
جمهوری اسلامی ایران در آستانه سال ۲۰۲۶ با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهروست که نهتنها از جنس چالشهای مقطعی نیستند، بلکه ریشه در یک مسئله بنیادینتر دارند: بحران ساختاری حکمرانی.از فرسایش مشروعیت سیاسی و ناتوانی مزمن اقتصادی گرفته تا فشارهای فزاینده زیستمحیطی و امنیتی، نظام سیاسی ایران وارد مرحلهای شده است که در آن هر شوک داخلی یا خارجی میتواند پیامدهایی غیرقابلپیشبینی بهدنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، سال میلادی پیش رو میتواند به نقطه عطفی تعیینکننده برای آینده این نظام بدل شود.
۱- خلأ رهبری؛ تهدیدها و فرصتها
مهمترین و سرنوشتسازترین چالش پیش روی جمهوری اسلامی، چگونگی مدیریت دوران پس از علی خامنهای، رهبر رژیم تهران است.
به باور کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، مرگ خامنهای ۸۶ ساله خلأ قدرتی بیسابقه ایجاد خواهد کرد. از آنجا که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهشدت شخصمحور و متمرکز است، غیبت رهبر ممکن است خلأیی جدی در تصمیمگیریهای کلان سیاسی، امنیتی و نظامی ایجاد کند. هرچند نهادهایی مانند مجلس خبرگان از نظر حقوقی مسئول تعیین جانشینی برای او هستند، اما رقابت میان جناحهای قدرت و نقش پررنگ نهادهای نظامی از جمله سپاه پاسداران میتواند فرآیند جانشینی را به منبع تنش و بیثباتی تبدیل کند. در چنین شرایطی، انسجام درون حاکمیت، کنترل بحرانهای داخلی و مدیریت فشارهای خارجی با چالشهای قابلتوجهی روبهرو خواهد شد.
۲- جنگ منطقهای جدید
مقامهای اسرائیلی بهطور فزایندهای نگران آن هستند که ایران تولید موشکهای بالستیک خود را افزایش داده باشد؛ برنامهای که پیشتر در پی حملات نظامی اسرائیل در ماه ژوئن ۲۰۲۵ و در خلال جنگ ۱۲ روزه آسیب دیده بود.
اسرائیل طی روزهای اخیر برای ارائه گزینههایی به دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا درباره حمله دوباره به این برنامه با او گفتوگو کرده بود. مقامهای اسرائیلی همچنین نگران آن هستند که جمهوری اسلامی در حال بازسازی سایتهای غنیسازی هستهای باشد که ایالات متحده در طی جنگ ۱۲ روزه در عملیات موسوم به “چکش نیمه شب” آنها را بمباران کرد. ترامپ هفته گذشته در عین هشدار به تهران درباره بازسازی برنامههای موشکی یا هستهای، تلویحاً اعلام کرده بود ممکن است آماده بازگشت به مذاکرات با جمهوری اسلامی باشد.
او گفته بود ایران “میتواند تلاش کند” برنامه موشکی خود را بازسازی کند، اما “بازگشت آنها زمان زیادی خواهد برد.” ترامپ افزوده بود: «اما آنها اگر بخواهند بدون توافق [به برنامه اتمی] برگردند، آن یکی [یعنی برنامه موشکی] را هم نابود خواهیم کرد. ما میتوانیم موشکهایشان را خیلی سریع از بین ببریم، قدرت زیادی داریم.»
۳- انزوای جهانی
حلقه دیپلماتیک پیرامون ایران در سال ۲۰۲۶ تنگتر خواهد شد. بنبست در مذاکرات هستهای، بازگشت خودکار تحریمهای سازمان ملل و فقدان هرگونه راهبرد دیپلماتیک منسجم، انزوای بینالمللی تهران را عمیقتر خواهد کرد.
حتی پایان جنگ اوکراین از طریق آتشبس نیز ایران را در سطح جهانی منزویتر خواهد ساخت. روابط نزدیک ایران با روسیه، بهویژه در حوزه همکاریهای نظامی مانند ارسال پهپادهای ایرانی به مسکو، موجب شده که ایران به بخشی از معادله جنگ اوکراین تبدیل شود.
این موضوع بارها از سوی آمریکا و اروپا مورد انتقاد قرار گرفته و حتی تحریمهایی علیه تهران اعمال شده است. به باور تحلیلگران سیاسی، بندهای محرمانه هرگونه توافق صلح میان ترامپ و پوتین، بهاحتمال زیاد تهران را از مسکو جدا خواهد کرد. در این میان، چین—بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریان حیاتی اقتصاد آن—به حمایت حداقلی از رژیم ایران ادامه خواهد داد، اما به طور کلی آینده کشور و جایگاه دیپلماتیک آن در سال پیشِ رو با انزوایی عمیقتر مواجه خواهد شد.
۴- تورم بیش از ۴۰ درصد در کمین سال ۲۰۲۶
تورم سال ۱۴۰۴ در ایران در حالی ۴۲.۴ درصد برآورد شده که در سال گذشته صندوق بین المللی پول تورم ایران را ۳۲.۵ درصد اعلام کرده بود.
این درحالی است که این صندوق تصور میکند تورم بالا برای ایران ادامه داشته باشد و حتی تا پایان سال ۲۰۲۶ میلادی هم نرخ تورم به بیش از ۴۰ درصد برسد. به گزارش رسانه خبرآنلاین، از دیدگاه بانک جهانی اقتصاد ایران در شرایطی سال ۲۰۲۵ را خاتمه میدهد که نرخ رشد اقتصاد به منفی ۱.۷ درصد کاهش خواهد یافت.
برای سال ۲۰۲۶ هم بانک جهانی چشمانداز امیدوار کنندهای ارائه نمیدهد و از وخیمتر شدن وضعیت خبر میدهد طوری که رشد اقتصادی به منفی ۲.۷ درصد خواهد رسید. از نظر بانک جهانی تا سال ۲۰۲۷ رشد اقتصادی ایران مثبت نخواهد شد. به عقیده کارشناسان اقتصادی، رشد اقتصادی در ایران به دلیل تشدید تحریمها از طریق اجرای مکانیسم ماشه، افزایش تنشهای خارجی و دیگر مشکلات داخلی امکان خروج از رشد منفی را لااقل برای امسال نخواهد داشت. اقتصاد ایران به بیماری مزمنی دچار است که درآمدهای نفتی صرفا نقش مُسکن را ایفا میکنند.
۵- فجایع زیستمحیطی و بحران انرژی
بحرانهای محیطزیستی در سال ۲۰۲۶ به یکی از جدیترین و ساختاریترین چالشهای پیش روی جمهوری اسلامی تبدیل خواهند شد.
چالشهایی که پیامدهای مستقیم اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دارند. تشدید بحران آب، کاهش شدید منابع زیرزمینی، خشکشدن تالابها و رودخانهها و گسترش فرونشست زمین، معیشت میلیونها نفر را بهویژه در مناطق مرکزی و جنوبی کشور تهدید میکند.
همزمان، آلودگی مزمن هوا هر ۱۳ دقیقه جان یک ایرانی را میگیرد و در کلانشهرها با افزایش بیماریهای تنفسی و قلبی، فشار فزایندهای بر نظام سلامت وارد کرده و نارضایتی عمومی را تشدید کرده است. ناتوانی ساختار حکمرانی در مدیریت علمی منابع طبیعی، تداوم سیاستهای ناپایدار توسعه و محدودیتهای ناشی از تحریمها، ظرفیت دولت برای پاسخ مؤثر به این بحرانها را کاهش داده و محیطزیست را به یکی از کانونهای بالقوه بیثباتی داخلی بدل کرده است.
بیشتر بخوانید: ۵ بحران زیستمحیطی تهران و سناریوی تخلیه داوطلبانه پایتخت
مجموع این پنج چالش نشان میدهد که سال ۲۰۲۶ برای جمهوری اسلامی صرفا ادامه روندهای فرسایشی گذشته نخواهد بود، بلکه میتواند به سال تلاقی بحرانها تبدیل شود؛ نقطهای که در آن ناکارآمدی ساختاری حکمرانی بیش از پیش عیان میشود.
در چنین وضعیتی، آنچه بیش از همه برای حاکمیت ایران نگرانکننده است، نه صرفا هر یک از این چالشها بهتنهایی، بلکه اثر همافزای آنها بر نارضایتی اجتماعی و شکنندگی نظم سیاسی است.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت