پرویز قلیچخانی، ستارهماندگار فوتبال ایران درگذشت

پرویز قلیچخانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و از برجستهترین بازیکنان تاریخ فوتبال این کشور، در ۸۱ سالگی درگذشت. او روز ۲۳ مه (۲ خرداد) در بیمارستانی در حومه پاریس در پی ابتلا به بیماری آلزایمر و سرطان جان باخت.
پرویز قلیچخانی، ستاره سالهای دور فوتبال ایران، در ۸۲ سالگی، درگذشت.
پرویز قلیچخانی، ستاره فوتبال ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، پس از ماهها تحمل بیماری، روز شنبه ۲ خرداد در بیمارستانی در حومه پاریس فرانسه درگذشت.
درگذشت این کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران با تاریخ دقیق سالگرد درگذشت ناصر حجازی، دیگر کاپیتان تیم ملی و یکی از اسطورههای دوازبانی آسیا، همزمان شد. قلیچخانی متولد ۱۳۲۴ در تهران و تنها بازیکن تاریخ فوتبال ایران است که سه بار متوالی قهرمانی در جام ملتهای آسیا را جشن گرفته است.
او در دوران ۱۷ ساله فوتبال خود، در باشگاههای کیان، تاج، پاس، عقاب، دارایی، پرسپولیس و سنخوزه ارثکوئک کالیفرنیا بازی کرده و به جز قهرمانی در جام ملتهای آسیا، سابقه صعود به دو المپیک مونیخ و مونترال، قهرمانی رقابتهای باشگاهی و حضور در تیم منتخب آسیا و همچنین کسب عنوان مرد سال فوتبال ایران را در کارنامه دارد.
آخرین تیمی که پرویز قلیچخانی در ایران به عضویت آن در آمد، پرسپولیس بود او در سال ۱۳۵۶ و همزمان با وقوع ناآرامیها در ایران مجبور به ترک وطن شد و پس از مهاجرت به آمریکا چند سالی برای باشگاه سنخوزه ارثکوئک کالیفرنیا توپ زد.پرویز قلیچخانی از چهرههای استثنایی فوتبال ایران به شمار میرفت. بازیکنی که نامش بیش از هر چیز با تیم ملی ایران، سه قهرمانی پیاپی در جام ملتهای آسیا و سالها درخشش در میانه میدان گره خورده است. او تنها بازیکنی است که با تیم ملی ایران سه بار به عنوان قهرمانی آسیا رسیده است.
او فوتبال را از محله صابونپزخانه در میدان شوش تهران آغاز کرد و خیلی زود به یکی از استعدادهای کمنظیر فوتبال ایران بدل شد.
قلیچخانی در دوران بازیگری خود پیراهن تیم ملی ایران و همچنین باشگاههای تاج، پرسپولیس و پاس را بر تن کرد و از همان سالهای نخست، به دلیل قدرت بدنی، هوش تاکتیکی، توان رهبری و تاثیرگذاری در جریان بازی، جایگاهی ویژه یافت.
اگرچه بسیاری او را در آغاز بیشتر یک بازیکن دفاعی میشناختند، اما قلیچخانی به تدریج به چهرهای همهکاره در قلب میدان تبدیل شد. او در سالهای نخست حضورش در فوتبال، چه در تیم کیان و چه بعدتر در تاج، اغلب در خط دفاعی به کار گرفته میشد.
با این حال، ویژگیهای خاص او باعث میشد بیشتر در نقش دفاع آزاد ظاهر شود. بازیکنی که نه فقط وظیفه دفاع، بلکه پیشروی تا محوطه جریمه حریف و حتی گلزنی را نیز بر عهده میگرفت. در برخی مسابقات نیز نقش هافبک دفاعی به او سپرده میشد. نقشی که در آن باید با دوندگی و پیگیری مداوم، طرحهای تهاجمی حریف را از هم میپاشید.
مغز متفکر تیم
اما دوره اوج درخشش او زمانی فرارسید که از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه خورشیدی، در تیم پاس، دیگر باشگاهها و البته تیم ملی ایران، بیشتر در قلب میدان به کار گرفته شد.
در آن دوره روشن شد که قلیچخانی فقط یک بازیکن دفاعی نیست، بلکه میتواند مغز متفکر تیم هم باشد. او بدون آنکه هرگز پیراهن شماره ۱۰ را بر تن کند، در عمل به یک بازیساز تمامعیار بدل شد.
قلیچخانی هم قلب تیم ملی ایران بود و هم روح آن. بازیکنی که میتوانست به اقتضای لحظه در همه جای زمین حاضر باشد و ریتم بازی را به تنهایی تعیین کند.
پرویز قلیچخانی در فوتبال ایران آن دوران، نمونهای کمنظیر از بازیکنی بود که هم توان تخریب بازی حریف را داشت و هم میتوانست بازی بسازد، پاسهای تعیینکننده بدهد و حتی خط دفاعی تیم مقابل را به هم بریزد.
بیشتر بخوانید: قلیچخانی: حذف تیم فوتبال زنان ایران از المپیک ناشی از معاملات پشت پرده است
او به دلیل قدرت بدنی بالا، اندام ورزیده، شوتهای سنگین و سرکش از راه دور، توانایی چشمگیر در بازی هوایی، پاسهای بلند و دقیق و نیز شخصیت فرماندهانهاش در زمین، برای بسیاری از فوتبالدوستان به چهرهای فراموشنشدنی تبدیل شد.
بسیاری از فوتبالدوستان ایرانی، قلیچخانی را با همین ویژگیها به یاد میآورند. بازیکنی که با چشمانی باز و دیدی ممتاز، همواره بهترین گزینه را برای پاس دادن پیدا میکرد.
او از حرکات اضافی و نمایشی پرهیز داشت و با تمام وجود در خدمت تیم بود. در فضای نیمهآماتوری فوتبال آن زمان ایران، رفتارش در زمین کاملا حرفهای بود. بازیکنان تیمش در لحظههای دشوار نخست او را جستوجو میکردند و به او تکیه داشتند. او به معنای واقعی کلمه، تکیهگاه روحی تیم و تکتک بازیکنان بود.
روحیه جنگندگی
روحیه جنگندگی قلیچخانی نیز بخشی از افسانه او در فوتبال ایران بود. او بیهراس وارد نبردهای تنبهتن میشد و اگر هم در صحنهای مغلوب میشد، با سماجت و سرسختی آن نبرد را ادامه میداد.
حتی در روزهایی که تیم باشگاهیاش یا تیم ملی نمایش خوبی نداشت، سطح بازی او پایینتر از متوسط نمیآمد و تا آخرین لحظه میجنگید. همین ویژگیها بود که باعث شد حتی متعصبترین هواداران رقیب نیز برای او احترام قائل باشند.
گلهای ماندگار او از راه دور در جام ملتهای آسیا برابر اسرائیل در سال ۱۳۴۷ و در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ برابر استرالیا، از لحظههای فراموشنشدنی تاریخ فوتبال ایران به شمار میروند.
در دیدار برگشت برابر استرالیا، وقتی ایران پس از شکست سه بر صفر در بازی رفت، چشم امیدش به او بود، قلیچخانی دو بار گلزنی کرد. هرچند آن پیروزی برای صعود ایران کافی نبود، اما جایگاه او را به عنوان ستاره بیبدیل فوتبال ایران بیش از پیش تثبیت کرد.
در یکی از مسابقات باشگاهی تهران در اوایل دهه پنجاه خورشیدی نیز او در حالی که برای پاس در خط میانی بازی میکرد، به تنهایی سه بار دروازه حریف را گشود. در همان سالها بود که برخی نویسندگان ورزشی برای توصیف نقش متفاوت و پرتحرک او در زمین، از تعبیرهایی استفاده کردند که نشان میداد قلیچخانی برای فوتبال ایران یک پدیده غیرعادی و فراتر از قالبهای رایج زمان خود بوده است.
بسیاری معتقد بودند او از نظر کیفیت فنی و فهم بازی، شایستگی حضور در سطح بالاتری از فوتبال جهان را داشت. تیمهای خارجی که به ایران میآمدند، بارها به بازی او علاقه نشان داده بودند. اما آن آینده درخشان بینالمللی هرگز برای او محقق نشد. به این ترتیب، یکی از استثناییترین استعدادهای فوتبال ایران در همان فضای محدود فوتبال داخلی باقی ماند.
فعالیت سیاسی و روزنامهنگاری
با این حال، زندگی او تنها به فوتبال محدود نماند. توجه او در سالهای پیش از انقلاب به سیاست جلب شد و همین موضوع مسیر زندگیاش را به شکلی اساسی تغییر داد.
او که از خانوادهای کارگری و فقیر برخاسته بود، بعدها گفته بود که از کودکی با فقر و بیعدالتی آشنا بوده و همین تجربهها در شکلگیری نگاه سیاسیاش نقش داشتهاند. او همچنین از تاثیر جهانپهلوان تختی بر نگاه اجتماعی و انسانی خود سخن گفته بود.پس از انقلاب ۱۳۵۷، قلیچخانی از فوتبال حرفهای فاصله گرفت و به فعال سیاسی و روزنامهنگاری در تبعید تبدیل شد. او در خارج از کشور مجله “آرش” را با گرایش سیاسی چپ اداره میکرد و در دهههای بعد بیشتر به عنوان چهرهای سیاسی و منتقد شناخته میشد تا یک ورزشکار پیشین.
همین مسیر سیاسی باعث شد نام او، برخلاف جایگاه کمنظیرش در فوتبال ایران، در سالهای پس از انقلاب در بسیاری از روایتهای رسمی ورزشی کمتر مطرح شود.
با این حال، برای نسلهای مختلفی از فوتبالدوستان، او همچنان یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران باقی ماند. بازیکنی که بسیاری او را فراتر از زمانه خود میدانستند.
پرویز قلیچخانی نزدیک به یک دهه بر تارک فوتبال ایران درخشید، اما زندگی او فقط روایت افتخارهای ورزشی نبود. او از معدود چهرههایی بود که هم در ورزش به اوج رسید و هم در عرصه سیاسی به مسیری پرهزینه و مناقشهبرانگیز پا گذاشت.
زندگی در تبعید و تولد «آرش»
پس از خروج قلیچخانی از ایران، نام و تصویر او در رسانههای رسمی داخل کشور به شکل قابل توجهی کمتر بازتاب یافت و حضورش در روایتهای رسمی تاریخ فوتبال ایران محدود شد. برخی رسانهها در ایران سالهای پیش شایعه کرده بودند که قلیچخانی به ایران بازگشته است، خبری که از سوی خود او تکذیب شد.قلیچخانی در پاریس نشریه فرهنگی–سیاسی «آرش» را منتشر و سردبیری کرد؛ مجلهای که بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۴ به انتشار تحلیلها و دیدگاههای انتقادی درباره تحولات ایران و مسائل سیاسی و اجتماعی ادامه داد و در میان محافل روشنفکری ایرانی خارج از کشور بازتاب داشت.
او در مصاحبهها و گفتوگوهای مختلف، همواره بر آزادی بیان، نقد قدرت و فاصلهگیری از هر دو نظام سیاسی پیش و پس از انقلاب [پهلوی و جمهوری اسلامی] تاکید کرده و از چهرههای نمادین نسل ورزشکاران منتقد در تبعید شناخته میشود.
حال با مرگ او، فوتبال ایران یکی از مهمترین چهرههای تاریخ خود را از دست داده است. بازیکنی که برای بسیاری نه فقط یک کاپیتان، بلکه نماد نسلی از فوتبال ایران بود که با استعداد، صلابت، هوش بازی و شخصیت، در حافظه جمعی ماندگار شد.
