
بهنظر میرسد جمهوری اسلامی در آستانهی نوعی پوستاندازی فرهنگی حسابشده و تدریجی قرار گرفته است. نشانههای متعددی این تغییر جهت را تأیید میکند.
نخست، سخنان محمدرضا باهنر دربارهی لزوم تعطیلی مقررات مربوط به حجاب اجباری، حاکی از آن است که بخشی از ساختار قدرت به این جمعبندی رسیده که ادامهی سیاست اجبار، نه تنها ناکارآمد، بلکه مضر برای بقای نظام است.
دوم، انتشار تعمدی فیلم عروسی دختر دریادار شمخانی، یکی از چهرههای امنیتیِ نظام، در فضای مجازی ــ با ظاهری آزادتر از عرف رسمی جمهوری اسلامی ــ بهنظر میرسد اقدامی سنجیده برای «تلطیف فضای فرهنگی» و آزمودن میزان واکنش جامعه باشد
سوم، نمایش فیلمی در سینماهای کشور که در آن صحنهای از بوسه میان زن و شوهر وجود دارد، نشانهی دیگری از تغییر تدریجی در سیاستهای سانسور و خطوط قرمز فرهنگی است.
مجموعهی این نشانهها حکایت از آن دارد که نظام سیاسی ایران، پس از چهار دهه سختگیری فرهنگی، اکنون در حال بازتعریف مرزهای مجاز در حوزهی فرهنگ عمومی است. این تغییر نه از سر دگرگونی ایدئولوژیک، بلکه برای کنترل نارضایتی اجتماعی و بازسازی مشروعیت در افکار عمومی بهویژه نسل جوان صورت میگیرد.
به بیان دیگر، آزادیهای محدود فرهنگی بهمنزلهی «سوپاپ اطمینان» برای تخلیهی فشار اجتماعی و احیای چهرهای نرمتر از حاکمیت در داخل و خارج از کشور بهکار گرفته میشود.
اگر این روند ادامه یابد، بهزودی شاهد اعلام رسمی حجاب اختیاری و گشایشهای فرهنگی بیشتر خواهیم بود؛ هرچند این تحولات، ماهیتی تاکتیکی دارند و نه راهبردی.
علی بهمنیاری
وکیل دادگستری _ شیراز
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت