خانه / ثابت / آیا رضا پهلوی یک پروژه اطلاعاتی است؟: احمد فعال

آیا رضا پهلوی یک پروژه اطلاعاتی است؟: احمد فعال

بعضی از نظرها می‌گویند رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلبی در ایران یک پروژه اطلاعاتی هستند. پروژه‌ای که توسط وزارت اطلاعات تقویت می‌شوند.

من به عنوان یک جامعه شناس سیاسی کوچک نه می‌توانم این ادعا را قبول کنم و نه رد. اما اگر به جای کارشناسان وزارت اطلاعات بودم، حتما پیشنهاد می‌دادم که از جریان پهلوی به طور جدی حمایت شود. چند دلیل دارم که در اینجا خدمت خوانندگان عرض می‌کنم.

نخست اینکه رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلبان عامل تشتت و از هم پاشیدن اپوزسیون هستند. اپوزسیون انرژی خود را به جای اینکه صرف رژیم جمهوری اسلامی بکنند، صرف تخریب یکدیگر می‌کنند.

دوم اینکه، جریان سلطنت‌طلب به کلی فاقد ظرفیت جنبشی هستند. آنها مانند انگل در حاشیه هر اجتماعی (که اهداف دیگری را تعقیب می‌کنند) حاضر می‌شوند و با یک جمع ده الی بیست و سی نفره، با فحش و هتاکی و حتی اگر شده با کتک زدن، و با هر ابزاری که ممکن است سعی می‌کنند آن اجتماع را به تصرف خود دربیاورند. من خودم در اغلب جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی شاهد بودم که یک جمع اندک سعی دارند تا حرکت را به نفع خود مصادره کنند. در چنین مواقعی افراد سلطنت‌طلب با گرفتن فیلم و عکس و با استفاده از سرمایه و ظرفیت‌های رسانه‌ای، چنین وانمود می‌کنند که آن جنبش و یا حرکت اجتماعی و سیاسی رضا پهلوی را صدا می‌کنند. اما این پرسش را هرگز پاسخ نمی‌دهند، که اگر رضا پهلوی حقیقتاً رهبری انقلاب و یا رهبری جامعه ایران را برعهده گرفته‌اند، نمی‌گوییم فرمان یک خیزش عمومی در سراسر ایران بدهند، اما می‌گوییم، چرا فرمان نمی‌دهند دستکم در یک گوشه کشور 1000 نفر مستقلًا به نام او جمع شوند و به نفع او شعار بدهند؟
چرا چنین فرمانی صادر نمی‌شود؟ قبلاً هم گفته بودم که اگر ایشان بتوانند 1000 نفر را مستقلاً به نام خود و فرمان خود به خیابان فرابخوانند، اینجانب نیز به صفوف آنها خواهم پیوست و به نفع او شعار خواهم داد.

سوم اینکه، رهبری جنبش در هر جامعه‌ای به خصوص در جامعه ایران باید از یک حداقل نفوذ و کاریزمای معنوی برخوردار باشد. حالا فرض کنیم رهبری خودخوانده دارای نفوذ مادی خوبی در جامعه است. منظور من از نفوذ مادی پخش کردن پول در سطح جامعه نیست، بلکه به این معناست که فرض می‌گیریم، ایشان دستکم در جامعه هواداران به عنوان شخصیتی شناخته می‌شود که هم توانایی سازمان‌دهی در دوران گذار را دارد، و هم بعد از دوران گذار توانایی اداره و توسعه کشور را دارد. لیکن نفوذ معنوی نیاز به یک رشته سوابق و لواحق معنوی دارد، مثلاً رنج و مرارت و سختی کشیدن در دوران مبارزه، مثلاً داشتن یک کارنامه معنوی در درس و بحث، و یا یک کارنامه علمی و سیاسی در کار تحقیق و پژوهش و… ، اما تا بخواهید انبان او پُر است از ضدنفوذ معنوی. از وضعیت همسرش گرفته، تا ابهام در ثروت‌هایی که توسط پدر او از ایران به بیرون برده است، و اکنون ایشان میراث این پول‌هاست، تا یک روز کار نکردن در طول عمر خود، تا ارتباط صمیمی با جنایتکارترین دولتی که به ایران تجاوز کرد، تا لابی‌گری با جمهوری‌خواهان جنگ‌طلب در آمریکا، تا اتصال او به رژیم پدر با آن سوابق دیکتاتوری و شکنجه (حالا فرض کنیم که رژیم پهلوی یک رژیم کاملاً توسعه‌گرا بوده که نظیر نداشته است، اما اینها همان نفوذ مادی است که عرض کردم) و… در شگفتم ایشان با کدام نفوذ معنوی انتظار دارند که رهبری انقلاب ایران را بر عهده بگیرند؟ به همین دلیل است که خودشان هم می‌دانند که ظرفیت جنبشی‌شان صفر است، و چاره ای ندارند جز اینکه در حاشیه حرکت‌های اجتماعی مثل انگل خود را به جمعیت تحمیل کنند.

حاصل اینکه وزارت اطلاعات باید به این ادعا پاسخ دهد و لابد در آینده پاسخ خواهد داد که گفته می‌شود، همان ده بیست و سی نفری که در اجتماعات حاضر می‌شوند، اکثرا توسط خود اطلاعات راه‌اندازه و هدایت می‌شوند.

جریان سلطنت‌طلب یک کار دیگر هم انجام می‌دهد، مثلا مرگ یک وکیل جمهوری‌خواه که به جبهه ملی وابسته است را به طور ناشیانه به خود وابسته می‌کنند، و یا روی ویدئوها صداگذاری می‌کنند، و یا صدای گمشده همان جمعتی ده بیست و سی نفره را صدای کل جمعیت می‌خوانند. خوب اینها درست یا غلط جزئی از شگردهای سازمان‌های اطلاعاتی است.

لطفا یه این ویدئو با دقت تماشا کنید. جمعیت تا زمانی که دستهایشان بالاست وشعار می‌دهند شعارشان چیز دیگری است، وقتی سکوت می‌کنند و مشخص است که جمعیت سکوت کرده است، معلوم نیست چگونه صدایی و شعاری به نفع رضا پهلوی از توی جمعیت بیرون می‌زند؟