
.
ایدئولوژی فراگیر و مطلقگرا
ایدئولوژی در توتالیتاریسم نه فقط چارچوب فکری بلکه یک روایت جهانشمول است که تمام ابعاد زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی خصوصی افراد را در بر میگیرد و هرگونه مخالفت را ناممکن میسازد.
اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی ﻛﻪ یکی از خصوصیات اﻳﻦ ﺷﻜﻞ از ﻧﻈﺎمهاست منطقی در ذات ﺧﻮد دارد که واﻧﻤﻮد میکند رازﻫﺎی تمامی ﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎی ﺗﺎریخی -اﻋﻢ از ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺣﺎل و آینده- را میداﻧﺪ.
رهبری فرد محور و ساختار حزبی
رهبری توتالیتر، یک رهبر مطلقالعنان یا یک ساختار حزبی است که تمامی ارکان قدرت را در دست دارد و جایگزینی ندارد. رهبران توتالیتر نه بازیگران بیرحم بازی قدرتاند و نه انسانهایی در پی مصالح شخصی یا حزبی و ملی؛ بلکه صرفاً در بند جهان افسانههای ایدئولوژیک خودند. دشمنتراشی لازمه سرزندگی جنبش توتالیتر است.
نقش ترس و خشونت سازمانیافته
رژیم با ایجاد نظام سرکوب گسترده و پلیس مخفی، مخالفان واقعی و بالقوه را حذف میکند. خشونت سیستماتیک، ابزار اصلی تثبیت قدرت است. «خشونت در توتالیتاریسم نه فقط ابزاری بلکه هدفی برای تضمین مطلق سلطه است.» اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی در نظامهای تمامیتخواه، ﺑﻪ کمک ﺗﻨﻬﺎیی و وﺣﺸﺖ (ﺗﺮور) ﺑﻪ زﻧﺪگی ﺧﺼﻮصی ﻣﺮدم ﻧﻴﺰ ﺗﺠﺎوز میکند. ﻋﻘﻞ ﺳﻠﻴﻢ را ﺗﺨﺮﻳﺐ میکند و ﺑﺎ ثباتی اﻧﻜﺎرﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺑﺮ اﻓﻜﺎرﺷﺎن ﺳﻠﻄﻪ مییابد. ﺗﻔﻜﺮ ایدئولوژیک ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ رابطهای را ﺑﺎ واﻗﻌﻴﺖ از ﻣﻴﺎن برمیدارد.
ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘﺎرﻳﺴﻢ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی ﺑـﻪ دو ﺷﻴﻮه، ﺷﺮاﻳﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻮدهای را ﺗﺸﺪﻳﺪ میکند: یکی از ﻃﺮﻳﻖ وﻳﺮان ﻛﺮدن رواﺑﻂ ﻣﻴﺎن انسانها و اﺧﻼق اﺟﺘﻤﺎعی. دﻳﮕﺮی از ﻃﺮﻳﻖ وﻳﺮان ﻛﺮدن روابط ادراکی انسانﻫﺎ با واﻗﻌﻴﺖ.
🔸 نقض حقوق فردی و تضعیف نهادهای مستقل
حیات خصوصی افراد از طریق نفوذ به تمام ابعاد زندگی، محدود و به کلی از استقلال ساقط میشود. نهادهایی مانند مطبوعات آزاد، دادگاه مستقل و جامعه مدنی غیرقابل تصور هستند.
از نگاه آرنت؛ انسان زمانی شهروند میشود که در ﻓﻀﺎیی باشد ﮐﻪ بتواند در آن ﺧﻮد را ﺑﺮ دﯾﮕﺮی ﻧﻤﺎﯾﺎن کند، همانطور ﮐﻪ دﯾﮕﺮان ﺑﺮای او ﻧﻤﺎﯾﺎن ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﻓﻀﺎﯾﯽ ﮐﻪ انسانها ﻫﻤﭽﻮن دﯾﮕﺮ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪه ﯾﺎ ﺑﯽﺟﺎن وﺟﻮد ﻧﺪارند، ﺑﻠﮑﻪ آﺷﮑﺎرا حضور خود را در کنار دیگران احساس میکنند. واﻗﻌﯿﺖ ﺟﻬﺎن زمانی برای افراد تجربه میشود که حضور و ﻧﻤﻮدار ﺷﺪن آنها ﺑـﺮ ﻫﻤﮕﺎن ﺗﻀﻤﯿﻦ ﺷﻮد و در ﭼﻨﯿﻦ ﻓﻀﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪ میﺗﻮاﻧﺪ «ﺣﻀﻮر» یابد.
اما ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺗﻮﺗﺎﻟﯿﺘﺮ مخالف چنین فضایی است. چنین حکومتی فقط آزادیﻫﺎی اﺳﺎﺳﯽ را از ﺑﯿﻦ برد، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ آزادی را در «وﺟﻮد» اﻓﺮاد ریشهکن ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﻓﻀﺎیی که اشاره کردیم لازمه آزادی است و توتالیتاریسم چنین فضایی را که در آن حرکات فردی شکل میگیرد و منجر به آزادی میشود را نیز ﻧﺎﺑﻮد میﮐﻨﺪ.
برای فهم بهتر این مسئله باید مفهوم «عمل» در اندیشه آرنت را به درستی درک کنیم. از نظر آرنت ما سه مفهوم متمایز ازهم داریم؛
یک: زحمت؛ که فرد تلاش میکند تا بقای خود را تضمین کند.
دو: کار؛ که در آن فرد محصولی تولید میکند و با دیگران به اشتراک میگذارد و چیزی به جهان اضافه میکند.
سه: عمل؛ که فرد با مشارکت در جامعه و کنار دیگران حضور خود را تجربه میکند. در این حضور فرد در تصمیمات حال و آینده خود مشارکت میکند و کنش سیاسی را تجربه میکند.
آرنت تاکید دارد که اﻧﺴﺎنِ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﮐﻼم و ﮐﺮدار وارد ﺟﻬﺎن ﺑﺸﺮی ﻣﯽﺷﻮد و ﺗﻮﻟﺪی دوﺑﺎره ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ؛ ﻋﻤﻞ در واﻗـﻊ ﺑـﻪ ﻣﻌﻨﺎی آﻏﺎزﯾﺪن و ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ درآوردن است. از آنجایی که اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺑﻪ واسطه ﺗﻮﻟﺪ آﻏﺎزﮔﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ اﺑﺘﮑﺎر ﻋﻤﻞ را در دﺳﺖ ﺑﮕﯿرند اما این آغازگری نیازمند یک فضاست.
🔸 استفاده از تبلیغات و واقعیت ساختگی
تبلیغات گسترده به منظور ساختن «واقعیت جدید» که با حقیقت بیارتباط است، بهکار گرفته میشود تا مردم را فریب داده و وحدت ذهنی جامعه را تضمین کند. آرﻧﺖ میگوید؛ “ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮای ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘﺎرﻳﺴﻢ دو روی یک ﺳﻜﻪ هستند. ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺗﺼﻮﻳﺮی از یک ﺟﻬﺎن جعلی ﺑﻪ دﺳﺖ میدهد. ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘﺮی ﻫﻢ اﻳﻦ ﺟﻬﺎن ﻣﺠﻌﻮل را میگیرد و ﺑﻪ ﺟﺎی واﻗﻌﻴﺖ آن را ﺟﺎ میزند. ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘﺎرﻳﺴﻢ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎیی ﺳﺎزﻣﺎنی درﺳﺖ میکند ﻛﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ “ﻋﻤﻞ و ﻋﻜﺲاﻟﻌﻤﻞ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻗﻮاﻋﺪ جهانی ﻣﺠﻌﻮل” میراند.
🔸 ایجاد جمعیت بیریشه و منزوی
با هدف از بین بردن پیوندهای اجتماعی و انزوای افراد، نظام توتالیتر جمعیتها را به گروههای کوچک، منفرد و بیریشه تبدیل میکند تا آنها را راحتتر کنترل کند.
آرﻧﺖ میگوید: «آدمهای تک افتاده ﺑﺪﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺗﺪاوم ﺗﻜﻴﻪ میکنند و ﻧﻪ ﺑﻪ واﻗﻌﻴﺎت. ﺑﺮای ﻫﻤﻴﻦ ﻫﻢ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻣﻮﻓﻖ میﺷﻮد. ﭼﻮن ﺑﺎ ﺗﻜﺮار یک ﭼﻴﺰ در ﻃﻮل زﻣﺎن، اﻳﻦ ﺗﺪاوم را اﻟﻘﺎء میکند». این همان چیزی است که نظام توتالیتر میخواهد.
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
@AftabkaranAzad
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت