
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، در بیانیهای کمسابقه خواستار سپردن میراث سیاسی روحالله خمینی به بایگانی تاریخ و عبور کامل از نظریه ولایت فقیه بهعنوان ریشه بحرانهای امروز ایران شد.
قدیانی، فعال سیاسی جمهوریخواه و از حامیان پیشین انقلاب ۵۷، در این بیانیه با حملهای صریح به بنیانگذار جمهوری اسلامی تاکید کرد که ریشه اصلی بحرانهای امروز ایران در نظریه ولایت فقیه و میراث سیاسی روحالله خمینی نهفته است. او این میراث را «ویرانگر» خواند و خواستار سپردن آن به بایگانی تاریخ شد.
قدیانی در این بیانیه که در بند ۷ زندان اوین نوشته و در کانال تلگرامی «تحکیم ملت» منتشر شده، تاکید کرده است که جنگ، تحریم، فساد ساختاری، فروپاشی عدالت قضایی، فقر و تورم، پیامدهای مستقیم «استبداد فقهپایهای» هستند که خمینی پایهگذاری و اجرا کرده است. به گفته او، بازسازی استبداد پس از انقلاب، تصادفی یا صرفاً محصول رفتار علی خامنهای نیست، بلکه ریشه در نظریهای دارد که «از ابتدا برای حذف جمهوریت و نادیده گرفتن حقوق ملت طراحی شده بود».
او با مرور تجربه شخصی خود بهعنوان یکی از حامیان خمینی در دوران انقلاب، تاکید میکند که بازنگری در میراث خمینی نه تنها ضروری بلکه پیششرط دموکراسی در ایران آینده است. از نگاه او، اگرچه خامنهای در دوره رهبری خود به بحرانها دامن زده، اما انحراف اصلی در خود نظریه ولایت فقیه نهفته است؛ نظریهای که باید همراه با بنیانگذارش به تاریخ سپرده شود.
او نوشته است چهل و شش سال پس از استقرار جمهوری اسلامی و تشدید ابرچالشهای متعدد کشور، ضرورت ژرفکاوی برای تببین منشا اصلی مشکلات و چارهاندیشی برای درمان را بیشتر کرده است. در این راستا جا دارد به ضعف بنیانهای عقلانی و سیاسی نظریهی ویرانگر ولایت فقیه بیش از هر زمان دیگری پرداخت. مشکلات کنونی ایران ریشه در این نظریه و پیامدهای تخلفناپذیر آن دارد.
جنگ، تحریم، انسداد سیاسی، واپسگرایی فرهنگی، محاصره سیاسی و اقتصادی و فقر و فلاکت ناشی از آن به صورت تصادفی به وجود نیامده است. قطعی روزانهی آب و برق مردم و تورم افسار گسیخته بیارتباط با تفکر حاکم برکشور در چهل و چند سال گذشته نبوده است. فساد سیستماتیک، ظلم و ستم دستگاه قضا از آسمان نازل نشده است. بدون سرکوب شایستگان و برکشیدن متملقان، ایران به محل تاخت و تاز بیگانگان و یارگیری نیروهای خارجی بدل نشده است. ریشهی وضع موجود در استبداد فقه، بنیادی است که توسط روحالله خمینی صورتبندی و اجرا شده است.
در جریان مبارزات منتهی به انقلاب پنجاه و هفت سرمایهی اجتماعی سنتی روحانیت و شخصیت مبارز خمینی منجر به این شده بود که در بین مخالفان شاه نگاه به خمینی مثبت باشد. به خصوص که در آن زمان کسی تصور روشنی از ایدهی ولایت فقیه و تبعات آن وجود نداشت.
متاسفانه علی رغم آشکار شدن روحیهی استبدادی روح الله خمینی و نتایج خانمان برانداز نظریهی ولایت فقیه او، هنوز ضرورت گسست کامل از آموزههای معرفتی و سیاسی او در عرصه سیاسی ایران جا نیفتاده است. ایران آینده نیازمند عبور توامان از میراث حکمرانی روح الله خمینی است. هر فرد منصفی میتواند با نگاهی به وضعیت نظام قضایی ایران از جمله محاکم، زندانها، شکنجهها و اعدامها، و آیین دادرسی ایران به کارنامهی روح الله خمینی پی ببرد.
مغالطهی دیگر آن است که انحراف ولایت فقیه را به دورهی مستبد امروز ایران، علی خامنهای نسبت میدهند. این درست است که در دورهی خامنهای مصیبتها و بحرانهای بزرگی بر کشور تحمیل شده است اما ریشهی همهی این مصائب را باید در استبدادی جست و جو کرد که خمینی نظریهپردازی و اجرا کرد.
نقد شخص روح الله خمینی و میراث سیاسی او، بخش مهمی از نظریهپردازی و مقدمهچینی برای دمکراسی است.
من خودم به عنوان کسی که سالیان زیادی از حامیان روحالله خمینی بوده و در انقلاب ۵۷ نیز از رهبری او حمایت کردم، در بازنگری انتقادی به این نتیجه رسیدهام که منشا مشکلات کلان کشور ریشه در نظرات ایشان بخصوص در فقه و الهیات سیاسی دارد و بدون لکنت این نظرم را اعلام کرده و میکنم. ساماندهی آینده ایران باید بر اساس جدایی نهادی دین و دولت، کنار گذاشته شدن حکومت دینی و کلا رویکرد ایدئولوژیک در ساختار دولت انجام شود.
میراث سیاسی خمینی باید به بایگانی تاریخ سپرده شده و نقد منصفانه و عالمانه و در عین حال رادیکال آن، پشتوانه بهبود اوضاع کشور و بازدارندگی در برابر استبداد و تکرار خطاهای گذشته شود. البته افراد بر اساس ملاحظات عاطفی و سیاسی میتوانند در مورد وی و کلا اتفاقات گذشته داوریهای خاص خودشان را داشته باشند؛ اما آنچه اهمیت دارد عبور از روح الله خمینی و میراث شومش علی خامنهای در ساختن آینده ایران است.
ابوالفضل قدیانی
بند ۷ زندان اوین
منبع: کانال تحکیم ملت
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت