
عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمهای بر این تصنیف، آوردهاست:
این تصنیف در دورهٔ دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شدهاست. به واسطهٔ عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران به یاد اولین قربانیان آزادی سروده شدهاست.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند اول
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد/
دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شد/
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند دوم
از خون جوانان وطن لاله دمیده/
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده/
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند سوم
خوابند وکیلان و خرابند وزیران/
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانه ویران/
یارب بستان داد فقیران ز امیران
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند چهارم
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن/
مشتی گرت از خاک وطن هست بهسر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن/
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بد کرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند پنجم
از دست عدو ناله من از سر درد است/
اندیشه هر آنکس کند از مرگ، نه مرد است
جانبازی عشاق، نه چون بازی نرد است/
مردی گرت هست، کنون وقت نبرد است
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بند ششم
عارف ز ازل، تکیه بر ایام ندادهاست/
جز جام، به کس دست، چو خیام ندادهاست
دل جز بهسر زلف دلارام ندادهاست/
صد زندگی ننگ بیک نام ندادهاست
چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ/
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
عارف_قزوینی
@AftabkaranAzadi کانال
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت