
زندانیان عقیدتی و سیاسی زن در ایران اغلب بهصورت خودسرانه بازداشت شده و پس از دورههای بازجویی همراه با بدرفتاری و شکنجه، در روندهای قضایی ناعادلانه و بدون دسترسی مؤثر به وکیل به حبسهای طولانیمدت محکوم میشوند؛ احکامی که با اتهامات مطرحشده تناسبی ندارد.
این زندانیان در زندانهایی نگهداری میشوند که فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و زیستی است. در بسیاری از موارد حتی تختی برای خواب وجود ندارد و زندانیان ناچارند روی زمین بخوابند. کیفیت غذا پایین است و بهداری زندانها نیز امکانات لازم برای درمان بیماران را ندارد. در نتیجه، برخی زندانیان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست میدهند و هزینههای اولیه غذا، بهداشت و درمان نیز غالباً بر عهده خود زندانیان گذاشته میشود.
محرومیت زندانیان سیاسی زن از درمان
شرایط نامناسب زندانها سلامت زندانیان را بهشدت تهدید میکند؛ زندانیان سالم بیمار میشوند و بیماری زندانیان بیمار تشدید میشود. در این میان، با اعمال «شکنجه سفید» و جلوگیری از اعزام به بیمارستانهای خارج از زندان یا به تأخیر انداختن طولانیمدت آن، زندانیان از درمان ضروری محروم میشوند و فرسایش جسمی و روحی و مرگ تدریجی بر آنان تحمیل میشود.
شرایط فاجعهبار در زندانهای قرچک و اوین
انتقال زندانیان زن به زندان قرچک
در سال گذشته، دیکتاتوری حاکم شرایط بسیار سختتری نسبت به گذشته برای زندانیان سیاسی زن ایجاد کرد. در جریان جنگ ۱۲روزه و تخریب زندان اوین در ۲ تیر ۱۴۰۴، زندانیان سیاسی زن از بند زنان اوین به زندان قرچک منتقل شدند. آنان در سالنی متروک که پیشتر مرغداری و سپس محل نگهداری معتادان بود اسکان داده شدند؛ مکانی با پایینترین سطح بهداشتی. این محل در بدو ورود مملو از زباله، بوی تعفن، حیوانات موذی و فاقد تهویه بود. زندانیان با تلاش شخصی و بدون پشتیبانی رسمی بخشی از محیط را پاکسازی کردند، اما شرایط همچنان ناقض ابتداییترین حقوق انسانی باقی ماند.
ارتباط آنان با دیگر بخشهای زندان کاملاً قطع شد و تنها ۳ سرویس بهداشتی و ۳ حمام برای جمعیت زندانیان وجود داشت. در برخی اتاقها تراکم شدید حاکم بود؛ بهطور مثال در اتاقی ۲۰ متری، ۱۳ زن نگهداری میشدند. بسیاری از زندانیان، بهویژه سالمندان و بیماران، ناچار بودند روی زمین بخوابند. بالا زدن فاضلاب، تجمع آبهای آلوده و هجوم موشها و حشرات خطر ابتلا به بیماری را افزایش داده بود و تهویه نامناسب، فضای گرم و مرطوبی ایجاد کرده بود.
بازگشت به اوین و ادامه شرایط غیرانسانی
پس از اعتراضات مداوم زندانیان، آنان در ۱۷ مهر به زندان اوین بازگردانده شدند، اما نه به بند زنان بلکه به راهروی پایین بند ۶. زندانیان بدون تخت، پتو و وسایل گرمایشی شب را گذراندند. با شروع سرمای پاییز، بسیاری دچار سرماخوردگی و بیماری شدند. به گفته یکی از زندانیان، زنان روی زمین سرد و سیمانی میخوابند، نور کافی وجود ندارد، هوا سنگین است و دسترسی به آب گرم بسیار محدود است.
انتقال به بند زیرزمینی و تشدید بحران بهداشتی
در اوایل دسامبر حدود ۶۰ زندانی سیاسی زن به بندی زیرزمینی، حدود ۴۰ پله پایینتر از سطح زمین، منتقل شدند. این محل بهشدت مرطوب، غیربهداشتی و مملو از موش و حشرات است و مصداق شکنجه به شمار میرود. گزارشهای اواخر دسامبر از حضور گسترده جوندگان، از جمله حدود ۱۰۰ موش صحرایی، و انباشت زباله حکایت داشت که خطر بیماریهای عفونی را افزایش داده است.
همزمان، شیوع بیماریها و محرومیت سیستماتیک از درمان و دارو جان زندانیان، بهویژه سالمندان و بیماران مزمن، را در معرض خطر قرار داده است. در دیماه نیز حدود ۱۰۰ زن بازداشتی در جریان قیام به این محل افزوده شدند و تراکم جمعیت در این فضای نامناسب را بیشتر کردند.
