خانه / دادخواهي / ایران، بمب و بن‌بست :سلمان موسوی

ایران، بمب و بن‌بست :سلمان موسوی

.

راهی به‌سوی الگویی از آفریقای جنوبی

در دل تهران چیزی تغییر نکرده است، آن‌چه تغییر کرده، بیرون از مرزهاست: زمان… زمانی که برای جمهوری اسلامی می‌گذرد، به سودش نیست.

این حاکمیت، اگرچه بمب ندارد، اما در محاصرهٔ همهٔ چیزهایی است که به بمب ختم می‌شوند: فشار، انزوا، ترس، تحریم و یک عطش همیشگی برای بقا با ابزار مرگبار. حالا مسئله فقط غنی‌سازی نیست. مسئله این است: جمهوری اسلامی می‌خواهد زنده بماند، حتی اگر باید برایش بمیرد!

دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی امروز در یک وضعیت حیرت‌آور از بلاتکلیفی دست‌وپا می‌زند. نه راه پیش دارد، نه راه پس. در زبان رسمی، حرفی از تعلیق غنی‌سازی نیست؛ اما از زبان دیپلمات‌هایش، یک تناقض مضحک بیرون می‌ریزد: از یک طرف می‌گویند مکانیسم ماشه فاقد وجاهت حقوقی است؛ از طرف دیگر، می‌دانند همین سازوکار، مثل تیغ آخته، منتظر اجرای بدون وقفه است. حکومت، اگرچه وانمود می‌کند محکم ایستاده، اما جای پایش روی زمینی است که با هر قطعنامه تازه لرزان‌تر می‌شود.

فرض کنیم ماشه چکیده شود. بعد چه؟ خروج از ان‌پی‌تی؟! یعنی باز کردن در جهنم. یعنی دادن حق مشروع به اسرائیل برای حمله مستقیم. یعنی حذف آخرین برگ‌های بازی در زمین مشروعیت بین‌المللی. یعنی آغاز حساب معکوس برای چیزی که سال‌ها با توهم مدیریت بحران، فقط عقب انداخته شده: پایان…

شاید تعمدی در کار است. شاید همان تاکتیک کهنهٔ “موضع سفت بگیر تا امتیاز بگیری”. شاید تصور می‌کنند با مشت گره‌کرده، مذاکره آسان‌تر است. اما این بار، بازی فرق کرده. آمریکا دیگر در بازی چانه‌زنی نیست، اروپا هم دیگر نمی‌خواهد ناظر بی‌طرف باشد. آن‌چه باقی مانده، فقط پنجره‌ای باریک است: دیپلماسی مستقیم با آمریکا…

ایستادگی جمهوری اسلامی بر مواضعش، به‌خصوص در آستانه اجرای مکانیزم ماشه، تنها یک معنا دارد: دارند آن‌طور وانمود می‌کنند تا در آخرین لحظه، امتیازی از دل ویرانه‌های نطنز و فردو بیرون بکشند.

اما فرض کنیم جمهوری اسلامی واقعا بخواهد بمب بسازد، آیا می‌تواند؟ خیر. دوران لاپوشانی هند و پاکستان برای ساخت بمب تمام شده. امروز، ساخت بمب در سکوت، فانتزی یک جهان بدون ماهواره است. ایران، کشوری است در برابر انبوه‌ترین حجم ابزارهای رصد. عملیات‌ آمریکا هم نشان داد که تأسیسات هسته‌ای ایران، نه فقط قابل ردیابی که قابل تخریبند، دقیق، هدف‌مند، مرگبار.

در جهان امروز، کشوری که وارد مسیر ساخت بمب می‌شود، یا باید چتر حمایت اتمی داشته باشد، یا در زمین ژئوپلیتیک، وزن لازم برای چانه‌زنی با بمب را. جمهوری اسلامی هیچ‌کدام را ندارد. نه عضو پیمانی نجات‌دهنده است، نه قدرت اقتصادی لازم برای هزینه دادن. در چنین شرایطی، بمب نه ابزار بازدارندگی، بلکه گواه انزوا و نشانی برای حمله خواهد شد.

حاکمیت ممکن است استدلال کند که اگر دیگران توانسته‌اند، چرا ما نه؟ از آفریقای جنوبی، هند و پاکستان تا اسرائیل. اما پاسخ روشن است: آن کشورها زودتر شروع کردند، در جهانی ساده‌تر، با تکنولوژی کم‌تر و چشم‌هایی کمتر از آسمان. آنها از شکاف‌های زمانی عبور کردند. جمهوری اسلامی اما در زمانه‌ای گیر افتاده که هر خراش در دیوار یک سایت، با لنزهای ماهواره‌ای مستند می‌شود.

اما همین‌جا، باید از الگوهای دیگر هم آموخت. شاید وقت آن رسیده که حاکمیت ایران، نه از هند و پاکستان، بلکه از یک تجربه به‌مراتب انسانی‌تر الهام بگیرد: آفریقای جنوبی…

در دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰، رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، با حمایت غیررسمی برخی قدرت‌ها از جمله اسرائیل، برنامه‌ای مخفیانه برای ساخت سلاح هسته‌ای داشت. آن‌ها در مجموع شش بمب هسته‌ای کوچک تولید کردند و هفتمی هم در حال ساخت بود. اما در اوایل دهه ۱۹۹۰، وقتی تغییر سیاسی و پایان رژیم آپارتاید در راه بود، دولت وقت تصمیم گرفت داوطلبانه زرادخانه هسته‌ای خود را نابود کند.

در سال ۱۹۹۱، آفریقای جنوبی به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پیوست و در ۱۹۹۳، رسماً اعلام کرد که تمام سلاح‌های هسته‌ای خود را منهدم کرده و برنامه را خاتمه داده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز این موضوع را تأیید کرد. این تصمیم، آفریقای جنوبی را به الگویی استثنایی در مسیر خلع سلاح تبدیل کرد. الگویی که نه‌تنها مشروعیت جهانی آفریقا را بازسازی کرد، بلکه راه را برای انتقال به دموکراسی و اعتمادسازی بین‌المللی هموار ساخت.

ایران امروز، همان‌قدر که در محاصره جنگ و تهدید جنگ مجدد است، همان‌قدر هم فرصت دارد. شجاعت برای جمع‌آوری کامل غنی‌سازی. فرصت آن است که جمهوری اسلامی، با یک عقب‌نشینی جسورانه، نه‌تنها خود و کشور را از مهلکه تحریم و جنگ نجات دهد…

👈 در جهان امروز، قدرت واقعی، از انهدام بمب آغاز می‌شود، نه از ساختن آن…

@AftabkaranAzadi
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.