سیاوش سیه را به تندی بتاخت : فردوسی
سیاوش سیه را به تندی بتاخت نشد تنگدل جنگ آتش بساخت ز هر سو زبانه همی برکشید کسی خود و
بیشتر بخوانیدسیاوش سیه را به تندی بتاخت نشد تنگدل جنگ آتش بساخت ز هر سو زبانه همی برکشید کسی خود و
بیشتر بخوانیددوست میدارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را شب همه شب انتظار
بیشتر بخوانیداینهمه خواب های پوشالیکه به چشمت خَزَند صبح وُ غروب اینهمه بادها که در سر توپرسه زن گشته در شمال
بیشتر بخوانیدهنگامۀ آزادیست ، خیزیم که هنگام استتا دُور ِ دد ِ دوران در بطن ِ خزان آریم در دل بی
بیشتر بخوانیدنسیمِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد که روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامهٔ
بیشتر بخوانیدمنم تقویمِ دلتنگی که از اسفند غمگینمبه پلکِ خیس و چشمانِ ترت سوگند غمگینم تنم آجر به آجر درد دارد
بیشتر بخوانیدیک نفر پیش فلک ریش گرو بگذاردبلکه دست از سر آزردن ما برداردچه خطاهامگر از جانب ما سر زده کهدائما
بیشتر بخوانیدبه فرضآخر اسفند هم بهار بیاید بهار با گل زردیسر قرار بیاید به فرضسر بزند آسمان به پنجرههامان انار خستهیکنج
بیشتر بخوانیداز سرو قامت پسراناز ساقههای نازک اندام دخترانغسالخانهها شده مالامال،باید پی کدامیک از پارههای تنمبهوت و لالبا قامتی خمیده بگردم؟با
بیشتر بخوانیددَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمیارزد به
بیشتر بخوانید