جلوگیری از درمان؛ سازوکاری مرگبار در زندانهای ایران
محرومیت سیستماتیک از درمان زندانیان
جلوگیری از درمان زندانیان سیاسی و عقیدتی به یکی از سازوکارهای نهادینهشده در سیستم زندانهای ایران تبدیل شده است. در سالهای اخیر استفاده از این روش افزایش یافته و بسیاری از زندانیان در نتیجه تأخیر یا محرومیت از خدمات پزشکی جان خود را از دست دادهاند. نبود امکانات درمانی کافی، بیتوجهی مسئولان زندان و شرایط نامناسب بهداشتی موجب شده حتی بیماریهای قابل درمان نیز به تهدیدی جدی برای جان زندانیان تبدیل شود.
مرگ سمیه رشیدی در اثر محرومیت درمانی
یکی از نمونههای برجسته این وضعیت مرگ سمیه رشیدی مهرآبادی است. او که کارگر خیاط و متولد ۱۳۶۲ بود، در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی علیه حکومت در تهران بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی شد. به گفته نزدیکانش، هنگام بازداشت بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفت، اما هیچ رسیدگی پزشکی برای جراحات او انجام نشد. سمیه که سالها به بیماری صرع مبتلا بود، بارها با تشنج و سردرد شدید به بهداری زندان مراجعه کرد، اما پزشکان زندان بیماری او را تمارض تلقی کرده یا داروهای نامرتبط تجویز کردند. سرانجام در ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ پس از تشنج شدید و انتقال دیرهنگام به بیمارستان، پس از ده روز کما جان باخت.
زندان قرچک؛ نماد بحران بهداشتی
زندان قرچک بهعنوان یکی از نمادهای نقض حقوق زنان زندانی شناخته میشود. تراکم جمعیت، کمبود امکانات اولیه و نبود خدمات درمانی مناسب شرایطی ایجاد کرده که این زندان به «قتلگاه زنان» توصیف شده است. منابع داخلی زندان میگویند از ابتدای سال جاری دستکم ۲۳ زن در این زندان جان باختهاند، بدون آنکه علت مرگ آنان بهطور رسمی اعلام شود. بسیاری از این مرگها ناشی از بیماریهای قابل درمان بوده است.
مرگهای مشابه در زندانهای دیگر
در فاصله ۱۶ تا ۲۵ سپتامبر، سه زندانی زن در زندان قرچک ــ سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و سودابه اسدی ــ به دلیل محرومیت از درمان جان خود را از دست دادند. عاطفه بنایی نیز در تیرماه همان سال در همین زندان با وجود وخامت حال از رسیدگی پزشکی محروم ماند. موارد مشابه در زندانهای دیگر نیز گزارش شده است؛ از جمله مرگ مریم شهرکی در زندان فردیس کرج و مرگ سحر شهبازیان در آبان ۱۴۰۴ که منابع آگاه علت آن را تأخیر در انتقال به بیمارستان اعلام کردهاند. این موارد نشان میدهد محرومیت از درمان به روشی رایج در زندانهای ایران تبدیل شده است.
نگاهی به وضعیت زندانیان بیمار و جلوگیری سیستماتیک از درمان آنها
شیوا اسماعیلی
شیوا اسماعیلی، زندانی سیاسی در زندان اوین، با درد شدید در ناحیه کمر و شرایط جسمی وخیم روبهروست، اما مقامات زندان با کارشکنی مانع انتقال او به بیمارستان و دریافت درمان تخصصی شدهاند. شدت درد به حدی است که حتی در تنفس نیز دچار مشکل شده است. پس از هفتهها بیتوجهی، با اعزام او به بیمارستان موافقت شد، اما به دلیل نداشتن موجودی در کارت بانکی، به دستور رئیس زندان از خروج او جلوگیری شد. با وجود درخواست تماس با خانواده برای تأمین هزینه درمان، مسئولان زندان مانع شدند. شیوا اسماعیلی، متولد ۱۳۴۴ و مادر سه فرزند، در سال ۱۳۹۹ بازداشت و در سال ۱۴۰۲ به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.
مریم اکبری منفرد
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، ماههاست از درد شدید کمر و زانو، بیحسی پاها و اختلال حرکتی رنج میبرد. با وجود تأکید پزشکان متخصص و گزارش پزشکی قانونی مبنی بر ضرورت فیزیوتراپی و درمان روزانه، او همچنان از دسترسی پایدار به درمان تخصصی محروم است. مسئولان زندان تنها برای مدتی کوتاه او را به مراکز درمانی خارج از زندان منتقل کردند و ادامه درمان را به مراکز دولتی فاقد امکانات لازم محدود کردند. اکبری منفرد بیش از ۱۵ سال بدون مرخصی در زندان بوده است. او در سال ۱۳۸۸ بازداشت شد و پس از پایان حکم ۱۵ سالهاش در مهر ۱۴۰۳، با پروندهسازی جدید به دو سال حبس دیگر محکوم شد.
