هیچ رهبر دیکتاتوری را ندیدهام که اراده و توانی برای مبارزه با مقامات فاسد زیردستش داشته باشد.دلیلش هم روشن

است، رهبر برای خریدن وفاداری زیردستانش هیچ ابزاری جز اعطای رانت و امتیازهای مالی مفسدانه به آنها ندارد و فساد اساسا ابزار حکمرانیاش است.
نمونهاش هم لئونید برژنف رهبر اسبق شوروی که گرچه خودش دزد بیت المال نبود اما از بیت المال مسرفانه خرج میکرد تا حمایت و وفاداری وزرا و فرمانداران و مدیران زیردستش را بخرد و چند صباحی بیشتر حکومت کند.
نظام حکومتی او مبتنی بر کادرهایی بود که جملگی فاسد بودند و امکان برکناری آنها وجود نداشت چون کل سیستمش فرومیریخت.
در اواسط دهه هفتاد شایعات درباره دزدیهای یک مقام گرجی به اسم کلیموف شدت گرفت تا آنجا که کمیته مرکزی حزب کلیموف را به مسکو فراخواند تا بازخواستش کنند اما موقعی که آنها فهمیدند کلیموف مهره وفادار رهبر است از توضیحاتش «قانع »شدند و اعلام کردند این شایعات دروغ است.
مورد دیگر قضیه فساد مالی خاندان علیفها در جمهوری آذربایجان بود. برژنف گزارشهای فساد این خانواده را مرتب دریافت میکرد اما چون از وفاداری آنها به خودش اطمینان داشت هیچ اقدامی علیه آنها نمیکرد و چشم بر دزدیهایشان میبست.
سرگیی مدانوف ،دبیر اول حزب در کراسنودار، مقام فاسد دیگری بود که عالم و آدم از مفاسد گسترده مالیاش با خبر بودند.
حتی یوری آندروپف رییس کگب شخصا نزد رهبر رفت و به او گفت«رفیق برژنف این فرد به قدری دزدی کرده که حفظ او در این مقام دیگر به صلاح شما نیست. من توصیه میکنم او را برکنار کنید و تحت پیگرد قضایی قرار دهید»
اما رهبر چگونه میتوانست این مهره وفادار قدیمی را که همیشه در کراسنودار بهترین پذیراییها را از او کرده بود و مجسمههایش را در جای جای منطقه تحت فرمانش برپا کرده بود و با پرشورترین جملات مجیزش را گفته بود از کار برکنار کند؟
رهبر سکوت سنگینی کرد و به آندروپف گفت«یوری،چنین کاری ناممکن است. او رهبر سازمان حزبی ما در کراسنودار است، خیلی ها به او اعتقاد دارند، کلی پیرو و هوادار دارد و حالا تو به من میگویی که بیاییم و او را محاکمه کنیم؟امکان ندارد.»
محاکمه مهرههای وفادار رژیمهای دیکتاتوری، حتی اگر مرتکب قتل هم شده باشند، هیچ جایی در دستور کار رهبران این رژیمها ندارد. آنها حداکثر کاری که در این باره میکنند مقداری موعظه اخلاقی به مقامات است که بیش از حد ندزدید و به آنچه که تاکنون دزدهاید قانع باشید.
آن ها دوست دارند بگویند فساد مالی مقامات رژیم صرفا یک لغزش اخلاقی است و نه عملی مجرمانه برخاسته از معایب ساختاری رژیم.