بنبست هستهای تهران–واشنگتن به نقل از ولی نصر؛ از توافق ۹۸ درصدی تا خطر جنگ تمامعیار
پس از دو روز تشدید خطرناک تنشهای نظامی با ایران، دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۱۱ ژوئن بار دیگر از توافقی قریبالوقوع خبر داد که به گفته او «شاید آخر همین هفته، در اروپا» به امضا برسد. اگر چنین شود، رئیسجمهور ایالات متحده فرستادگان خود، استیو ویتکاف و دامادش جارد کوشنر، و همچنین معاون رئیسجمهور، جی. دی. ونس را اعزام خواهد کرد. در حالی که مذاکرات پرآشوب میان واشنگتن و تهران از اواخر ماه مارس ادامه یافته است، امضای یک تفاهمنامه همچنان با تردیدهای فراوانی روبهروست و به گفته ولی نصر، متخصص مسائل ایران، استاد دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه آمریکایی جانز هاپکینز و مشاور پیشین وزارت امور خارجه آمریکا خطر ازسرگیری جنگ همچنان بهطور کامل پابرجاست.
ولی نصر، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی در گفتوگو با روزنامه لوموند امروز همچنین در پاسخ به این سوال که آیا باید، همانند آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل نگران ازسرگیری یک «جنگ تمامعیار» بود؟ میگوید که اکنون ما در «بنبستی» قرار داریم که میتواند به «تشدید درگیری نظامی منجر شود. به گفته او تفاهمنامهای که دونالد ترامپ پیشنهاد میکند تاکنون برای ایرانیها «غیرقابلقبول» بوده است. از سوی دیگر، خواستههای ایرانیان نیز به دونالد ترامپ اجازه نمیدهد که اعلام پیروزی کند: او خواستار امتیازدهی ایران در موضوع هستهای و بازگشایی تنگه هرمز است، بدون آنکه هیچگونه امتیاز مالی در مقابل ارائه دهد. ایران نیز میخواهد این توافق برایش دستاوردهای قابلتوجه اقتصادی و نمادین به همراه داشته باشد، بهویژه در ارتباط با هرمز. اگر به گفته طرفهای درگیر استناد کنیم، ایالات متحده و ایران تا ۹۸ درصد [پیش از این آخرین تشدید تنش] به توافق رسیده بودند. اما برای رسیدن به نتیجه نهایی، هر دو طرف میکوشند از فشار نظامی استفاده کنند. این وضعیت بسیار خطرناک است، زیرا چیزی که در ظاهر یک تشدید تنش کنترلشده به نظر میرسد، میتواند بهراحتی به یک رویارویی مستقیم و تمامعیار تبدیل شود.
به گفته این کارشناس سیاسی، ترامپ در پی آرام کردن بازارهاست. سخنان او همچنین بخشی از نمایش سیاسی آمریکا به شمار میرود. او در یک بنبست قرار دارد: نمیخواهد جنگ را از سر بگیرد، اما راهحل دیپلماتیکی هم در اختیار ندارد؛ بنابراین از پیشرفتها سخن میگوید. ایرانیها این موضوع را بهگونهای متفاوت تفسیر میکنند. آنها معتقدند که ترامپ میکوشد زمان بخرد تا ایران را فرسوده کند و شاید زمینه را برای مداخلهای شدیدتر با هدف کاهش نفوذ تهران بر تنگه فراهم سازد. آنها حتی گمان میکنند که اعزام نمایندگان پاکستانی و قطری با هدف منحرف کردن توجهشان صورت میگیرد. از این رو این احتمال وجود دارد که ایرانیها ابتکار عمل را در دست بگیرند و وارد یک جنگ گسترده شوند.
ولی نصر همچنین با اشاره به اینکه اقتصاد ایران «به شدت» فرسوده شده درباره اینکه چطور حکومت بدون توافق تا چه مدت میتواند دوام بیاورد؟ نیز معتقد است که تا زمانی که جنگ ادامه دارد، مردم صبر و شکیبایی نشان میدهند. ایالات متحده و اسرائیل در واقع نه به جمهوری اسلامی، بلکه به خود کشور حمله کردهاند. ترامپ نیز اخیرا گفته است: «من ایران را به یک دولت ورشکسته تبدیل خواهم کرد.» اما پس از پایان جنگ، مطالبات اقتصادی ایرانیان دوباره سر بر خواهد آورد. خوشبینانهترین برآوردها حاکی از آن است که ایران در این وضعیت بینابینی میتواند چهار تا پنج ماه دوام بیاورد. تندروترین اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از هماکنون بر این باورند که یک جنگ شدیدتر ترجیحپذیر خواهد بود.
«آیا ایالات متحده در واقع با یک رژیم جدید مذاکره میکند؟»
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال نیز میگوید: «قدرت همچنان همان ظاهر، همان نام و همان ساختار را دارد، اما اکنون افراد متفاوتی آن را اداره میکنند و اصولی که بر اساس آن عمل میکنند دیگر همان اصول گذشته نیست.» به گفته او اسرائیل با ترور شمار زیادی از فرماندهان سپاه پاسداران در ژوئن ۲۰۲۵ و سپس رهبر جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۶، نسلی از رهبران ایرانی را از میان برد که محتاطتر بودند و در قبال رویارویی با ایالات متحده رویکردی محافظهکارانهتر داشتند. جای آنها را افرادی گرفتهاند که گرایش بیشتری به جنگطلبی دارند. همچنین افرادی مسنتر مانند احمد وحیدی نیز حضور دارند که [توسط حاکمیت پیشین] به دلیل بیش از حد تندرو و جنگطلب بودن کنار گذاشته شده بود و اکنون فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده دارد.
ولی نصر میگوید که این افراد معتقدند که خویشتنداری علی خامنهای باعث وقوع جنگ شده است. از نظر آنها، ایران باید زمانی که ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از برجام [توافق هستهای وین ۲۰۱۵] خارج شد، از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز خارج میشد. به باور آنان، تهران باید پس از ترور قاسم سلیمانی [فرمانده عملیات خارجی سپاه پاسداران] در ۳ ژانویه ۲۰۲۰، آمریکاییها را هدف قرار میداد. در نهایت نیز بر این باورند که اگر ایران در ژوئن ۲۰۲۵ آتشبس را نپذیرفته بود، جنگ در فوریه رخ نمیداد. ما با افرادی مواجه هستیم که گرایش آنها به واکنشهای تهاجمی و نامتناسب است: بازدارندگی برای آنها از طریق نشان دادن آمادگی برای تشدید تنش معنا پیدا میکند. با این حال، این نظام در مسائل داخلی و مذهبی رویکردی عملگرایانهتر نیز دارد.
ولی نصر همچنین با بیان اینکه «آمریکاییها از کندی تهران خسته شدهاند» در ادامه میگوید که برای ایران، هر تصمیم مسئله مرگ و زندگی است؛ برای ایالات متحده، این فقط یک جنگ دیگر است. ایرانیها هر ویرگول در اسنادی را که دریافت میکنند با دقت بررسی میکنند. صدای سپاه پاسداران به دلیل جنگی بودن شرایط کشور بیشتر شنیده میشود، اما تصمیم نهایی با رهبر جمهوری اسلامی است که میداند هر موضع او پیامدهای عظیمی برای آیندهاش خواهد داشت. آمریکاییها بر اختلافات درون قدرت تأکید زیادی دارند. در واقع، ایرانیها نمیتوانند به توافق برسند زیرا ترامپ مدام نظر خود را تغییر میدهد. این موضوع در پایان ماه مه نیز رخ داد، زمانی که او از تصمیمی قریبالوقوع درباره پیشنهادی طولانیمدت سخن گفت که میتوانست به ایران اجازه دهد ۲۴ میلیارد دلار [۲۰٫۷ میلیارد یورو] دارایی بلوکهشده در خارج را بازپس بگیرد، اما بعدا تصمیم گرفت که در نهایت از آن توافق خوشش نمیآید. ترامپ بارها باراک اوباما را که به ایرانیها پول داده بود مورد تمسخر قرار میدهد. او نمیخواهد دیده شود که همان کار را تکرار میکند.