زینب جلالیان
زینب جلالیان، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، در زندان مرکزی یزد در تبعید نگهداری میشود. او در آبان ۱۴۰۴ تنها ۲۴ ساعت پس از عمل جراحی سنگین فیبروم، بدون طی دوره مراقبتهای لازم به زندان بازگردانده شد. با وجود توصیه پزشکان برای انجام سونوگرافی و پیگیری درمان در مراکز تخصصی، مسئولان زندان از اعزام او جلوگیری کردهاند. جلالیان از خونریزی داخلی، مشکلات کلیوی و دردهای مزمن رنج میبرد و پزشکان هشدار دادهاند ادامه این وضعیت ممکن است به نارسایی کلیه منجر شود. او در سال ۱۳۸۶ بازداشت و ابتدا به اعدام محکوم شد که بعداً به حبس ابد کاهش یافت. جلالیان پیشتر از شکنجههایی مانند شلاق، ضربوشتم و تهدید به تجاوز در دوران بازداشت خبر داده بود.
فریبا خرمآبادی
فریبا خرمآبادی، استاد الهیات و پژوهشگر دینی، در مرداد ۱۴۰۴ بدون حکم قضایی در منزلش بازداشت و به زندان فردیس کرج منتقل شد. او به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در شبکههای معاند» به یکونیم سال حبس محکوم شده است. خرمآبادی که سابقه سکته قلبی دارد، در زندان داروی اشتباه دریافت کرده و دچار تشنج و تیکهای عصبی شده است. انتقال او با دستبند و پابند به بیمارستان موجب تشدید وضعیت جسمیاش شد. او در اعتراض به این برخورد تحقیرآمیز از رفتن به بیمارستان خودداری کرد.
مریم زبیدی
مریم زبیدی، ۵۸ ساله و مادر سه فرزند از اهواز، در ۱۰ آبان ۱۴۰۴ پس از احضار به دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان سپیدار منتقل شد. او از بیماریهای شدید تنفسی و گوارشی رنج میبرد و وضعیتش بحرانی گزارش شده است. زبیدی پیشتر در سال ۱۳۹۶ بازداشت و در اثر شرایط غیربهداشتی زندان دچار این بیماریها شد. درخواستهای او برای درمان تخصصی با بیتوجهی مسئولان روبهرو شده است.
مرضیه فارسی
مرضیه فارسی، زندانی سیاسی در زندان اوین، با وخامت شدید وضعیت جسمی روبهروست. او که سالها با سرطان و مشکلات جدی قلبی دستوپنجه نرم میکند، پس از انتقال از زندان قرچک به اوین دچار سردردهای مزمن، سرگیجه شدید و ضعف عمومی شده است. با وجود توصیه پزشکان برای مصرف داروهای ضروری، مسئولان زندان از ورود داروهای حیاتی او جلوگیری کردهاند. مرضیه فارسی، متولد ۱۳۴۴ و مادر دو فرزند، در مرداد ۱۴۰۲ بازداشت و به اتهام «بغی و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» به ۱۵ سال حبس محکوم شده است.
ارغوان فلاحی
ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله محبوس در زندان اوین، مبتلا به میگرن عصبی شدید می باشد ولی از دسترسی به داروهای خود محروم می باشد. وی مستمراً دچار سردردهای شدید منجر به تشنج می شود و آثار شکنجههای روانی و فشارهای بازجویی بر وضعیت سلامت او آشکار است.
ارغوان فلاحی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در تهران دستگیر و بیش از شش ماه در سلولهای انفرادی بند ۲۴۱ اوین تحت بازجوییهای فشرده و شکنجههای روانی و جسمی قرار داشت. پس از دو ماه حبس در سلول انفرادی در زندان فشافویه و یک دوره نگهداری در محل نامعلوم، به زندان مخوف قرچک منتقل و متعاقباً به زندان اوین منتقل گردید.
معصومه عسگری
معصومه عسگری، معلم بازنشسته و زندانی سیاسی ۶۰ ساله، با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد جسمی و روحی همچنان در زندان اوین نگهداری میشود. مسئولان زندان و دستگاه قضایی تاکنون اقدام مؤثری برای درمان او انجام ندادهاند. این زندانی که مادر یک فرزند و سرپرست خانواده است، در مرداد ۱۴۰۳ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در تهران بازداشت و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در گروههای مخالف» به سه سال حبس محکوم شد. او از بیماریهایی چون دیابت، مشکلات کلیوی و کبدی، اختلالات عصبی و عوارض ناشی از شکستگیهای پیشین پا رنج میبرد.
زهرا صفایی
زهرا صفایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، مبتلا به بیماری قلبی و دارای دو استنت، بیش از هفت ماه است تحت معاینه پزشکی قرار نگرفته و با دردهای شدید قلبی مواجه است.
خانم صفائی متولد ۱۳۴۱، فرزند حسنعلی صفائی از بازاریان و تجار خوش نام تهران است. آقای صفائی از زندانیان سیاسی زمان شاه بود که در سال ۱۳۶۰ به اتهام هواداری از مجاهدین در زندان اوین اعدام شد.
زهرا صفائی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است که به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق به مدت ۸ سال در زندان های اوین و قزلحصار محبوس بود.
الهه فولادی
الهه فولادی، با مشکلات حاد زانو شامل وجود غده بزرگ، پارگی مینیسک و تنگی کانال نخاعی، دردهای مداوم دارد، اما روند درمانی مؤثری برای او گزارش نشده است. الهه فولادی، متولد ۱۳۵۷ در خلخال، متأهل و مادر یک فرزند است. او دانشجوی سال آخر دانشگاه بود که در سوم بهمن ۱۳۹۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. پس از چند ماه بازجویی، در مرداد ۱۳۹۹ با قید وثیقه آزاد شد. اما در ادامه، دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «اجتماع و تبانی از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» و «تبلیغ علیه نظام» به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد.
طاهره نوری
طاهره نوری زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به آپنه خواب مبتلاست و از ضعف شدید جسمانی رنج میبرد.
فروغ تقیپور
فروغ تقیپور، زندانی ۳۱ ساله در بند زنان زندان اوین، به کمخونی شدید مبتلا شده است. منابع، کیفیت پایین تغذیه و کمبود مواد غذایی مناسب، میوه و سبزی تازه در زندان را از عوامل اصلی این وضعیت میدانند. او دارای مدرک کارشناسی حسابداری است و از مرداد ۱۴۰۲ دوران محکومیت پنجساله خود را میگذراند.
فروغ تقیپور پیشتر در بهمن ۱۳۹۸ به اتهام «اجتماع و تبانی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شده بود؛ حکمی که تا بهمن ۱۴۰۱ به طول انجامید. او چند ماه پس از آزادی، بار دیگر در مرداد ۱۴۰۲ بازداشت شد.
مریم گرجی
مریم گرجی، زندانی بیمار در زندان اوین، در شرایط جسمی بسیار وخیمی قرار دارد. او که پیشتر تحت عمل جراحی روده قرار گرفته و بخشی از رودهاش مصنوعی است، اکنون با دردهای شدید شکمی و نیاز به رژیم غذایی تخصصی مواجه است؛ شرایطی که در زندان قابل تأمین نیست. وی همچنین از بیماری پیشرفته کبدی رنج میبرد. با وجود صدور حکم «عدم تحمل کیفر» از سوی پزشکان، مقام قضایی با تعیین وثیقه پنج میلیارد تومانی مانع آزادی او شده است. نبود رسیدگی پزشکی مؤثر و تأخیر در درمان، نگرانیها درباره به خطر افتادن جان او را افزایش داده است.
پریسا کمالی
پریسا کمالی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان مرکزی یزد، از سوم آذرماه ۱۴۰۴ در اعتراض به بیپاسخ ماندن مطالبات قانونی و ادعای «گم شدن پرونده»اش، دست به اعتصاب غذا و دارو زده بود.وضعیت جسمی پریسا کمالی به دلیل ابتلا به تیروئید سمی و محرومیت از دریافت داروهای ضروری به شدت وخیم شده و قطع داروهای درمانی، باعث تشدید علائم بیماری، ضعف شدید جسمانی و بروز مشکلات بینایی در او شده بود.
هدی مهرگانفر
هدی مهرگانفر، زندانی سیاسی، در زندان عادلآباد شیراز، در وضعیت جسمی بحرانی قرار دارد. بیماری کیست اندومتریوما در بدن او عود کرده و خطر پارگی و عفونت داخلی وجود دارد. با وجود تأکید پزشک زندان بر ضرورت اعزام فوری به بیمارستان و انجام سونوگرافی، مسئولان زندان به دستور نهادهای امنیتی از انتقال او جلوگیری کردهاند. او از درد شدید، تب بالا و ضعف عمومی رنج میبرد و حتی داروهای تجویزی نیز در اختیارش قرار نگرفته است. منابع نزدیک به خانواده میگویند شرایط نگهداری او بسیار نامناسب است.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت