توانمندی یک زن در جایگاه رهبری

چندین سال پیش آلمان بدهکارترین عضو اتحادیه اروپا بود.

یک زن فیزیکدان بدون شعار و هیاهو وارد صحنه سیاسی آلمان شد. در سال ۱۹۸۶ از دانشگاه لایپزیک در رشته فیزیک دکترا گرفته بود، شد صدراعظم آلمان.

بی‌جنجال و بی‌بنر و خدم و حشم. شعار نداد. مصاحبه نکرد. سیاستمداران قبل از خودش را تخطئه نکرد. سفرهای استانی و شهرستانی نرفت. فقط یک کار کرد.

نشست در دفتر کارش در پایتخت و تیمی از متخصصین و مشاورین کاربلد را به خدمت گرفت. بدون تعصب از همه ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی استفاده کرد. با هیچ کشوری کباده دشمنی و رقابت نکشید.

روبروی کسی مثل ترامپ ایستاد…

آن نگاهِ معروفش در کنفرانس جی هشت در مقابل ترامپ که نشان از عمق اراده و آرامشش داشت تاریخی شد.

اتحادیه اروپا را که در مرز فروپاشی بود حفظ کرد. طی شانزده سال آن اقتصاد بدهکار را به اقتصاد اول اروپا تبدیل کرد.

موازنه قدرت را بین اعضای اتحادیه اروپا و نیز بین اروپا و آمریکا برقرار کرد.

نه تنها آلمان را بر صدر نشاند که از فروپاشی اقتصادی مجارستان، یونان و دیگر اعضای اتحادیه اروپا از طریق وام‌های بلند مدت جلوگیری کرد.

بیش از یک‌میلیون آواره آسیایی را پذیرفت و سیاست اخلاق‌مدار را به نمایش گذاشت.

کمتر حرف زد و بیشتر عمل کرد.

از هیچ رانتی استفاده نکرد نه خودش و نه اطرافیانش.

کمتر در تلویزیون ظاهر شد.

نه خودش، رقیبانش را خائن و جاسوس و عُمال دشمن خطاب کرد و نه اجازه داد حامیانش این کار را بکنند.

طوری نشست و برخاست که قدرت به او تقدس ندهد. محبوب شد اما قدیس نشد.

نه کَنه شد و به قدرت چسبید و نه اجازه داد که کَنه‌ی کثیف قدرت به رفتارش بچسبد و خونش را کثیف کند.

در حالی‌که یکی از پنج سیاستمدار تراز اول دنیا و قدرتمندترین زن جهان بود، در حالی‌که هنوز از نظر جسمی و ذهنی کارآمد و فعال و موثر بود، در حالی‌که رهبری قدرتمند و تاثیرگذار در صحنه ملی و بین‌المللی بود آهسته و بی‌هیچ منت و مدعایی از سیاست کناره گرفت.

در مدت شانزده سال رهبری‌اش گفتار و کردارش معطوف به ماندن در قدرت نبود. قدرت و قابلیتش وابسته به موقعیت سیاسی‌اش نبود.

قدرتش برآمده از یک خِرَد جمعی و جایگاه ملی بود. آمد نقشش را بازی کرد. قابلیت‌هایش را نشان داد و قبل از آن‌که سکندری بخورد و به سرازیری قدرت برسد کنار کشید.

چنان با قدرت و قابل بود که حیوانِ سرکش قدرت را لگام زد.

آنگلا مرکل بعد از این، یک شهروند عادی خواهد بود. عضو هیچ مجمع و مجلسی نخواهد بود.

برای عضویت خود یا اطرافیانش در هیئت مدیره هلدینگ‌ها و کارتل‌های اقتصادی لابی نخواهد کرد.

در هر موردی اظهار نظر نخواهد کرد.

خدمات خود و دولتش را مثل گل‌میخ در چشم مردم فرو نخواهد کرد.

سهمی بیشتر از آن‌چه قانون برایش معین کرده نخواهد داشت.

کتاب سیاست یک سیره و سرمشق دارد.

هر جا که املای سیاست غلط و پر از اشتباه است شک نکنید که سیاستمداری تنبل، ناشی و ناپخته قلم به دست گرفته است…