
در آستانه چهلم کشتار دیماه، دو زندانی سیاسی نخبه دانشگاه شریف، امیرحسین مرادی و علی یونسی، از درون زندان قزلحصار و اوین پیامهایی از طریق پیج اینستاگرامی منتشر کردهاند که بازتابی از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ است. علی یونسی مینویسد: «ما مردمی هستیم با تاریخ و فرهنگی سرشار از حماسه. اما دی ماه خونین فراتر از حماسه بود.» او با اشاره به «شکوه گلهای در خون غلتیده» تأکید میکند که «محکومیم به از پا ننشستن، محکومیم به پیروز شدن». امیرحسین مرادی نیز از «هزار هزار لاله» سخن میگوید که «پژمرده نشدند، سرخ سرخ بالیدند»، و چهلم کشتار را یادآور «خونینترین روزهای تاریخ معاصر» میداند.
امیرحسین مرادی: چهلم خونین و تداوم قیام
امیرحسین مرادی نیز در پیام خود، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را ادامه روندی تکاملی از قیامهای پیشین توصیف میکند. او مینویسد: «دمیده… هزار هزار لاله! پژمرده نشدند، سرخ سرخ بالیدند.» و جانباختگان را جوانانی میداند که «ذلت و حقارت را نپسندیدند» و «ارزشمندترین داراییشان: جانشان» را فدا کردند.
مرادی چهلم دیماه را نه صرفاً یک مناسبت، بلکه زخمی ماندگار میخواند و مینویسد: «برای مادرانی که آن شبها انتظارشان به حسرت بدل شد، گویی چهل سال گذشته است.»او اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را نشاندهنده ایمان مردم به «نقش تغییرگر خودشان» میداند و تأکید میکند که این قیام «گستردگی و رادیکالیسم بیشتری نسبت به قیامهای قبلی داشت.» به گفته او، سرکوب خشونتبار نهتنها اعتراضات را متوقف نکرد، بلکه جامعه را مصممتر کرد.
مرادی همچنین به نقش دانشجویان اشاره میکند و مینویسد این اعتراضات در میان دانشجویان متبلور شده است. او تأکید میکند: «ما میخواهیم خودمان سرنوشتمان را تعیین کنیم و در انتظار هجوم ابرقدرتهای خارجی ننشستهایم.»علی یونسی: حماسهای فراتر از تاریخ
علی یونسی در پیام خود، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را رخدادی فراتر از روایتهای تاریخی توصیف میکند. او میپرسد: «در کدام حماسهای دختران از کاوهها و پسران از سیاوشها شجاعترند؟» و از مادرانی مینویسد که «بر مزار فرزندانشان رقصیدند و شعر خواندند».
او اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را نه صرفاً یک خیزش، بلکه تجلی «قدرت اصلی مردم» میداند و مینویسد: «این حرکت مردم بود که جهان را به حرکت واداشت.» در نگاه او، مردم «پیشرو و جهان دنبالهرو» هستند و این قدرت، «رمز پیروزی» است.
یونسی بر تکثر و تنوع جامعه تأکید میکند و مینویسد این تنوع باید به رسمیت شناخته شود. او از «جمهوریای که همه در آن شهروند هستند و کسی مقام مادامالعمر ندارد» سخن میگوید و هشدار میدهد که اتحاد بدون پذیرش تکثر، به تضعیف قدرت مردم میانجامد.
در پایان پیام، او مینویسد: «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان.» و خطاب به خانوادههای جانباختگان میافزاید: «لحظه به لحظه با شما گریستیم و درد کشیدیم.»متن کامل پیام دو زندانی سیاسی امیرحسین مرادی و علی یونسی در زیر آمده است:
پیام امیرحسین مرادی در آستانه چهلم کشتار دی ماه ۱۴۰۴-۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دمیده… هزار هزار لاله! پژمرده نشدند، سرخ سرخ، بالیدند و به اوج رفتند. چه دخترانی و چه پسرانی که ذلت و حقارت را نپسندیدند و هرچه داشتند در مبارزهشان فدا کردند. ارزشمندترین داراییشان: جان شان. درود بیکران بر تک تک جوانان وطنمان ایران که مرگ را به سخره گرفتند و اسطوره شدند.
امروز در ظاهر چهلم خونین ترین روزهای تاریخ معاصر ایران است. اما برای مادرانی که آن شبها انتظارشان به حسرت بدل شد، گویی چهل سال گذشته است. نوشتم تا در این غم شریکتان باشم.
اما وقوع این قیام یک بار دیگر اثبات کرد که مردم ایران نه به جنگ خارجی بلکه به نقش تغییرگر خودشان ایمان دارند و باز هم دیدیم که در ادامه روند تکاملی سلسله قیامهای مردم ایران در راه آزادی، این قیام گستردگی و رادیکالیسم بیشتری نسبت به قیام های قبلی داشت. دیکتاتوری حاکم نیز از ترس سرنگونی، رگبار بستن بر جوانان را برگزید و به این دنائت تن داد؛ غافل از آن که با این جنایت، ملتی را ضد خودش خواهد شوراند و این بار نیز قویتر و مصممتر به خونخواهی عزیزانشان خواهند شتافت. مگر نبودند شهرهایی همچون آبدانان و ملکشاهی که به کلی به تسخیر مردم درآمدند و آزاد شدند؟ این بار تهران و همه ایران آزاد خواهند شد تا یک جمهوری استقرار یابد که در آن حق هیچ ملیت، جنسیت و مذهب یا عقیدهای پایمال نخواهد شد. این حق طبیعی ماست، بگذار عدهای ناآگاهانه تز بازگشت سلطنت و دیکتاتوری و ساواک و تختهای شکنجه را زیبا جلوه دهند.
اما چراغ این مبارزه خاموش نشده و در اعتراضات دانشجویان متبلور است. دانشجویانی که بنابر اعتراف مسئولان خود رژیم، بیش از ۱۰۰ نفرشان قربانی کشتار سنگدلانهی دستگاه سرکوب رژیم شدهاند. دانشجویان آمدند و نشان دادند این قیامی بیپایه و بیجهت نیست و آگاهترین اقشار در آن نقش دارند. بله ما میخواهیم خودمان سرنوشتمان را تعیین کنیم و در انتظار هجوم ابرقدرت های خارجی به کشورمان ننشستهایم. با عزمی صدچندان و انگیزهای مضاعف، باز هم گام در مسیر قیام خواهیم گذاشت.

آری شود که روز از آن روزهای گرم
از آقتاب پاره سنگی جدا شود
وآن سنگ جون جزیرهی آتش گرفتهای
سوی دیاز دوزخی ما رها شود
ما را بدل به تودهی خاکستری کند
خاکستری که خفته در او برق انتقام
امیرحسین مرادى
زندان اوین
در آستانه چهلم کشتار دیماهپیام علی یونسی در آستانه چهلم کشتار دی ماه ۱۴۰۴- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
ما مردمی هستیم با تاریخ و فرهنگی سرشار از حماسه. اما دی ماه خونین فراتر از حماسه بود.
در کدام حماسه ای دختران از کاوه ها و پسران از سیاوش ها شجاع ترند؟ در کدام حماسه ای دیو سیاه شب این چنین از هیچ جنایتی دریغ نمیکند؟ به راستی در کدام حماسه مادران داغدار بر مزار فرزندانشان رقصیدند و شعر خواندند و کف زدند؟ ببینید چگونه حماسه نیز در برابر ایران تعظیم کرده است.
در برابر چنین حماسه ای اگر ضرورتی نبود، کلامی برای گفتن نداشتم زیرا هیچ واژه ای را توان وصف آن نیست. اما همین بهای سنگین و همین شکوه گل های در خون غلتیده، مسئولیت و دِینی سنگین را بر گردن ما میگذارد. به خاطر تک تک همین کودکان، جوانان، دانشجویان و زنان و مردان ما محکومیم به از پا ننشستن، محکومیم به پیروز شدن و محکومیم به ساختن آن روزی که آرزویش را داشتند. پس:
قسم به خون یاران، ایستاده ایم تا پایان
اما این قیام درس بزرگی نیز دارد؛ اینکه قدرت اصلی ما مردم هستیم. کافی است لحظه ای نگاه کنیم که این حرکت مردم بود که جهان را به حرکت در برابر این حکومت واداشت.
بله، مردم پیشرو و جهان دنباله رو است. این واقعیت عریان این ۴۷ سال است.
این قدرت نه تنها واقعیت است بلکه رمز پیروزی ماست. باور به این قدرت ما را از چشم دوختن به قدرت های خارجی بی نیاز میکند و واقعیت این قدرت ضمانت قطعی نابودی هر تلاشی برای برقراری دیکتاتوری است.
پیام علی یونسی در آستانه چهلم کشتار دی ماه ۱۴۰۴- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
ما مردمی هستیم با تاریخ و فرهنگی سرشار از حماسه. اما دی ماه خونین فراتر از حماسه بود.
در کدام حماسه ای دختران از کاوه ها و پسران از سیاوش ها شجاع ترند؟ در کدام حماسه ای دیو سیاه شب این چنین از هیچ جنایتی دریغ نمیکند؟ به راستی در کدام حماسه مادران داغدار بر مزار فرزندانشان رقصیدند و شعر خواندند و کف زدند؟ ببینید چگونه حماسه نیز در برابر ایران تعظیم کرده است.
در برابر چنین حماسه ای اگر ضرورتی نبود، کلامی برای گفتن نداشتم زیرا هیچ واژه ای را توان وصف آن نیست. اما همین بهای سنگین و همین شکوه گل های در خون غلتیده، مسئولیت و دِینی سنگین را بر گردن ما میگذارد. به خاطر تک تک همین کودکان، جوانان، دانشجویان و زنان و مردان ما محکومیم به از پا ننشستن، محکومیم به پیروز شدن و محکومیم به ساختن آن روزی که آرزویش را داشتند. پس:
قسم به خون یاران، ایستاده ایم تا پایان
اما این قیام درس بزرگی نیز دارد؛ اینکه قدرت اصلی ما مردم هستیم. کافی است لحظه ای نگاه کنیم که این حرکت مردم بود که جهان را به حرکت در برابر این حکومت واداشت.
بله، مردم پیشرو و جهان دنباله رو است. این واقعیت عریان این ۴۷ سال است.
این قدرت نه تنها واقعیت است بلکه رمز پیروزی ماست. باور به این قدرت ما را از چشم دوختن به قدرت های خارجی بی نیاز میکند و واقعیت این قدرت ضمانت قطعی نابودی هر تلاشی برای برقراری دیکتاتوری است.این قدرت ریشه و منشاء اش علاوه بر تاریخ طولانی مبارزه مردم ایران، تکثر و تنوع مردم است. این تکثر البته که باید متحد شود، اما این اتحاد هرگز از مسیری به غیر از به رسمیت شناختن این تنوع شکل نمیگیرد. این به رسمیت شناختن در تصویری که از فردای ایران ارائه میشود متبلور میشود، تصویری که شامل جدایی دین از دولت (به رسمیت شناختن تنوع عقاید) و به رسمیت شناختن حقوق تمام ملیت هاست. این تصویر جمهوری ایست که همه در آن شهروند هستند و کسی مقام مادام العمر ندارد. اما از سوی دیگر آن کس که امروز اتحاد را با نفی تکثر ارائه میدهد، قبل از هر چیز به قدرت مردم ضربه زده است و به همین علت فقدان قدرت را از طریق التماس از قدرت های خارجی جبران میکند و نه تنها وحدت بخش نیست، بلکه تفرقه افکن است.
اما این ها را نگفتم برای رقابت های سیاسی. زیرا زمانی که خون شهیدان در میان است جای رقابت نیست. این را گفتم از درد موج سواری بر خون یاران نادیده ام، این را گفتم برای حفاظت از قدرت مردم، قدرتی که از فداکاری بهترین فرزندان این خاک ساخته شده است. قدرتی که تخت حکومت مادام العمر را بر می اندازد و حق طبیعی تعیین سرنوشت را به هر فرد، ملت و ملیتی خواهد داد.
این روشنگری و حفاظت از خون یارانمان بیش از هر کس وظیفه ما دانشجویان است. ما دانشجویانی که خود بهایی بسیار سنگین برای آزادی ایران پرداخته ایم.
تمام این حرف ها را گفتم زیرا این بیشترین چیزی است که میتوانم به مادران و پدران داغدار و کودکان عزادار هدیه کنم. بدانید که لحظه به لحظه با شما گریستیم و درد کشیدیم.

هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمی بینم
وآنچه می بینم نمی خواهم
على یونسى
زندان قزلحصار
در آستانه چهلم کشتار دیماه ١۴٠۴
اعتراضات سراسری ۱۴۰۴از نگاه زندانیان
هر دو پیام، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را نقطه عطفی در مسیر مبارزه توصیف میکنند. در روایت آنان، این خیزش نه یک رخداد مقطعی، بلکه بخشی از روندی تاریخی است که به تغییر ساختار سیاسی منتهی خواهد شد.
علی یونسی از «حفاظت از خون یاران» و مسئولیت دانشجویان سخن میگوید. امیرحسین مرادی نیز از «قیامی گستردهتر» یاد میکند که با وجود سرکوب، ادامه خواهد یافت.
در هر دو پیام، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ با یاد جانباختگان گره خورده است. واژههایی چون «گلهای در خون غلتیده»، «هزار هزار لاله» و «خونینترین روزها» نشان میدهد که حافظه جمعی این رخداد، محور اصلی سخنان آنان است.
تعهد به ادامه مسیر
در پایان، پیام این دو زندانی سیاسی با تأکید بر تداوم راه جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ به پایان میرسد. علی یونسی مینویسد: «این قدرت تخت حکومت مادامالعمر را برمیاندازد و حق طبیعی تعیین سرنوشت را بازمیگرداند.» امیرحسین مرادی نیز تأکید میکند: «چراغ این مبارزه خاموش نشده» و «با عزمی صدچندان گام در مسیر قیام خواهیم گذاشت.» این جملات، روایت زندان از استمرار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را شکل میدهد.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت