
«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند»
این زمان دیگر عیان ظلم و جنایت میکنند
خلوتی یابی مگر از بهرِ زاری کو امان؟
صحبت از رنجت کنی، بیجرم حبسَت میکنند
آن چنان لرزند آنان از صدایِ خشمِ شهر
جویِ خون جاری خیابان را قیامت میکنند
با دروغ و فیلتر و با انحصارِ انتشار
بر خبر سد بسته و جعلِ روایت میکنند
باوری مانده مگر آن ادعاشان را؟ بسا
در شریعت خُدعههایی که اجازت میکنند
لب گشایی، اعتراضت را بگویند اغتشاش
بیدفاعی مرگ و خون و دار سهمت میکنند
چشم خود بسته همه در کارِ توجیهِ خطا
دینفروشان جرمِ یکدیگر حمایت میکنند
بر منابر کارِشان تشبیهِ دورانِ علی
وانگهی خود فتنه در دین و حکومت میکنند
این مکرّر قصّهیِ پرغصّه حیران شاهدی
آن فتوحاتی که در مرزِ وقاحت میکنند
با سپاهی که هدف دارد فقط حفظِ نظام
زیستبوم آلوده کرده نفت غارت میکنند
ناشنیده پندِ دلسوزان اسیرِ دامِ روس
با جهالت در جهان از جنگ غفلت میکنند
کسب و کارت را گروگانِ توهّم کردهاند
کارِ دنیا لنگِ آن فقه و ولایت میکنند
آن گلیمِ روضه و حوزه مگر کافی نبود؟
پای خود گسترده در کارِ سیاست میکنند
دیر ناپاید چنین خودکامگی مادامِ عمر
هر زمانی مردمان تعیینِ دولت میکنند
آتشی افتاده بر جانت تو ای ایران بمان!
این جوانانِ وطن آزاد و سبزت میکنند
دیماه خونین ۱۴۰۴
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت