
در پی تشدید خاموشیهای گسترده و بحران کمآبی در سراسر کشور، تجمع اعتراضی مردم خمام در استان گیلان، تنها یکی از نشانههای نارضایتی فزایندهای است که اکنون از جنوب و غرب تا شمال و مرکز ایران گسترش یافته است. همزمان با فرسایش زیرساختها و سکوت مقامهای عالیرتبه، کارشناسان نسبت به پیامدهای سیاسی و اجتماعی این بحران که آن را بازتاب ناکارآمدی ساختاری جمهوری اسلامی میدانند، هشدار میدهند.در روزهای نخست مرداد، شهرهایی چون مرودشت، تربتجام، چایپاره، ساوه و چهارمحال و بختیاری نیز شاهد تجمعهای مشابهی بودند. در نیشابور، مردم روستای برزانون جاده اصلی را به نشانه اعتراض به قحطی آب مسدود کردند.
در شهرک صنعتی چهاردانگه تهران نیز، صنعتگران و نانوایان در اعتراض به قطع مکرر برق تجمعی اعتراضی برگزار کردند. در سبزوار، نیروهای امنیتی در مقابل تجمع اعتراضی مردم از گاز اشکآور استفاده کردند، در حالی که تجمعات شبانه در تهران، اسلامشهر و برخی دیگر از نقاط کشور با شعارهای تند علیه رهبر جمهوری اسلامی آمیخته بودهاند.
کارشناسان، این اعتراضات را نه واکنشهای مقطعی، بلکه بازتاب بحرانی ساختاری میدانند که در دههها سیاستگذاری امنیتمحور، بیتوجهی به زیرساختها، فساد نهادینهشده و اولویت دادن به پروژههای منطقهای نظامی ریشه دارد. قطع آب و برق در اوج گرمای تابستان در بسیاری از نقاط کشور، نه تنها وسایل زندگی مردم را از کار انداخته، بلکه روابط اجتماعی و چرخه تولید را مختل کرده است.
جمهوری اسلامی که به ادعای رهبر آن همچنان خود را در منطقه و جهان قدرتی بلامنازع میخواند، امروز از تأمین ابتداییترین نیازهای شهروندان خود ناتوان مانده است.
بحران آب و برق در ایران، صرفاً بحران منابع نیست؛ این بحران، نماد فروپاشی مدیریت و فاصله روزافزون مردم و حاکمیت و همچنین فقدان دولت به مثابۀ مدیریت امور عمومی جامعه است. در چنین شرایطی، هراس حکومت از گسترش دامنه اعتراضها، خود تأییدی دیگر بر این واقعیت تلخ است: ملتی که از نور و آب محروم شود، دیر یا زود فریاد میزند.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت