
مایکل سینگ، مدیر ارشد پیشین امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا، در مصاحبه با بلومبرگ هشدار داد که چه بمباران و چه مذاکره با حکومت ایران، تنها میتوانند «موفقیتی نسبی» بهدست دهند و برنامه هستهای جمهوری اسلامی را به تعویق میاندازند اما متوقف نمیکنند.
مارک چمپیون، ستوننویس بلومبرگ، در یادداشتی با عنوان «بمباران ایران یا عدم بمباران؛ اکنون این سوال مطرح است»، نوشت که حکومت اسلامگرای ایران طی دهههای گذشته هرگز مانند امروز تا این حد آسیبپذیر نبوده و در عین حال، تا این حد به توانایی ساخت یک زرادخانه هستهای نزدیک نشده است: «با توجه به این دو نکته، اکنون این سوال مطرح است که آیا بالاخره زمان بمباران فرا رسیده است؟»
به اعتقاد چمپیون، ترجیح دونالد ترامپ روشن است: او یک توافق میخواهد و در صورت عدم دستیابی به آن، آماده جنگ است. برای واقعی جلوه دادن این تهدید و آمادهسازی برای شرایط اضطراری، پنتاگون نقل و انتقال بزرگی را در منطقه آغاز کرده است، از جمله اعزام دومین ناو هواپیمابر و بمبافکنهای رادار گریز بی۲. اسرائیل نیز منتظر چراغ سبز است و انگشتش روی ماشه قرار دارد.
این یادداشت تاکید کرد که مسیر جنگ بسیار کوتاهتر و آسانتر از مسیری است که به توافق مطلوب ترامپ منتهی میشود: «بهویژه اکنون که اسرائیل بار دیگر در حال تشدید درگیریها در غزه است.»
تهدیدهای حکومت ایران مبنی بر ضربه زدن به منافع آمریکا و انتقام از متحدان این کشور در سراسر جهان ممکن است مانند حملات موشکی به اسرائیل توخالی به نظر برسد اما: «همه متحدان، سفارتخانهها و پایگاههای آمریکا از سامانههای دفاع هوایی چند لایه اسرائیل برخوردار نیستند.»
دَن کِین، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی که ترامپ او را به عنوان نامزد ریاست ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده کرده است، ۱۲ فروردین ماه به کمیته نیروهای مسلح سنا اعلام کرد احتمالا نیروی نظامی به تنهایی قادر نخواهد بود ایران را به پذیرش یک توافق هستهای جدید و سختگیرانهتر وادار کند.
به اعتقاد کین، این امر مستلزم یک راهبرد چندجانبه، از جمله دیپلماسی و مشوقهای اقتصادی است.
نویسنده بلومبرگ به نقل از مایکل سینگ، مدیر ارشد پیشین امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی دولت جرج دبلیو بوش که در سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ رییسجمهوری آمریکا بود، نوشت: «هم بمباران و هم مذاکرات تنها میتوانند موفقیت نسبی داشته باشند، یعنی ممکن است برنامه هستهای ایران را به تاخیر بیندازند اما آن را متوقف نخواهند کرد.»
چمپیون در ادامه به سخنان علی لاریجانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد که گفته بود حمله نظامی، ایران را مجبور خواهد کرد بهسرعت به سمت دستیابی به زرادخانه هستهای حرکت کند.
نویسنده بلومبرگ جمعبندی کرده است که تنها در صورتی که «خود جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد از بلندپروازیهای هستهایاش دست بکشد، این تهدید از بین خواهد رفت».
به اعتقاد نویسنده بلومبرگ، با وجود مسعود پزشکیان، «امکان عقبنشینی تهران و مذاکره فراهم است»؛ از طرف دیگر فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، سبب شده تا جمهوری اسلامی نگران ریزش وفاداران خود باشد.
بیشتر بخوانید: آیا خامنهای با از دست دادن حامیان ایدئولوژیکش به سرنوشتی مشابه اسد دچار میشود؟
به نظر چمپیون، بحث درباره درستی یا نادرستی تصمیم ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش برای خروج از «برجام» اکنون بیهوده است و آنچه اهمیت دارد این است که یک توافق جدید که نقاط ضعف برجام را رفع کند، امکانپذیر است – و بسیار بهتر از جنگ خواهد بود.
اما این امر مستلزم آن است که ترامپ کارهایی انجام دهد که معمولا تمایلی به آنها ندارد؛ از جمله تکیه بر کمک متحدانش، حتی در شرایطی که همزمان، جنگ تجاری را با آنها آغاز کرده است.
بریتانیا، فرانسه و آلمان از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بر روی پرونده هستهای ایران کار کردهاند.
به نوشته بلومبرگ، آنها همراه با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین، جزییات فنی این موضوع را «بسیار بهتر از دولت پرآشوب و غیرمتعارف ترامپ» درک میکنند: «برخلاف آمریکا، این سه کشور اروپایی همچنان از جایگاه قانونی لازم برای اعمال دوباره تحریمهای موسوم به مکانیسم ماشه تحت برجام برخوردارند، چرا که هرگز از این توافق خارج نشدند. احتمالا باید این روند را تا تیر ماه آغاز کنند تا بتوانند آن را تا مهلت نهایی در مهر ماه به سرانجام برسانند.»
میانجیگری کشورهای منطقه
یکی دیگر از منابعی که اکنون بیش از دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در دسترس او قرار دارد، میانجیگری کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
این کشورها از زمان خروج آمریکا از برجام با تهران وارد تعامل شدهاند و میتوانند نقش واسطه را ایفا کنند چرا که خودشان نیز منافع زیادی در این موضوع دارند.
در حال حاضر، بانکداران و مقامات کشورهای خلیج فارس بهطور منظم به تهران سفر میکنند. جایی که برجام در میان سیاستمداران نیز چندان محبوب نبوده، زیرا هرگز منجر به لغو تحریمها بهنحوی که وعده داده شده بود، نشد.
به اعتقاد نویسنده بلومبرگ، برای جلب رضایت همه طرفها، این توافق هستهای باید بسیار گستردهتر از توافق قبلی باشد.
برای واشنگتن و اسرائیل، این توافق باید شامل یک برنامه بازرسی فشرده و بلندمدت باشد و نهتنها برنامه هستهای، بلکه سامانههای موشکی و استفاده تهاجمی از نیروهای نیابتی مانند حماس، حزبالله و حوثیها را نیز در بر بگیرد.
از سوی دیگر، برای جلب نظر کشورهای حاشیه خلیج فارس، آنها باید برخلاف برجام، به نحوی در این فرآیند مشارکت داده شوند. برای جمهوری اسلامی نیز باید تضمینهای قاطع جهت لغو تحریمها وجود داشته باشد و علاوه بر آن، نوعی ترتیبات امنیتی گسترده در منطقه ایجاد شود که باعث شود ریسک دستیابی به سلاح هستهای، غیر جذاب به نظر برسد.
چمپیون در پایان با اشاره به اینکه حمله نظامی به ایران نتایج غیرقابل پیشبینیتری نسبت به مذاکره خواهد داشت، نوشت که مذاکرات هرچه زودتر و جدیتر آغاز شود، بهتر خواهد بود.