خانه / اخبار مهم روز / ارزیابی اکونومیست از جنگ با جمهوری اسلامی: موفقیت خیره‌کننده هوایی، مسیر سیاسی آشفته

ارزیابی اکونومیست از جنگ با جمهوری اسلامی: موفقیت خیره‌کننده هوایی، مسیر سیاسی آشفته

نشریه اکونومیست در گزارشی به بررسی جنگ اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی پرداخته و ابعاد این جنگ را هم از نظر نظامی و هم سیاسی ارزیابی کرده و نتیجه گرفته است حتی اگر در سطح سیاسی همه چیز مرتب و روشن نباشد، کارزار نظامی موفقیت چشمگیری را نشان می‌دهد.

اکونومیست گزارش خود را با یک نبرد هوایی در آسمان تهران شروع کرده و نوشته است در۱۳ اسفند، یک خلبان نیروی هوایی اسرائیل نخستین عضو این نیرو در بیش از ۴۰ سال گذشته شد که در نبردی هوایی هواپیمای دشمن را سرنگون می‌کند. البته این نبرد چندان برابر نبود. جنگنده اف-۳۵ او، یکی از پیشرفته‌ترین هواپیماهای جنگی جهان، یک یاک-۱۳۰ ایرانی را که در اصل به‌عنوان هواپیمای آموزشی طراحی شده بود، ساقط کرد.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفته است: «ما در حالی به آن‌ها ضربه می‌زنیم که از قبل زمین‌گیر شده‌اند و دقیقا هم باید همین‌طور باشد.»

به‌نوشته اکونومیست این نبرد نابرابر نمادی از کل کارزار آمریکا و اسرائیل است. در سطح سیاسی، مقام‌های آمریکایی توجیه‌هایی مشکوک و گاه متناقض برای آغاز جنگ ارائه کرده‌اند و اهداف جنگ نیز تقریبا هر روز تغییر کرده است. در مقابل، کارزار نظامی نشانه‌هایی از برنامه‌ریزی دقیق، قدرت آتش عظیم و موفقیت چشمگیر را نشان می‌دهد.

در ویدیویی که در ۱۲ اسفند منتشر شد، دریادار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) که عملیات نظامی در خاورمیانه را مدیریت می‌کند، گفت که آمریکا طی چهار روز تقریبا به دو هزار هدف حمله و از جمله ۱۶ کشتی و یک زیردریایی ایران را غرق کرده است.

در همان روز یک زیردریایی آمریکایی در نزدیکی آب‌های سریلانکا، حدود سه هزار کیلومتر دورتر از ایران، یک ناوچه ایرانی را هدف قرار داد و غرق کرد. این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم بود که آمریکا از یک اژدر استفاده می‌کرد.

دریادار کوپر گفت روز نخست جنگ تقریبا دو برابر حمله «شوک و وحشت» آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بوده است. شدت بمباران اسرائیل حتی بیشتر بوده است. به گفته ارتش اسرائیل این کشور روزانه حدود هزار هدف را مورد حمله قرار می‌دهد؛ سرعتی که با سوخت‌رسانی هواپیماهای آمریکایی به جنگنده‌های اسرائیلی ممکن شده است.

تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز جنگ در روز روشن ۹ اسفند تا حدی به فرصتی مربوط می‌شد که برای کشتن آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، فراهم شده بود. این جسارت نشان‌دهنده وضعیت وخیم پدافند هوایی ایران بود که عمدتا در جنگ ۱۲ روزه از بین رفته بود.به‌نوشته اکونومیست، پس از موج نخست حملات که برای حفظ عنصر غافلگیری با موشک‌های دوربرد شلیک‌شده از هواپیماهای رادارگریز و ناوهای دوردست انجام شد، آمریکا و اسرائیل توانستند هواپیماهای خود را به‌طور مستقیم بر فراز اهداف به پرواز درآورند. این امر به آن‌ها اجازه می‌دهد به‌جای استفاده از مهمات گران‌قیمت و کمیاب، از بمب‌های هدایت‌شونده ارزان‌تری استفاده کنند که به گفته هگست، تقریبا ذخیره نامحدودی از آنها وجود دارد.

اکونومیست در گزارش خود افزوده است که افسران اسرائیلی به شوخی می‌گویند برخلاف حملات قبلی به ایران، این یک «جنگ به زبان انگلیسی» است؛ جنگی که قدم‌به‌قدم با آمریکا برنامه‌ریزی شده است. گفت‌وگوها از تابستان گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، اما برنامه‌های حمله مشترک پس از سفر ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، به پنتاگون در ژانویه شکل گرفت.

به‌نوشته اکونومیست دو کشور ایران را به مناطق بزرگی تقسیم کرده‌اند که آن‌ها را مناطق عملیات موشک بالستیک می‌نامند. اسرائیل مسئول غرب و مرکز ایران، از جمله تهران است و آمریکا مسئولیت جنوب ایران و آب‌های اطراف آن را بر عهده دارد.

اسرائیل عمدتا از فراز سوریه پرواز می‌کند؛ در حالی که آمریکا بیشتر از پایگاه‌های اردن و از ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در دریای عرب و جرالد فورد در مدیترانه استفاده می‌کند.

هرچند هر دو کشور پرتابگرهای موشکی را هدف قرار داده‌اند، این تقسیم کار یکی از دلایل تمرکز اسرائیل بر اهداف مربوط به رژیم است؛ از جمله نشست مجلس خبرگان در ۱۲ اسفند و نیروهای شبه‌نظامی بسیج در۱۳ اسفند.

در همین حال، آمریکا بیشتر بر نیروی دریایی ایران تمرکز کرده است. این تقسیم کار همچنین نشان‌دهنده تفاوت سطح ریسک‌پذیری دو کشور است. مارتین سامپسون از موسسه مطالعات استراتژیک بین‌المللی (IISS) به اکونومیست گفته است که اسرائیل حاضر است جنگنده‌های تک‌موتوره را به عمق ایران بفرستد؛ جایی که تیم‌های نجات در صورت سقوط هواپیما به سختی می‌توانند خلبانان را بیابند و نجات دهند.

به‌نوشته اکونومیست، طرح‌های جنگ شامل چند مرحله است که دو مرحله آن تاکنون اجرا شده است.

مرحله نخست، حمله آغازین آن در ۹ اسفند بود و مرحله دوم، ۱۰۰ ساعت بعد از آن که اسرائیل در آن به اهداف با بالاترین اولویت حمله کرد، زیرا بیم آن می‌رفت که دونالد ترامپ زودتر از موعد جنگ را متوقف کند.
اکنون مرحله سوم که شامل اهداف کم‌اهمیت‌تر است در حال اجراست.

برنامه‌ریزان می‌گویند اهداف کافی برای چهار تا پنج هفته جنگ وجود دارد؛ جدولی زمانی‌ که ترامپ نیز به آن اشاره کرده است.

ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، ۱۳ اسفند گفت: «اکنون شروع به گسترش عملیات به داخل کشور خواهیم کرد و به‌تدریج عمیق‌تر در خاک ایران ضربه خواهیم زد.»

بیشتر اهداف هسته‌ای برای مراحل بعدی جنگ در نظر گرفته شده‌اند. دلیل این امر تا حدی این است که برخلاف ادعاهای گمراه‌کننده برخی مقام‌های آمریکایی، ایران پس از جنگ ۱۲ روزه تغییر زیادی در این سایت‌ها ایجاد نکرده و تنها روی دهانه‌ها ورودی‌ها خاک ریخته است.

با این حال، اسرائیل ۱۲ اسفند اعلام کرد که مجتمعی را در شمال‌شرق تهران هدف قرار داده است که تاسیساتی مخفی مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای بوده است.

بانک اهداف شامل نه‌تنها سایت‌های موشکی و هسته‌ای بیشتر، بلکه تمام مقرهای سپاه پاسداران در سراسر ایران نیز می‌شود؛ نشانه‌ای روشن از اینکه هدف جنگ هم تضعیف توان نظامی ایران و هم فروپاشی رژیم است.

در این میان اشتباهاتی جدی نیز رخ داده است. در حمله‌ای در ۹ اسفند به یک مدرسه دخترانه در میناب بیش از ۱۶۰ نفر کشته شدند. آمریکا می‌گوید این حادثه در دست بررسی است.

با این حال، جنگ تا حد زیادی طبق برنامه پیش رفته است.

سامپسون که پیش‌تر عملیات هوایی بریتانیا علیه داعش در سوریه و عراق را هدایت کرده بود، به اکونومیست گفته است: «این کارزار به‌طور شگفت‌انگیزی یکپارچه و دقیق طراحی شده است.»

به گفته او، جنگ ممکن است به‌زودی از اهداف از پیش تعیین‌شده و ثابت به سمت اهداف «پویا» تغییر کند؛ اهدافی که پیش از جنگ شناسایی نشده بودند.

تصمیم بریتانیا برای اجازه استفاده آمریکا از پایگاه هوایی دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند نیز به آمریکا در این جنگ کمک خواهد کرد. پرواز از این پایگاه به‌جای خاک آمریکا امکان افزایش تعداد پروازها، استفاده مکرر از خدمه و دسترسی به ذخایر عظیم تسلیحاتی را فراهم می‌کند.

در این صورت بمب‌افکن‌های آمریکایی می‌توانند اهداف برنامه‌ریزی‌شده را هدف قرار دهند و جنگنده‌ها آزادی عمل بیشتری برای حمله به اهدافی را داشته باشند که با پهپادها و هواپیماهای شناسایی کشف می‌شوند.این اهداف احتمالا در شرق ایران و نزدیک‌تر به مرزها شناسایی خواهند شد.

جنگ همچنین به صحنه نمایش سلاح‌های جدید و عجیب تبدیل شده است.

در سطح پایین‌تر، آمریکا از پهپاد تهاجمی ارزان لوکاس (LUCAS) رونمایی کرده است؛ پهپادی دوربرد که با هزینه نسبتا کم ساخته شده و در واقع نسخه آمریکایی پهپاد ایرانی شاهد-۱۳۶ است که روسیه از آن در اوکراین استفاده می‌کند.

طرفداران نظریه «انبوه دقیق»، یعنی استفاده بیشتر از مهمات ارزان و پرشمار، از این موضوع خشنودند.

در سطح بالاتر، آمریکا برای نخستین بار از موشک‌های بالستیک PrSM استفاده کرده است. این موشک‌ها با برد ۵۰۰ کیلومتر از پرتابگرهای هیمارس در بحرین شلیک می‌شوند و اگر ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد (INF) با روسیه را لغو نکرده بود، ساخت و استقرار آنها غیرقانونی بود.

گمان می‌رود اسرائیل در حمله نخست خود به خامنه‌ای و اعضای دفترش از تعداد زیادی موشک بالستیک هواپرتاب استفاده کرده باشد؛ نوعی سلاح غیرمعمول که تنها چین و روسیه نیز مشابه آن را در اختیار دارند.

علاوه بر این، گفته می‌شود آمریکا از مدل هوش مصنوعی کلاود (Claude) برای پردازش اطلاعات، انتخاب اهداف و اجرای شبیه‌سازی‌های نظامی استفاده کرده است؛ آن هم در بحبوحه یک مناقشه سیاسی شدید با شرکت آنتروپیک (Anthropic) سازنده این مدل.

به‌نوشته اکونومیست، تا اینجا آمریکا و اسرائیل موفقیت عملیاتی قابل توجهی به دست آورده‌اند.

رهبری سیاسی جمهوری اسلامی دچار آشفتگی شده و گفته می‌شود رهبر جدید،‌ مجتبی خامنه‌ای پسر علی خامنه‌ای، نیز در فهرست ترور قرار دارد.

منابع اطلاعاتی اسرائیل می‌گویند نشانه‌هایی وجود دارد که برخی سربازان، پلیس‌ها و اعضای سپاه پاسداران در محل خدمت حاضر نمی‌شوند.

اکونومیست در پایان گزارش خود نوشته است: «سقوط جمهوری اسلامی هدف اصلی جنگ برای اسرائیل است، اما اهداف ترامپ مرتب تغییر کرده است؛ با این همه فرسایش نظامی، هرچند شدید و موثر، به‌هیچ‌وجه تضمین‌کننده سرنگونی رژیم نیست.»