
از همان ساعات آغاز شروع جنگ اسرائیل، طبلی بزرگ در تمام رسانههای رسمی کشور نواخته شد که این میدان تازه دیگر میدان سکوت نیست!
به صراحت و هر زبانی اعلام شد بیطرفی بیهمهچیزی است و اساسا بیطرف وجود ندارد. آدمیانِ این سرزمین یا تجاوز اسرائیل را محکوم کرده و در حد توان با هجمهی او مقابله خواهند کرد یا در سپاه دشمن متجاوز و ضد وطن هستند!
از مردم عادی کوچه و بازار تا مدیران فعلی و اسبق و موافقان و منتقدان و حتی برخی مخالفان نظام سیاسی مستقر از خودرو تا مغازه تا زندان هرجا که بودند تجاوز اسرائیل به خاک کشور را محکوم کردند!
ملت که در زمین وطن خود بود. برخی مسئولین هم ناچار مدتی از خر شیطان پیاده شده و پشت وطن و سرزمین و ایران سنگر گرفته و پنهان شدند!
جنگ با مهاجم خارجی به آتشبس کشیده شد و بزرگواران به سرکار خویش برگشتند!
حال سوال این است که تکلیف ما با جنگ داخلی چیست؟ ما محکومانِ تحمل فقر و فساد و نابرابری و رانتخواری و آقازادهبازی و دامادگماری و پروژهسازی و کارچاقکنی در جمهوری مؤمنین و مومنات و در حکمرانی هیئتی و سفره رفاقتی و مدح حکومتی در این جنگ نابرابر میدان را چگونه باید ارزیابی کنیم؟
کسانی که دیروز در مقابل جنگ خارجی آدمیان را به دو دستهی معترضِ باشرف و ساکتِ بیشرف تقسیم میکردند، فیالحال در این جنگ داخلیِ بر سر معیشت و شایستهسالاری و مسئلهمندی در کدام سو قرار دارند؟
آنها خوب میدانند که هرگونه اعتراض واقعی و غیر قبیلهای به شرایط اداره کشور و کلیت حکمرانی موجب زدن زیر صندلی منافع و برچیدن میز امضا و بستن حساب بانکی و تخته شدن در دکان کاسبیشان است. پس به همان عملی دست میزنند که منتقد آن در جنگ بیرونی بودند! یعنی یا مدافع شرایط موجودند و یا سکوت پیشه میکنند!
حالا صفت آنها چیست…؟!
@AftabkaranAzadi کانال
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت