
. استبداد دینی از یادگاران معاویه در اسلام است.
⚜ استبداد دینی که از قوا و شُعَب استبداد است کارش این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آنطور که جالب عوام ساده باشد، میآرایند و مردمی را که از اصول دین بیخبرند و به اساس دعوت پیمبران گرامی آشنایی ندارند میفریبند و مطیع خود میسازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظلالشیطان را بر سر عموم میگسترانند و در زیر این سایهی شوم جهل و ذلت مردم را نگاه میدارند.
⚜ این دسته چون با عواطف پاک مردم سروکار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشستهاند خطرشان بیشتر و دفعشان دشوارتر است. این شعبه از عوام در لباس دین ترویج میکند و علمای آشنا به اصول و مبانی و مجاهد را به گوشهگیری و انزوا سوق میدهد و در ذی طرفداری توحید متولیان بتکده و ترویجکنندگان بتپرستی هستند.
استبداد دینی برای استبداد سیاسی پشتیبان نیرومندی است، تا استبداد دینی ریشهکن نشود استبداد زمامداران قابل علاج نیست، تا کاخ این استبداد ویران نشود رهایی از دام استبداد سیاسی ممکن نیست. اعانت… چه به مساعدت و همدستی با فراعنه و ظالمین باشد و یا به سکوت و ترک نصرت و خذلان حق، مذموم است.
⚜ اصل ابتداع و اختراع قوهی استبداد دینی و اعمالش در اسلام از بدعتهای معاویه است که از برای مقابله با سرور اوصیاء عدهای از دنیاپرستان از قبیل عمروعاص و محمدبن مسلم و مغیرهبن شعبه و اشباههم را که در انظار عوام امت در عداد صحابه محسوب و در مغلطهکاری به اسم دینداری بهواسطهی اتصاف به صحابیت نفوذ و مطاعیت داشتند، در تفریق کلمه و معارضه با مقام ولایت سلام ا… علیه با خود همدست نمود و هم بهوسیلهی دستهای امثال ابوموسی اشعری که به سکوت قناعت نمودند رفتهرفته اساس استبداد و تحکمات خودسرانه را در اسلام استحکام نمود… و به مرور اعصار و نوادر حیل و افکار اتحاد و ارتباط استبداد دینی موروث از امثال عمروعاص و ابوموسی با استبداد سیاسی موروث از معاویه و به هم آمیختگی و متقوم به هم بودن این دو شعبه استبداد به درجهی مشهوده و حالت حالیه رسید.
📌 منبع: تنبیهالامه و تنزیهالمله، میرزا محمدحسین نائینی شرکت سهامی انتشار، ص ۱۴۰ به بعد
@AftabkaranAzadi
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت