
مقدمه
از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری روحانیت شیعه، سیاستهای راهبردی خود را بر پایه ایدئولوژی مذهبی و مقاومت در برابر غرب بنا نهاده است. یکی از برجستهترین این سیاستها، برنامه هستهای است که به عنوان نمادی از استقلال و قدرت ملی تبلیغ میشود. با این حال، منتقدان این برنامه را یک سیاست اشتباه میدانند که منابع عظیم مالی کشور، به ویژه درآمدهای نفتی، را به جای سرمایهگذاری در رفاه مردم، صرف پروژهای پرهزینه و پرریسک کرده است. ادعای اصلی این مقاله این است که حدود یک سوم از درآمد نفتی ایران از سال ۱۳۵۷ تا کنون (حدود ۵۰۰ میلیارد تا ۱ تریلیون دلار) صرف برنامه هستهای شده، در حالی که این منابع میتوانست برای بهبود آموزش، بهداشت، زیرساختها و کاهش فقر استفاده شود. این مقاله بر اساس دادههای اقتصادی و انتقادهای داخلی و خارجی، این سیاست را بررسی میکند.
درآمد نفتی ایران از انقلاب تا کنون
ایران به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تا ۲۰۲۵، درآمدهای هنگفتی از صادرات نفت کسب کرده است. بر اساس تخمینها، مجموع تولید نفت خام ایران تا پایان ۲۰۰۲ حدود ۵۴ میلیارد بشکه بوده و با ادامه تولید در سطوح ۲-۴ میلیون بشکه در روز، درآمد کل نفتی تا ۲۰۲۵ حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. در سالهای اولیه انقلاب، درآمد سالانه حدود ۱۰-۲۰ میلیارد دلار بود، اما در دهه ۲۰۰۰ با افزایش قیمت جهانی نفت، به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسید. با این حال، تحریمهای بینالمللی از سال ۲۰۱۲ به بعد، درآمد را کاهش داد؛ برای مثال، در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۳ میلیارد دلار و در ۲۰۲۳ حدود ۵۳ میلیارد دلار گزارش شده است. نفت بیش از ۹۰ درصد صادرات ایران را تشکیل میدهد و حدود ۲۵-۶۰ درصد بودجه دولت را تأمین میکند، اما بخش عمده آن به جای سرمایهگذاری عمومی، به پروژههای ایدئولوژیک اختصاص یافته.
هزینههای برنامه هستهای: یک سرمایهگذاری پرهزینه
برنامه هستهای ایران از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و تحت رهبری روحانیت شیعه، به عنوان بخشی از سیاست “استقلال” پیگیری شده است. تخمینها نشان میدهد که هزینه کل این برنامه تا ۲۰۲۵ بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار بوده و حتی برخی منابع آن را تا ۲ تریلیون دلار (شامل هزینههای مستقیم و غیرمستقیم مانند تحریمها) برآورد میکنند. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق، در سال ۲۰۲۱ هزینه را حداقل ۱ تریلیون دلار اعلام کرد. در بودجه ۲۰۲۵، بیش از ۱۶ تریلیون ریال (۳۱۳ میلیون دلار) مستقیماً به برنامه هستهای اختصاص یافته، اما هزینههای واقعی بسیار بالاتر است، از جمله قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری با روسیه برای ساخت رآکتورهای جدید. این هزینهها شامل ساخت تأسیسات، غنیسازی اورانیوم (با هزینه ۱۷۵۰ دلار به ازای هر کیلوگرم) و خسارات تحریمهاست که بیش از ۶۲۰-۷۰۰ میلیارد دلار از درآمد نفتی را از دست داده. اگر یک سوم درآمد نفتی (۵۰۰ میلیارد دلار) صرف شده باشد، این معادل هزینهای است که میتوانست برای مردم سرمایهگذاری شود.
سیاست اشتباه روحانیت شیعه: انتقادها و دلایل
روحانیت شیعه، به رهبری آیتالله خمینی و سپس خامنهای، برنامه هستهای را به عنوان بخشی از ایدئولوژی “مقاومت” توجیه کرده، اما این سیاست با انتقادهای گستردهای روبرو است. فتوای خامنهای علیه سلاح هستهای (به عنوان حرام شرعی) اغلب به عنوان استراتژی سیاسی تلقی میشود، نه حکم مذهبی واقعی، زیرا برنامه هستهای ادامه یافته و ایران به آستانه هستهای رسیده. منتقدان داخلی، از جمله برخی علما، این برنامه را “اشتباه استراتژیک” میدانند که منابع را هدر داده و زندگی مردم را دشوار کرده. برای مثال، تحریمها ناشی از برنامه هستهای، باعث تورم، بیکاری و کاهش سرمایهگذاری عمومی شده است. برخی علمای شیعه مانند آیتالله سیستانی (در عراق) نسبت به سیاستهای تهاجمی ایران هشدار دادهاند. همچنین، تئولوژی هستهای ایران (که برخی آن را “خطرناک” میدانند) اولویت را به قدرت نظامی میدهد تا رفاه مردم، که با اصول شیعه در عدالت اجتماعی مغایرت دارد. منتقدان میگویند روحانیت به جای تمرکز بر مردم، منابع را صرف “پرستیژ هستهای” کرده که فایده اقتصادی ندارد.
مقایسه با سرمایهگذاری برای مردم
به جای صرف یک سوم درآمد نفتی بر برنامه هستهای، این منابع میتوانست برای مردم سرمایهگذاری شود. برای مثال، صندوقهای ثروت ملی در کشورهای همسایه (مانند عربستان) بیش از ۳.۶ تریلیون دلار ذخیره دارند، در حالی که صندوق ایران خالی شده. تحریمها ۲۰-۲۵ درصد درآمد نفتی را هدر داده، که میتوانست به آموزش (با بودجه فعلی ناکافی) یا بهداشت اختصاص یابد. شوکهای نفتی اغلب به جای سرمایهگذاری عمومی، صرف هزینههای دولتی شده. اگر این پول برای مردم هزینه میشد، ایران میتوانست زیرساختهای بهتری داشته باشد و فقر را کاهش دهد.
نتیجهگیری
سیاست روحانیت شیعه در اولویت دادن به برنامه هستهای، یک اشتباه استراتژیک بوده که یک سوم درآمد نفتی را هدر داده و فرصتهای سرمایهگذاری برای مردم را از دست داده است. این برنامه نه تنها هزینه مالی هنگفتی داشته، بلکه باعث انزوا و مشکلات اقتصادی شده. برای آینده، تمرکز بر رفاه عمومی ضروری است.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت