
هیچ پیشینهای در سیاست نداشت
اصلا سیاستمدار نبود!
چه کارش با سیاست؟
آمده بود تا مملکت را از باتلاق اقتصادی بیرون بکشد، شعارهایش هم غیر از این نبود.
گفت اقتصاد را سروسامان میدهم، فساد را ریشهکن میکنم، دولت را کوچک میکنم و اوضاع را عادی میکنم و کرد!
او برای آزادسازی اقتصاد با کسی تعارف نداشت، در همان سه ماه اول که دید با مجلسی بیبخار، فاسد و ناکارآمد مواجه است از اختیاراتش برای صدور فرمانهای مقتدرانه استفاده کرد، ارز را تک نرخی کرد، میدانست که ارز ریشه فساد و ناترازیهاست.
وزارتخانههای بیمصرف را تعطیل کرد؛
وزارت کار میخواست چه کند؟
وزارت فرهنگ و ارشاد به چه درد میخورد؟
درِ همه را تخته کرد،
وزارت راه و مسکن؟ این همه آدم آنجا چه میکردند؟ امور مسکن را به نهادهای عمرانی و راه را به وزارت اقتصاد واگذار کرد، وزارت آموزش و پرورش را با وزارت علوم ادغام کرد تا جان مردم را راحت کند، وزارت ورزش، وزارت گردشگری، سازمان امور جوانان؛ این همه بیمصرف و نهادهای مفتخور همگی را منحل کرد و بالاخره دولت نفس کشید!
او تعرفه واردات را کاهش داد؛
اجازه داد رقابت تعیین کننده بازار باشد،
منع وارداتها تمام شد،
حتی برای خودروی لعنتی!
جای آن، مالیاتها را کاهش داد تا شرکتها نفس بکشند.
و بعد رفت سراغ معضل اصلی؛ یارانهها را که بار سهمگینی بر دوش دولت بود قطع کرد، معلوم بود صدای خیلیها در خواهد آمد. ذینفعان پرقدرت، نمایندگان انقلابی و الیگارشهای پرنفوذی که همه جا بودند به جانش افتادند. مگر میشود میلیاردها دلاری که هر ساله به جیب آنها میرفت یک شبه دود شود و به هوا برود؟ اما او یک مدیر مقتدر بود؛ با مذاکرات مستقیم، گاهی با چماق گاهی با هویج اوضاع را کنترل کرد و بخش خصوصی را از منافعی که در انتظارشان بود آگاه کرد. در عین حال کسی نبود که دایره اطرافش پر از وفاداران باشد، کابینه او شایستهسالار به تمام معنا بود.
معلوم بود که با حذف یارانهها صدای جامعه درمیآید،
اعتراضات عمومی بخصوص قشر متوسط و کارگری مملکت را درنوردید،
تنها ۴۵ روز پس از آغاز ریاست جمهوری یک اعتصاب سراسری برگزار شد؛ ۱/۵میلیون نفر به خیابانها ریختند، مجلس انقلابی و الیگارشها هم تا توانستند بنزین بر این آتش ریختند، نهادها هم کم نگذاشتند؛ اما او بیدی نبود که با این بادها بلرزد؛ با تمام تشکلهای مردمی و انجمنها مذاکره کرد و با اصلاح تدریجی و حمایتهای اجتماعی آنها را راضی کرد.
گرفتاریها یکی و دوتا نبود، مجلس انقلابی در برابر اصلاحات او قد علم کرد، چوبها بود که هر روز در چرخها فرو میرفت، اما او مجلس را هم حریف بود، شکل دادن ائتلافها را یاد گرفته بود، رایزنیها را آموخته بود و تکنیک دور زدن قوانین را بیپروا بهکار میگرفت؛
نوبت قوه قضائیه شد که به جانش بیافتد، بررسی حقوقی دستورات! وزرا در دادگاه باید حاضر میشدند تا پاسخگوی این بیپروایی باشند اما از جا زدن خبری نبود، او با قضات هم تعامل کرد، از درگیری علنی برای حفظ ثبات پرهیز کرد، رسانهها را اما آزاد گذاشت تا موافق و مخالف هر چه خواستند بگویند. از همین تضاد افکار و سلیقهها انبوهی ایده و فرمان اجرایی استخراج کرد؛ آزادی افکار را نهادینه کرد.
شاهکار اصلی اما اینجا بود، او تصمیم گرفت با شجاعت روابط متفاوتی با آمریکا برقرار کند، آنهم در این کشور غربستیز! کمتر کسی است که نداند آمریکا جنایتکار است. اما او گفت به ما چه؟ تجارت آزاد را با آمریکا شروع کرد، هندوانههایی بزرگ و متعدد زیر بغل ترامپ گذاشت، ترامپ را هم که میشناسید، عاشقش شد!
سعی کرد وابستگی مالی به چین را به حداقل برساند اما نه اینکه به صفر برسد،
در عوض مسیر تامین مالی از غرب را کلید زد؛
این پیام برای غرب روشن بود این کشور خواهان بازگشت به بلوک اقتصاد آزاد جهانی بود،
روابط با صندوق بینالمللی پول و نهادهای بینالمللی به بهترین وضعیت تاریخی رسید؛ شفافیت قانونی و حذف بروکراسی درجه ریسک کشور را کاهش و جذابیت سرمایهگذاری را به شدت افزایش داد، صدور مجوزها یک روزه و الکترونیکی شده بود، زیرمیزیها حذف شده بود و بالاخره برای اولین بار کشور به مازاد تجاری رسید؛ چه کسی باور میکرد تولید نفت و گاز ۲۸% آنهم با همکاری خارجیها رشد کند و درآمد دلاری به کشور سرازیر شود، قراردادهای بینالمللی پشت سر هم بسته شد، سرمایهگذار خارجی از مالیات، گمرک و موانع ارزی معاف بود، کجا از اینجا بهتر؟!
خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین همه این کارها را در ۱۶ ماه انجام داد.
تورم سالیانه را از ۲۱۲% به ۳۲%، رشد اقتصادی را از منفی ۱.۸% به مثبت ۸%، کسری تجاری ۷میلیارد دلاری را به مازاد تجاری ۱۹میلیارد دلار و ذخایر ارزی را از ۲۳میلیارد دلار به ۲۹میلیارد دلار رساند؛ فقط در ۱۶ ماه!
زنده باد خاویر…!
.
@AftabkaranAzadi
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت