
سایت فرارو به نقل از وزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی به ریشه دوانیدن فساد سیستماتیک در ایران از ادوار پیشین ریاست جمهوری پرداخته است.
فرارو نوشته:
آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، حاصل انباشت فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف کارآمدی نهادی و کاهش امید اجتماعی است. روندی که نادیده گرفتن آن، نظام را پیش از مواجهه با بحرانهای عیان، از درون تهی میکند.
سالها تکرار گفتمان مبارزه با فساد، بدون اصلاح سازوکارها، نهتنها به نتیجه نرسیده، بلکه به عادیشدن و در مواردی توجیهپذیر شدن فساد انجامیده است.
از سال ۱۳۸۴، با تغییر ریل سیاست و روی کار آمدن دولت مدعی مبارزه با فساد، نهتنها مسئله فساد مهار نشد، بلکه زمینه شکلگیری گستردهترین اشکال فساد سازمانیافته در تاریخ معاصر کشور فراهم آمد. ساختاری بنا نهاده شد که آثار آن تا امروز ادامه دارد و همچون شجرهای خبیثه، هر سال شاخههای تازهتری از تبعیض و نابرابری تولید کرده است.
امروز شبکههایی که از تحریمها منتفع میشوند، در تولید و بازتولید فساد به رکوردهای بیسابقهای دست یافتهاند و همزمان به مانعی جدی در برابر هرگونه اقدام مؤثر برای رفع تحریم تبدیل شدهاند.
با این همه، ما این وضعیت را نعمت نامیدیم، بیآنکه بهدرستی بپرسیم این نعمت چرا بیش از همه بر سفره مردم سنگینی میکند و چگونه به تشدید تبعیض و نابرابری دامن میزند. امروز اقتصاد کشور بههمریخته و معیشت مردم، هدف مستقیم این چرخه معیوب قرار گرفته است. تبعیض و نابرابری به اوج خود رسیده و به یک تهدید وجودی برای نظام بدل شدهاند.
هر طرفی که فسادی را نشان میدهد، بلافاصله با پاسخ «تو هم قبلاً فلان بودی» مواجه میشود.
شاید ریشه چرخه فساد در کشور، پدیده حامیپروری باشد. از سال ۱۳۸۴، این پدیده گسترش یافت و گروههای در قدرت تلاش کردند وفاداران خود را وارد بوروکراسی کنند. هزینه این وفاداریها نه از جیب افراد، بلکه از بیتالمال پرداخت میشود و نتیجه آن چیزی جز فرسایش بوروکراسی، شایستهگزینی معیوب و اداره ناکارآمد کشور نبوده است.
ناتوانی دولت در مهار فساد، در واقع انعکاسی از ناتوانی آن در اعمال اراده بر نظام بوروکراسی و مواجهه با دولتکهای قدرتمند موازی است. نمونه روشن آن، شرکتهایی است که میلیاردها دلار ارز صادراتی را بازنمیگردانند یا دستگاههایی که برای تصمیمات دولت تره خرد نمیکنند
🔻فرارو در پایان به سران نظام هشدار میدهد و مینویسد:
هیچ نظامی با فساد پایدار نمیماند و زمان درحال از دست رفتن است. انتخاب سخت میان اصلاح پُرهزینه امروز و فروریختن از درون فرداست. پیش از آنکه دیر شود، باید با شجاعت تصمیم گرفت.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت