
در حالی که هنوز هیچ تصمیم قطعی در واشنگتن اعلام نشده، روزنامۀ هاآرتص گزارش میدهد که ارتش اسرائیل طی روزهای گذشته خود را برای سناریوی حملۀ نظامی آمریکا به ایران آماده کرده است. این آمادگی از نگاه تحلیلگران اسرائیلی، بیش از آنکه نشانۀ قطعیت حمله باشد، بازتابدهندۀ فضای بیسابقۀ ابهام، محاسبه و تردید درباره توان واقعی یک عملیات هوایی کوتاهمدت برای تغییر رژیم در ایران است.
به نوشتۀ هاآرتص، ارتش اسرائیل طی روزهای گذشته بخش عمدهای از تدارکات خود را برای سناریوی حملۀ نظامی آمریکا به ایران تکمیل کرده است. در اینباره آموس هرل، تحلیلگر نظامی روزنامۀ هاآرتص، نوشته است : نیروی هوایی اسرائیل، فرماندهی جبهۀ داخلی، واحدهای اطلاعاتی و دیگر بخشهای ارتش در وضعیت آمادهباش بالا قرار گرفتهاند، هرچند سطح عدمقطعیت در خصوص حملۀ آمریکا به ایران همچنان بسیار بالاست.
به باور مقامات اسرائیلی، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در حال بررسی گزینۀ یک حملۀ هوایی گسترده علیه تهران است. این حمله به گمان کاخ سفید میتواند زنجیرهای از رویدادها را رقم بزند و در نهایت به فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی بینجامد.
نویسندۀ هاآرتص تأکید میکند که هنوز روشن نیست اسرائیل چه نقشی در این رویارویی احتمالی ایفا خواهد کرد: آیا این همکاری صرفاً در سطح تبادل اطلاعات باقی میماند یا این که اسرائیل در کنار آمریکا وارد اقدام نظامی مستقیم میشود؟ همچنین مشخص نیست که اگر تنها آمریکا حمله کند، واکنش تهران چه خواهد بود و مهمتر از همه، آیا ایالات متحد آمریکا اساساً قادر است با یک عملیات کوتاهمدت هوایی، رژیمی ریشهدار و سرکوبگر را سرنگون کند یا نه.
ترامپ، تصمیمهای پیشبینیناپذیر و سایۀ فریب
بهنوشتۀ هرل، فرض غالب در اسرائیل این است که رفتار ترامپ شتابزده، پیشبینیناپذیر و گاه آمیخته به فریب است، همانگونه که چند ساعت پیش از حملۀ اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد. ترامپ روز پنجشنبه در داووس گفت: «ایران میخواهد گفتگو کند و ما هم گفتگو خواهیم کرد.» با این حال، برداشت کلی این است که تهران با سرکوب گستردۀ معترضان و تهدیدهای مستقیم علیه شخص رئیسجمهوری آمریکا، عملاً او را به چالش کشیده و کنترل خویشتنداری را برایش دشوار کرده است.
در همین حال، رسانههای آمریکایی طی دو روز گذشته از ورود ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن در خلیج فارس، اعزام جنگندهها به پایگاههای خاورمیانه و انتقال هواپیماهای سوخترسان به اروپا خبر دادهاند. بر اساس این گزارشها، ترامپ از فرماندهان نظامی خود «گزینههای قاطع» علیه ایران مطالبه کرده و همزمان، لفاظیهای تهدیدآمیز میان واشنگتن و تهران شدت گرفته است.
در اسرائیل نیز سطح هشدار افزایش یافته است. ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، این هفته از پایگاه هوایی نواتیم در صحرای نقب بازدید کرد؛ پایگاهی که بهتازگی سه جنگندۀ جدید اف-۳۵ ساخت آمریکا را تحویل گرفته است. زمیر اعلام کرد ارتش اسرائیل برای «سناریوهای مختلف» آماده است و درسهای درگیریهای پیشین با ایران را بهکار بسته است.
حملۀ کوتاه، اهداف سنگین
بر اساس اظهارات علنی ترامپ و تحلیل رسانههای آمریکایی، اگر حملۀ آمریکا انجام شود، به احتمال زیاد عملیاتی کوتاهمدت و عمدتاً هوایی خواهد بود که ممکن است با حملات سایبری و اقدامات روانی برای تضعیف روحیۀ رژیم همراه شود. این سناریو میتواند شامل ترورهای هدفمند نیز باشد : موضوعی که ترامپ پیشتر با تهدید مستقیم علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به آن اشاره کرده بود.
اهداف احتمالی، پایگاهها و شبکههای فرماندهی سپاه پاسداران و نیروی بسیج خواهند بود؛ نهادهایی که نقش اصلی در سرکوب اعتراضها داشتهاند. اسرائیل، در صورت ورود به این حمله، میتواند نقش پشتیبان را ایفا کند. مقامات اسرائیلی پیشتر تمایل خود را برای هدف قرار دادن خطوط تولید موشکهای بالستیک ایران، که در ماههای اخیر دوباره فعال شدهاند، پنهان نکردهاند.
سه پرسش اساسی از نگاه اسرائیل
هاآرتص سه پرسش کلیدی را از منظر اسرائیل برجسته میکند: نخست، میزان و شکل مشارکت اسرائیل در صورت آغاز حملۀ آمریکا؛ دوم، واکنش تهران در صورتی که تنها آمریکا وارد عمل شود؛ و سوم، امکان واقعی تحقق هدف نهایی ترامپ، یعنی تغییر رژیم در ایران.
در این میان، رهبران اسرائیل به دستور مستقیم بنیامین نتانیاهو، بهندرت دربارۀ این تنشها بهصورت علنی سخن میگویند. برخلاف ماههای منتهی به حملۀ ژوئن گذشته، اسرائیل تاکنون تهدیدهای علنی علیه ایران مطرح نکرده است. در مقابل، سخنگویان جمهوری اسلامی تهدید کردهاند که در صورت حملۀ آمریکا، اسرائیل و دیگر متحدان واشنگتن در منطقه را هدف قرار خواهند داد، حتی اگر نقشی مستقیم در حمله نداشته باشند.
بهنوشتۀ هرل، پرسش محوری این است که آمریکا چگونه میتواند تغییر رژیم را تضمین کند. بهاحتمال زیاد، برنامهریزان پنتاگون این دشواری را به ترامپ گوشزد کردهاند، اما مشخص نیست که او به این هشدارها توجهی داشته باشد. اعتراضهای اخیر ایران که از اواخر دسامبر آغاز شد و بهسرعت از مطالبات اقتصادی به شعارهای صریح برای سرنگونی حکومت رسید، ظرف کمی بیش از دو هفته با «خشنترین سرکوب تاریخ جمهوری اسلامی» خاموش شد. شمار دقیق کشتهشدگان روشن نیست، اما پایینترین برآوردها نیز از بیش از پنج هزار قربانی حکایت دارد.
هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید یک حملۀ نظامی تا چه اندازه مؤثر خواهد بود، بهویژه آنکه ترامپ به عملیات «ضربتی» علاقه دارد و از درگیریهای طولانی پرهیز میکند. در ژوئن گذشته، پس از حملۀ آمریکا به تأسیسات فردو، ترامپ مدعی شد برنامۀ هستهای ایران نابود شده است؛ ادعایی که نادرست بود، اما رد کامل آن نیز آسان نبود. بهنوشتۀ هاآرتص، سرنگونی یک رژیم، بهمراتب پیچیدهتر است : موضوعی که خود نتانیاهو به دلیل ناکامی کاملش در براندازی حماس در غزه بهخوبی از آن آگاه است.
ترامپ همزمان در چندین پرونده متناقض و پیچیده فعال است: ایران، غزه، گرینلند، اوکراین و چین (تایوان). زمینۀ مشترک همۀ اینها، جنگی گستردهتر بر سر جایگاه آمریکا در رقابت قدرتهای بزرگ بر سر نفوذ، انرژی و فناوری است. او در داووس نشانههایی از عقبنشینی در موضوع گرینلند و تمایل به سازش نشان داد. این پرسش مطرح است که آیا چنین عقبنشینیهایی او را به اتخاذ موضعی تهاجمیتر علیه ایران سوق خواهد داد یا برعکس، کانال ارتباطی میان استیو ویتکاف، نمایندۀ ویژۀ آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، به توافقی تازه خواهد انجامید که در آن تهران دستکم در بلندمدت، برنامۀ هستهای خود را محدود کند.
محاسبۀ نتانیاهو و خطر جبهۀ داخلی
در کنار ملاحظات امنیت ملی، بنیامین نتانیاهو ناگزیر از در نظر گرفتن سیاست داخلی و بقای سیاسی خود است. بهنوشتۀ هاآرتص، تحرکات او در ماههای اخیر به بازی پوکری پرریسک شباهت داشته است. ورود دوباره به رویارویی با ایران میتواند بر افکار عمومی، زمان انتخابات آینده و محورهای اصلی آن اثر بگذارد.
اما مهمترین دغدغه، خطر برای جبهۀ داخلی اسرائیل است. در ژوئن گذشته، اسرائیل از یک سامانه چندلایه پدافندی با مشارکت آمریکا برخوردار بود. با این حال، در مراحل پایانی آن درگیری، اوضاع تیره شد. حکومت ایران که در هدف قرار دادن مراکز نظامی ناکام مانده بود، به شلیک موشک به مراکز شهری روی آورد تا تلفات غیرنظامی را افزایش دهد.
هرچند شمار کشتهشدگان در اسرائیل ـ ۳۰ نفر – بسیار کمتر از بدبینانهترین پیشبینیها بود، اما خسارتها گسترده و کاملاً محسوس بودند. اثرات روانی آن روزها هنوز در جامعه اسرائیل باقی است و در هفتههای اخیر، نگرانی عمومی از احتمال درگیری تازه دوباره اوج گرفته است. در چنین فضایی، ادعای تهران مبنی بر «پیروزی» در دور قبلی جنگ و اینکه اسرائیل خواهان آتشبس شده بود، هرچند بیپایه، اما بخشی از جنگ روانی جاری بهشمار میرود.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت