خانه / اخبار مهم روز / ایران بی آب : تصویری هولناک از فساد و ناکارآمدی در جمهوری اسلامی

ایران بی آب : تصویری هولناک از فساد و ناکارآمدی در جمهوری اسلامی

به‌گزارش لاکروآ از دل پایتخت، بحران آب در ایران دیگر به قطع چندساعتۀ آب در برخی محله‌های تهران محدود نمی‌شود. آن‌چه امروز زیر سقف‌های تشنۀ منازل پایتخت تجربه می‌شود، حاصل دهه‌ها بی‌تدبیری، پروژه‌سازی‌های نظامی و بی‌توجهی به ظرفیت اقلیمی کشور است. اگر ساختار مدیریت آب اصلاح نشود، آن‌چه اکنون فرو می‌ریزد تنها فشار آب نیست، بلکه بنیان سیاسی و اجتماعی است.

به‌نوشتۀ لاکروآ در گرمای خفه‌کنندۀ تهران، بسیاری از شهروندان با شیرهای خشک و بی‌آب از خواب بیدار می‌شوند. از کوچه‌های متراکم شرق پایتخت تا خانه‌های خاک‌گرفتۀ یزد، آن‌چه مشترک است، فشار کم یا قطع مطلق آب برای ساعت‌های طولانی است. سمیرا، ساکن چهارمین طبقۀ یکی از آپارتمان‌های شرق تهران، به لاکروآ می‌گوید که برای او و همسایگانش تنها راه دسترسی به آب، ظروف پرشده توسط همسایگان طبقۀ هم‌کف است. اما او از این وضعیت، قطعی‌های شش‌ساعته آب و برق، و توصیه‌هایی بی‌اثر مقامات ناکارآمد به ستوه آمده است.

در ۲۳ ژوئیه، دولت جمهوری اسلامی به دلیل گرمای بی‌سابقه و به‌بهانۀ صرفه‌جویی در مصرف آب و برق، چند روزی را در استان تهران تعطیل رسمی اعلام کرد. اما به‌گزارش لاکروآ، شهروندان این اقدام را نشانۀ دیگری از بی صلاحیتی مقامات و فرار از مسئولیت حاکمان دانسته‌اند: «انگار در روز تعطیل، آب و برق مصرف نمی‌شود!»

بر اساس داده‌های رسمی که لاکروآ به آن‌ها استناد می‌کند، مخازن سدهای تهران تنها ۱۴ درصد ظرفیت خود آب دارند. مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی، این سطح از بی آبی را بی سابقه و نشانۀ بحران دانسته و هشدار داده است که «اگر شرایط به همین منوال ادامه یابد، در آیندۀ نزدیک دیگر قادر به تأمین آب تهران نخواهیم بود».

سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، با لحنی کم‌سابقه تصریح می‌کند که این بحران، محصول دهه‌ها سوءمدیریت، توسعۀ ناپایدار، برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی و نبود هماهنگی میان سیاست‌های کشاورزی و صنعتی با واقعیت اقلیمی کشور است. او هشدار می‌دهد که اگر اصلاحی ساختاری صورت نگیرد، بحران آب می‌تواند به نا‌آرامی‌های اجتماعی و سیاسی گسترده منجر شود.

تمرکز نادرست، راه‌حل‌های سطحی

مقامات، در غیاب طرحی روشن برای تأمین آب، مردم را به صرفه‌جویی، نصب مخازن خانگی و استفاده از پمپ دعوت کرده‌اند. لاکروآ یادآور می‌شود که ۹۴ درصد آب مصرفی تهران از منابع سطحی و زیرزمینی داخلی تأمین می‌شود : منابعی که با دو برابر شدن جمعیت پایتخت از دهۀ ۱۹۹۰ به این‌سو، هیچ افزایشی نداشته‌اند.

اما کارشناسانی چون علی یاوری، پژوهشگر بخش انرژی، به لاکروآ می‌گویند که مشکل، صرفاً رفتار مصرف‌کننده نیست، بلکه ساختار کلان مدیریت منابع است. او تأکید می‌کند که کشاورزی و صنعت ایران طی دهه‌های گذشته به‌نام «توسعه» به مناطقی گسترش یافته‌اند که هرگز ظرفیت آبی لازم نداشته‌اند. از دید این کارشناس، اصلاحات جسورانه‌ای چون منع کشاورزی در مناطق کم‌آب، ممنوعیت کشت محصولات پرمصرف و انتقال صنایع سنگین از مناطق بحرانی، تنها راه‌های مقابله با فاجعۀ پیش‌روست.

پروژه‌های سدسازی؛ توسعه‌ای برای نظام، خشکسالی برای مردم

در این حال، قرارگاه خاتم‌الانبیا، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران، که مدیریت بسیاری از پروژه‌های عظیم سدسازی و انتقال آب را در دست دارد نقش تعیین‌کننده ای در به وجود آمدن بحران کنونی داشته است. سد کرخه، سد گتوند، و مجموعه‌ای از پروژه‌های مخرب دیگر، که بدون مطالعات محیط‌زیستی و با انگیزه‌های صرفاً اقتصادی–سیاسی ساخته شدند، امروز نه‌تنها هیچ‌کدام از اهداف ادعایی‌شان را محقق نکرده‌اند، بلکه سبب نابودی تالاب‌ها، شور شدن آب، و تخریب زیرساخت‌های زیست‌محیطی خوزستان شده‌اند.

این پروژه‌ها، بیشتر از آن‌که بر پایه‌ی نیاز واقعی مردم باشند، نماد نظامی‌شدن مدیریت آب در ایران‌اند؛ ساختاری که نقد آن، معادل تعرض به جایگاه سپاه پاسداران تلقی می‌شود.

ذوب‌آهن و مرگ زاینده‌رود

در مرکز ایران، سرگذشت زاینده‌رود گویاتر از هر سند رسمی از این فساد و ناکارآمدی است. صنایع سنگین مانند ذوب‌آهن اصفهان، که در دل بیابان برپا شدند و به‌گونه‌ای غیراصولی از منابع آبی زاینده‌رود تغذیه کردند، اکنون سهم اصلی در خشکاندن این رود و رنج کشاورزان شرق اصفهان دارند. با وجود هشدارهای مکرر متخصصان، این صنایع نه‌تنها منتقل نشده‌اند، بلکه بر میزان بهره‌برداری آن‌ها نیز افزوده شده است.

صفحات فیسبوک معترض کشاورزان، تجمعات پیاپی در بستر خشک رودخانه، و سکوت وزارت نیرو در برابر این فاجعه، نشان از فقدان ارادۀ سیاسی برای نجات منابع آبی کشور دارد.

گزارش لاکروآ از تهران، تصویری روشن از بحرانی مزمن و ساختاری در ایران ترسیم می‌کند. بحرانی که دیگر با توصیه به صرفه‌جویی یا اخطارهای فنی حل نخواهد شد. بحران آب در ایران، بحرانی است برخاسته از فساد، تمرکز قدرت، ترجیح پروژه‌سازی بر توسعه پایدار، و حذف جامعه مدنی از فرایند تصمیم‌سازی.

اگر اصلاح ساختار مدیریت آب در ایران، به‌ویژه در حوزه‌های کشاورزی و صنعتی، در اولویت فوری قرار نگیرد، آن‌چه امروز در تهران آغاز شده، فردا می‌تواند به انفجار اجتماعی در سراسر کشور بینجامد. نشانه‌های این انفجار از هم اکنون به وضح مشهودند.