پا فشردم بر پدال ترمزم، امّاشاخه های گلرها گشتند از دستتچشم مندریای وحشت بود. روی خونِ شیشه ی ماشینپلک هایتمثل مهتابی رها در ابرخیس بودند وُنباریدند رویِ شب. جیغ خاموشیدرونِ سینه ات پیچیدبوی پستانتپر از شیری سترون بودو لبان خالی از خونتدر میان خواهشی خاموشمی فرسود! در خیابانتو نبودیبا گلت،با …
ادامه»شعر و ادبیات
مختلس و دزد
مختلس، دزدی به ره دید و گریبانش گرفت/ گفت دزدی را رها کن چونکه دزدی کار نیست نیمه شب گیرم که رفتی خانه ای را هم زدی/ حاصل کارت به جز یک فرش بی مقدار نیست یا که فوقش می ربایی سکه و ارز و طلا/ جمع اینها چند میلیون …
ادامه»دیرینه ره : بهزاد بهره بر
تقدیم به زنده یاد مرجان هنرمند متعهد و مردمی . گردر ره هست ، تُندر همیایستاده چون سروم همیشاید کند خم قامتم ،اما مرا بشکسته ، خیر دریا به دریا در خطربا موجها سینه سپرتوفان به توفان درخمم،گرُخیده و وامانده ، خیر صحرا پی صحرا دواندامان به دامان بی امانبس …
ادامه»سرخ دریاهای پُر توفان* جمشید پیمان،
«همدلی با فریدون ژورک و همه ی یاران مقاومت ایران» دیگر این میخانهاین خالی ز پیر و ساقیِ آتش پرست وُ جام آتش خیزنیست ماوای اَبَر هوش جهان؛ خیامنیست جای رند عالم سوز؛ حافظ!نیست اینجا رامشی، ارامشی دیگربه جان خسته ی بی تابِ پُر تشویش در خرابات مغاندیگر نمی بینی …
ادامه»آنهمه خون به خیابان که شد از ما جاری جمشید پیمان،
شِکوه ها میکنی ای دوست بکن،حق داریهان! مبادا به ملامت دلکم آزاری دلت از آتش بیداد، دماوندِ خموشدیگران را چو خودت از چه نمی پنداری؟ خطّه ی خواهشت از ساده دلی رنگین کنتا خرامد به خیالت،خوش و خندان یاری آنهمه خشم که فریاد به میدان ها شدآتهمه خون به خیابان …
ادامه»بافنده گانِ ملعون از گوادُلپ تا خمینی و خامنه ای: هوشنگ اَسدیان “
” بباف بافندۀ ملعون که بد بافتیخیال کردی که قالی را به رَج بافتیولی نقشی در این قالی هویدا نیستتو دارِ قالی ات را زِ بیخ و بُن کج انداختی. نه تنها تو، خمینی هم چنین بد بافتو بنیاد وطن را این چنین کج ساختنقشۀ قالی که طرح شد در …
ادامه»توره نالد که ؛ “قهرم از این باغ :” جمشید پیمان
توره را چون برون کنی از باغبرجگر دارد از تو صدها داغ خاصه گر باغ توست انگوریتوره را افکنی به رنجوری توره نالد که؛ ” قهرم از این باغدر دلم نیست درد و رنج فراقمن چه بیزار باشم از انگورفکر انگور گشته از من دور “ در عجب مانده ام …
ادامه»کشف دو گور دسته جمعی دیگر از زندانیان سیاسی قتل عام شده تابستان ۶۷
در اهواز و ماهشهر دو گور دسته جمعی از زندانیان سیاسیِ زندانِ کارون اهواز و زندانیان سیاسیِ قتل عام شده ی زندانِ ناوا بندر ماهشهر که در تابستان ۶۷ به دستور خمینی به قتل رسیدند کشف شده است … فاجعه ی پنهان مرتبط با اعدام های سراسری زندانیان سیاسی سال …
ادامه»ضرورت زمان : بهزاد بهره بر
ساقی ِ بزم ِ رهایی شدن امروز بجاست بر سر ِ سفره َ این بزم ننشستن خطاست درکشیدن قدحی از می ِ آزادی ِ ایران نیک است لول ِ لول گشتن و مستانه غُریدن صفاست بیستونها توان کند اگرعشق به میهن داشتن ، مُژه ازتیشه بُرانتر بُرد آنگه که فرهاد …
ادامه»” بهار دلگشا ، آخوند دل سیه ” هوشنگ اَسدیان (پگاه)
بهاران؛ نرم آمد با تامل تا بغل گیرد، کاکُلِ سُنبل آخوندها؛ چشم دریده، گرسنه نان ندیده، رهبری مُنگُل بهار آمد؛ سبز و زیبا، چشمه سار و دشت و بیشه، ریشه دارد آخوند آمد؛ پلید افکار و بی ریشه، حدیث خوان، بدستش تیشه دارد بهاران؛ بوی گُل، عطر ریاحین، عشقِ به …
ادامه»