
ژانـپیر فیلیو، تاریخنگار فرانسوی، در تحلیلی در روزنامۀ لوموند مینویسد تشدید سرکوب در جمهوری اسلامی نه نشانه اقتدار، بلکه بازتاب بحران عمیق جانشینی در رأس قدرت است. به باور او، علی خامنهای برای مهار آیندهای نامعلوم و جلوگیری از شکاف در ساختار نظام، خشونت را به راهبردی دائمی تبدیل کرده و جامعه ایران بهای این بنبست سیاسی را با خون میپردازد.
ژانـپیر فیلیو، تاریخنگار فرانسوی، در یادداشتی تحلیلی در روزنامۀ لوموند مینویسد : تشدید خشونت در جمهوری اسلامی بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتاب بحرانی عمیق در رأس قدرت است، بحرانی که به مسئلۀ جانشینی علی خامنهای گره خورده است. به باور او، هرچه ابهام درباره آینده رهبری بیشتر میشود، سرکوب نیز خونینتر میگردد؛ گویی نظام برای مهار آیندهای نامعلوم، به خشونت فزاینده پناه برده است.فیلیو در این یادداشت که یکشنبه ۲۶ بهمن در روزنامه لموند منتشر شد، با مرور مسیر قدرتگیری علی خامنهای از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، استدلال میکند پایه اصلی قدرت و بقای او نه مرجعیت دینی، بلکه اتحاد عملی با سپاه پاسداران و شبکه نیروهای مسلح نیابتی بوده است.
جانشینی بر پایه وفاداری سیاسی
به نوشته فیلیو، هیچکس پیشبینی نمیکرد خامنهای بتواند نزدیک به چهار دهه بر ایران حکومت کند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، ساختاری شکل گرفت که در آن رییسجمهوری زیر نظر رهبری قرار دارد که تنها در برابر خدا پاسخگو است.
جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ به تقویت موقعیت خامنهای کمک کرد. او به عنوان معاون وزیر دفاع، رابطهای پایدار با سپاه پاسداران برقرار کرد؛ نیرویی که به گفته فیلیو، سرکوبهای داخلی را با ارجاع به تهدیدهای بیرونی توجیه میکند.
در زمان تعیین جانشین، خمینی وفاداری سیاسی را بر اعتبار مذهبی ترجیح داد. خامنهای نه مرجع بود و نه در حد یک آیتالله بزرگ، اما پس از مرگ خمینی در خرداد ۱۳۶۸ به رهبری رسید و پنج سال بعد روحانیون قم عنوان مرجعیت را به او اعطا کردند.مشروعیتی متکی بر اسلحه
فیلیو تاکید میکند علی خامنهای در داخل ایران پیروان اندکی دارد، اما از بیعت نیروهای همسو با تهران، از جمله حزبالله لبنان، برخوردار است. از نگاه او، همین پیوند نظامی با سپاه و شبکه شبهنظامیان نیابتی در منطقه، پایه اقتدار خامنهای را تشکیل میدهد و به تدریج خود را بر دولتها تحمیل کرده است.
این تحلیلگر و مورخ مینویسد شکاف در راس حکومت که در دوره ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مهار شده بود، در زمان محمد خاتمی آشکار شد. جنبش دانشجویی تیر ۱۳۷۸ به دستور خامنهای سرکوب شد و خاتمی تا پایان دورهاش تضعیف ماند.
با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و حمایت همزمان خامنهای و سپاه از او، جمهوری اسلامی از حمله آمریکا به عراق برای گسترش نفوذ خود در عراق، سوریه و لبنان بهره برد و برنامه هستهای را با به سرعت پیش برد.
اعتراضهای پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ نیز، به روایت فیلیو، با خشونتی گستردهتر از دهه پیشین در هم شکسته شد.
چرخهای که خونینتر میشود
فیلیو معتقد است خامنهای در وضعیتی گرفتار شده که هر موج سرکوب از قبلی خونینتر و مرگبارتر است، زیرا اصلاح ساختاری در این نظام امکانپذیر نیست و فارغ از اینکه چه کسی رییسجمهوری باشد، تصمیم نهایی با رهبر ۸۶ سالهای است که در باورهای گذشته مانده است.
او با اشاره به هزاران قربانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱، که با دهها هزار کشته و زخمی در کشتار خونین دی (انقلاب ملی مردم ایران) دنبال شد؛ مینویسد این روند مستقیما از اضطراب خامنهای درباره آینده قدرت سرچشمه میگیرد.مشروعیتی متکی بر اسلحه
فیلیو تاکید میکند علی خامنهای در داخل ایران پیروان اندکی دارد، اما از بیعت نیروهای همسو با تهران، از جمله حزبالله لبنان، برخوردار است. از نگاه او، همین پیوند نظامی با سپاه و شبکه شبهنظامیان نیابتی در منطقه، پایه اقتدار خامنهای را تشکیل میدهد و به تدریج خود را بر دولتها تحمیل کرده است.
این تحلیلگر و مورخ مینویسد شکاف در راس حکومت که در دوره ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مهار شده بود، در زمان محمد خاتمی آشکار شد. جنبش دانشجویی تیر ۱۳۷۸ به دستور خامنهای سرکوب شد و خاتمی تا پایان دورهاش تضعیف ماند.
با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و حمایت همزمان خامنهای و سپاه از او، جمهوری اسلامی از حمله آمریکا به عراق برای گسترش نفوذ خود در عراق، سوریه و لبنان بهره برد و برنامه هستهای را با به سرعت پیش برد.
اعتراضهای پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ نیز، به روایت فیلیو، با خشونتی گستردهتر از دهه پیشین در هم شکسته شد.
چرخهای که خونینتر میشود
فیلیو معتقد است خامنهای در وضعیتی گرفتار شده که هر موج سرکوب از قبلی خونینتر و مرگبارتر است، زیرا اصلاح ساختاری در این نظام امکانپذیر نیست و فارغ از اینکه چه کسی رییسجمهوری باشد، تصمیم نهایی با رهبر ۸۶ سالهای است که در باورهای گذشته مانده است.
او با اشاره به هزاران قربانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱، که با دهها هزار کشته و زخمی در کشتار خونین دی (انقلاب ملی مردم ایران) دنبال شد؛ مینویسد این روند مستقیما از اضطراب خامنهای درباره آینده قدرت سرچشمه میگیرد.خامنهای به نوشته فیلیو به سناریو سپردن قدرت به پسرش مجتبی میاندیشد، اما میداند چنین انتقال موروثی میتواند روحانیت را دچار شکاف عمیق کند. در عین حال، هیچ آیتاللهی نیز از جایگاهی برخوردار نیست که بتواند جای او را بگیرد، بهویژه آنکه به باور این مورخ بسیاری از روحانیون میکوشند از هزینههای این بیاعتباری فاصله بگیرند.فیلیو مینویسد پس از هزاران قربانی سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲، قتلعام ژانویۀ ۲۰۲۶ نشان داد که جمهوری اسلامی وارد مرحلهای تازه از خشونت شده است. او این روند را نتیجۀ مستقیم هراس خامنهای از مسئلۀ جانشینی میداند. به گفتۀ فیلیو رهبر جمهوری اسلامی با معمایی حلناشدنی روبروست: از یکسو گزینههای محدود برای انتقال قدرت و از سوی دیگر خطر شکاف درون ساختار مذهبی و سیاسی نظام.
بهنوشتۀ فیلیو، نبود چهرهای با وزن و اعتبار لازم برای جانشینی، در کنار فاصلهگیری بخشی از روحانیت از جمهوری اسلامی، موقعیت خامنهای را بیش از پیش شکننده کرده است. در چنین شرایطی، رهبر جمهوری اسلامی بهجای گشودن مسیر اصلاح یا انتقال آرام قدرت، راه سرکوب شدیدتر را برگزیده است. این راه به باور نویسنده نه از موضع قدرت، بلکه از اضطراب ناشی از آیندهای نامعلوم و خطرناک ناشی میشود.
فیلیو مینویسد انزوای فزایندۀ خامنهای موجب شده جناحهای مختلف سپاه پاسداران از هماکنون برای دوران پس از او آماده شوند. در چنین چشماندازی، امکان شکلگیری ساختاری با چهرهای بیشتر نظامی تا مذهبی مطرح است. به اعتقاد او، رهبر جمهوری اسلامی با تشدید سرکوب و «گشودن شکافی خونین» در جامعه میکوشد همین سناریو را نیز دفن کند.
در این تحلیل، چرخهای که امروز در ایران دیده میشود – از سرکوب اعتراضهای دانشجویی تا موجهای پیاپی خشونت علیه معترضان – نه صرفاً واکنشی امنیتی، بلکه بخشی از راهبردی برای مدیریت بحران جانشینی توصیف میشود. فیلیو در نهایت نتیجه میگیرد که خشونت فزایندۀ حکومت بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، بیانگر فرسایش تدریجی نظامی است که با مسئلۀ انتقال قدرت و آینده ساختار سیاسی خود روبرو شده است.
در بخش مرکزی تحلیل، فیلیو تأکید میکند که خامنهای اکنون در چرخهای گرفتار شده است که در آن هر موج سرکوب از موج پیشین خونینتر میشود. پس از هزاران قربانی سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲، کشتار ژانویۀ ۲۰۲۶ با دهها هزار کشته و زخمی نشان داد که خشونت حکومتی به راهبردی دائمی تبدیل شده است. به باور او، این شتاب بهسوی خشونت مستقیماً به هراس خامنهای از مسئلۀ جانشینی بازمیگردد.
خامنهای از یکسو به سناریوی انتقال قدرت به پسرش مجتبی میاندیشد، اما میداند چنین اقدامی میتواند روحانیت شیعه را بهشدت دچار شکاف کند. از سوی دیگر، هیچ آیتاللهی نیز از وزن و نفوذ لازم برای جانشینی برخوردار نیست و بسیاری از روحانیان ترجیح میدهند از جمهوری اسلامی فاصله بگیرند تا بهای بیاعتباری گستردۀ آن را بیش از این نپردازند.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که خشونت فزایندۀ حکومت نه نشانه اقتدار، بلکه علامتی از فرسودگی و اضطراب در رأس قدرت است : نظامی که هرچه بیشتر به پایان یک چرخه تاریخی نزدیک میشود، بیشتر به ابزار سرکوب متوسل میگردد.فیلیو در پایان نتیجه میگیرد خامنهای بیش از هر زمان دیگری منزوی است و همزمان جناحهای مختلف سپاه پاسداران خود را برای دوران پس از او آماده میکنند. از نگاه او، یک دیکتاتوری با ماهیت نظامیتر ممکن است برای حفظ بخش اصلی قدرت، هم به آمریکا و هم به جامعه امتیاز بدهد.
از نگاه این تحلیلگر درست به همین دلیل است که خامنهای میکوشد با کندن خندقی خونین در دل جامعه خود، چنین چشماندازی را دفن کند.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت