یک غزل بی تغزل :رحمان کریمی
چنگ بر دل زنم و پاره کنم دفتر را از خونِ خونین دل، گیرم بسی اخگر را بر پیکر واژگان
بیشتر بخوانیدچنگ بر دل زنم و پاره کنم دفتر را از خونِ خونین دل، گیرم بسی اخگر را بر پیکر واژگان
بیشتر بخوانید«بعضی امور را در جامعه ی بشری امروز نمی شود به رای عمومی گذاشت و بود و نبودشان را منوط
بیشتر بخوانیداگر قرار بود ذهن صرفا با مشاهده سطحی عینیت خارجی به کشف و فهم واقعیت نهفته در زنجیره امور در
بیشتر بخوانید(تقدیم به دوست،برادر و مشوِق همیشگی ام: م ـ ع ـتوحیدی ) تنگ روزی بود بهمن و آفتابش را پرواز
بیشتر بخوانیداین روزها آنچه که “مردگان متحرک و یا زامبیها (zombie) نامیده میشود، بیش از هردورهای دیگری در تاریخ معروف
بیشتر بخوانیداتحاد زندانیان سیاسی تنها نهادی است که از بدو تاسیس آن همراه با اساس نامه و خط مشی خود اسامی
بیشتر بخوانیدجمله زیر کاکل تاریخی تکامل سیاسی جامعه بشری، در مقدمه اعلامیه جهانشمول حقوق بشر، معتبر برای تمامی تاریخ همین بشر،
بیشتر بخوانیددرست در زمانی که مردم مرزهای اصلاح طلبی و سازش کاری را شکسته اند و دارند با سازماندهی افقی و
بیشتر بخوانیددر بحبوحه انقلاب مردم ایران وآغاز قیامهای ضد شاه در سال ۵۷، شاه ابتدا شریف امامی را یراق کرد وبعداز
بیشتر بخوانیددر پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد اذل گفت بگو می گویم یک چیزدر همه مزدوران و سینه
بیشتر بخوانید