خانه / دادخواهي / هزار نقاب اصلاح‌طلبان :آزاد عندلیبی

هزار نقاب اصلاح‌طلبان :آزاد عندلیبی

نقد شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. تفسیر شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. هجو شاهنامه؟ بفرمایید. شوخی با شاهنامه، نفی شاهنامه، اصلاً هر کاری علیه شاهنامه یا هر متن یا نماد دیگری می‌کنید حق شماست. کسی هم نمی‌تواند این حق را از شما بگیرد. شما آزادید که هرچیزی را نقد و نفی و هجو کنید. با هرکسی هم می‌توانید این کارها را بکنید، مادام‌که حقوقش را نقض نکنید؛ و متقابلاً دیگران آزادند (آزادند؟) نسبت به شما و اعتقادات و علایقتان همین کارها را ولو کوبنده‌تر بکنند. آزادی تابع وضعیت حساس کنونی و شرایط اضطراری نیست. استثنابردار هم نیست.

مشکل کجاست؟ اینجاست که نقد و نفی و توهین و دهن‌کجی دیگر نه صرفاً یک «کنش شخصی» که جزئی از یک پروژهٔ کلان باشد. اینجاست که دلقک‌های تحت‌قرارداد یک حکومت یا دولت یا جناح خاص پروژه بگیرند تا سازمان‌یافته به متنی یا شخصی یا گفتمانی حمله کنند. این دیگر نه «استفاده از حقوق فردی» که «اجرای پروژهٔ حکومتی»ست. پروژه‌های دیگر کم نیستند. آخرینش همین عکس‌های گوگولی خوش‌آب‌ورنگ خاتمی‌پسند از دختران بی‌حجاب و باحجاب شاداب در میزانسن‌های «یهویی» در تهران. در این‌طور موارد ما صرفاً با افرادی روبه‌رو نیستیم که دارند زندگی‌شان را می‌کنند و از حقوقشان استفاده می‌کنند. با پروژه‌بگیرها و پیمانکارهایی مواجهیم که بفرموده می‌کوشند گفتمان مسلط جامعه را که خطری جدی برای کارفرماهاست هدف بگیرند و مستقیم و غیرمستقیم، آشکار و پنهان، به عقل سلیم شهروندان سوءقصد کنند.

از یاد نبریم که همهٔ این پروژه‌ها در زمانی انجام می‌شود که مخالفان کارفرماها حق ندارند نظراتشان را دست‌کم در بعضی موضوعات حیاتی مطرح کنند. حق ندارند بعضی چیزها و بعضی اشخاص را نقد کنند. هزینهٔ نقدشان چنان سنگین به نظر می‌رسد که از ارائه‌اش صرف‌نظر می‌کنند. متهم ردیف اول تا دهم چه کسی است؟ نیرویی که نوعی حکومت‌نظامی اعلام‌نشده در عرصهٔ عمومی و فضای مجازی به راه انداخته است. همین نیروست که با یک دست دهان مخالفان را می‌بندد و با دست دیگرش به اینها پروژه می‌دهد تا اجرا کنند.

تا وقتی که بخشی از ملت (اینجا اکثریت) آزاد نیستند که حرفشان را بزنند، دفاع از آزادی کارفرماها و پیمانکارها بی‌معنی‌ست یا به زیان آزادی ملت تمام می‌شود. اصلاً دولت چرا باید آزاد باشد که علیه ملت پروژه تعریف کند؟ وقتی «همهٔ شهروندان» نمی‌توانند آزادانه «همه‌چیز» را نقد کند و از حقوقشان استفاده کنند، دعوت آنها به خویشتن‌داری و سکوت در برابر پروژه‌ها، نه دفاع از آزادی که یک‌جور رشوهٔ خواسته یا ناخواسته به کافرماهاست. دست‌شان بازتر می‌شود تا بتوانند پروژه‌هایشان را راحت‌تر پیش ببرند.

و ضمناً نباید جای شاکی و متهم را عوض کرد. شاکی شهروندان بی‌شماری هستند که از بدیهی‌ترین حقوقشان محروم شده‌اند. شهروندانی که دست‌کم در این صد سال اخیر نمی‌توان حتا یک مورد یافت که در دفاع از شاهنامه یا هر مظهر ملی دیگری خراشی بر کسی انداخته باشند. اگر نتوانند دو کلام حرف هم بزنند یا گیرم پرخاش هم بکنند چه کنند؟ در مقابل، کسانی ایستاده‌اند که تاریخچه‌ای از ترور و ارعاب و سرکوبی و خفقان ساخته‌اند و همچنان ادامه می‌دهند. اگر با آنها در نمی‌افتید دست‌کم دفاع بی‌مورد هم نکنید.

در قضیهٔ این خانم و همکارهایش به‌وضوح با پروژه‌ای طرفیم که کاملاً هم‌جهت با ارادهٔ دست‌کم بخش‌هایی از دولت و حاکمیت است؛ دولتی که از رأس تا برخی از مهم‌ترین اضلاعش به زبان بی‌زبانی نمادها و نشانه‌های ملیت ایرانی را هدف گرفته‌اند و می‌کوشند علائق قبیله‌ای و بدوی‌شان را نرم‌نرمک جایگزین کنند. و این «دیجیتال‌کارها» در کنار سلبریتی‌های باقیمانده آخرین ذخایر روزنه‌گشایان شده‌اند بلکه بتوانند کسادی بقالی ایشان را چاره کنند. امروز از روزنامه‌نگار و نویسندهٔ اجاره‌ای قیمتی‌تر و کارراه‌اندازترند. در لولای طبقهٔ متوسط و دولتی ایستاده‌اند که در تأمین نیازهای اولیهٔ ملت هم وامانده است.

در آخر یادآوری کنم که اینها، این کارفرماها، از تبار همان کسانی‌اند که دست‌کم یک قرن است که کمر به تحقیر و محو و حذف هر آن چیزی بسته‌اند که این ملت را ملت و این کشور را کشور کرده است. شاهنامهٔ فردوسی یکی از مهم‌ترین ستون‌هایی‌ست که از انگزه‌انگزه و عر و تیز اینها گزندی ندیده است. حساسیت و عصبانیت عمدهٔ شهروندانی که من دیده‌ام نه از سر چهارتا لیچار و چشم و ابرو آمدن و توهین مشتی بی‌مایهٔ نکره به فردوسی که پردهٔ جدید از نمایشی‌ست که سال‌هاست با آن آشنایند. فرقش با گذشته این است که فعلاً صفحه‌ای دارند و می‌توانند صدایشان را بلند کنند. کلید قطع و وصل همین هم دست کارفرماهاست.

آزاد عندلیبی
نویسنده و مترجم
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.

@AftabkaranAzadi