاهشِ نزولات آسمانی.

حالا راه حل چیست؟
حذفِ نظارتِ استصوابی و سیستم‌های گزینش سُنتی و اولویَت دادنِ تخصص بر سیاست و ایدئولوژی. تخلیه مدیرانِ کم‌دانش و جایگزین شدنِ متخصصان در فرایندِ آزادِ گردشِ نخبگان توسطِ مردم.*

اگر خردمندان علم‌گرا و دنیادیده در مجلس و دولت حاضر باشند و سطح بحث‌ها و دغدغه‌ها از این که پسر فلانی در خارج است و فلانی در شبکه اجتماعی‌اش فلان پست را لایک کرده یا فلان لباس را پوشیده و … بالاتر برود و مثلا به این برسد که چه کنیم برای کاهشِ هدَر رفتِ فقط ۵ درصد آب در فلان حوضه و کاهش ۱۰ درصدی آلودگی هوا در یک برنامه زمانی مشخص و افزایش ۲۰ درصدی کیفیتِ بنزین بر اساسِ یک تقسیمِ کارِ اجرایی و افزایش ۳۰ درصدی سطحِ کشتِ محصولات با آبیاری قطره‌ای در پنج سال و نظایر این‌ها، خواهید دید که بسیاری از مشکلاتی که امروز لایَنحَل می‌نمایند، به راحتی حل می‌شوند و روح و روانِ جامعه نیز التیام می‌یابد.*

بنابراین تنگ‌نظری‌های سیاسی و محدود کردنِ دایره تصمیم‌گیران و مدیرانِ ارشد به حلقه‌های بسته سیاسی توسطِ شورای نگهبان و گزینش‌گرانِ سازمانی، منشأِ بسیاری از مَصائب از جمله خشکسالی و کم بارِشی است که ایران امروز ما بدان دچار است.