
گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
گفتی مرو گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تو را
گفتی که وصلت میدهم جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن غم در دلت خاموش کن
گفتم مرا مستی دهی، با بادهای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم، پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟ گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دُردانهام تنها میان خانهام
ما را ببین خود را مبین در عاشقی یک دانهام
گفتی بیا گفتم کجا گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین گفتم چه را؟ گفتی خدا را در خود آ
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت