اعدام جنایتکارانه محمدرضا میری، مهدی رسولی و ابراهیم دولتآبادی ۳ معترض در مشهد
ماشین سرکوب و اعدام رژیم آخوندها بار دیگر جان سه تن از فرزندان معترض و دلاور این جامعه را گرفت. در حالی که نهادهای امنیتی با وعدههای دروغین و فریبکارانه، خانوادههای این زندانیان را به سکوت وادار کرده بودند، طناب دار در خفای کامل خبری بر گردن این جوانان افتاد تا بار دیگر ثابت شود که اعتماد به وعدههای نهادهای امنیتی و سکوت رسانهای، تنها به تسریع روند قتلعام زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتشده میانجامد.
صبح امروز، خبرگزاری «میزان»، ارگان رسمی قوه قضائیه جنایتکار، در تداوم خونریزیهای سیستماتیک و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، از اعدام سه معترض شجاع در زندان شهر مشهد خبر داد. «محمدرضا میری» (کارگر ۲۱ ساله)، «مهدی رسولی» (کارگر ۲۵ ساله) و «ابراهیم دولتآبادی»، نام سه دلاوری است که سربدار شدند.
قوه قضائیه در سناریویی تکراری ، این جوانان را به مشارکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در منطقه طبرسی مشهد و نقش داشتن در کشته شدن یکی از نیروهای سرکوبگر به نام «حمیدرضا یوسفینژاد» متهم کرده است. ارگان قضائیه رژیم همچنین ابراهیم دولتآبادی را به عنوان «لیدر اصلی» اعتراضات این منطقه معرفی کرده تا برای جنایت خود توجیه بتراشد.
طبق رویه همیشگی دادگاههای رژیم، خبرگزاری میزان هیچگونه اشارهای به روند دادرسی، شکنجههای احتمالی برای اخذ اعترافات اجباری، دسترسی به وکیل انتخابی و حتی تاریخ دقیق اجرای این احکام نکرده است؛ دادگاههایی که در آنها حکم اعدام، نه بر اساس مستندات، که بر پایه کینهتوزی سیاسی صادر میشود.
تلهی امنیتی سکوت؛ وقتی امیدهای واهی به گورستان ختم میشود
اما دردناکترین و هشداردهندهترین بخش این فاجعه، تکرار یک سناریوی جنایتکارانه از سوی نهادهای امنیتی است: «گروگانگیری صدای خانوادهها».
روز گذشته، یک از وکلای دادگستری سابق، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) فاش کرد که دادگاه انقلاب با دادن وعدههای پوچ مبنی بر اینکه «پرونده در کمیسیون عفو است»، خانوادههای محمدرضا و مهدی را فریب داده و آنها را وادار به سکوت مطلق رسانهای کرده بود.
پاداش این سکوت و اعتماد به سیستم فاسد قضایی چه بود؟ به گفته این وکیل، ساعت ۱۰ صبح روز گذشته (یکشنبه ۱۲ اردیبهشتماه)، به جای برگه آزادی و عفو، نهادهای امنیتی با خانوادهها تماس گرفتند و آنها را برای دیدار با پیکر بیجان فرزندانشان به گورستان دعوت کردند!اطلاعرسانی؛ تنها سپر دفاعی در برابر جوخههای اعدام
اعدام خاموش این سه کارگر و معترض جوان در مشهد، یک زنگ خطر تاریخی و رادیکال برای تمامی خانوادههای بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی است: این رژیم در تاریکی و بایکوت خبری میکشد.
نهادهای امنیتی به خوبی میدانند که افکار عمومی و فشارهای رسانهای هزینهی جنایت را برای آنها بالا میبرد؛ به همین دلیل، اولین ترفند بازجوها و قضات، ترساندن خانوادهها از مصاحبه و اطلاعرسانی است. آنها با وعدهی دروغین «تخفیف مجازات» یا «عفو»، خانواده را خلع سلاح کرده و زندانی را در سلولهای انفرادی و دادگاهها بیدفاع رها میکنند.
خانوادههای زندانیان باید بدانند که سکوت، ناجی جان عزیزانشان نیست، بلکه دقیقاً همان ابزاری است که جلاد برای بیصدا بالا کشیدن طناب دار به آن نیاز دارد. اطلاعرسانی درباره وضعیت بازداشتشدگان، نام بردن از آنها و افشای فشارهای امنیتی، نه یک انتخاب، بلکه یک «ضرورت مطلق و حیاتی» برای حفظ جان آنهاست. تا زمانی که نام زندانی بدل به تیتر رسانهها و دغدغه افکار عمومی نشود، ماشین کشتار حکومت بدون هیچ مانعی به حذف فیزیکی مخالفان ادامه خواهد داد.
اطلاعرسانی درباره وضعیت بازداشتشدگان، نام بردن از آنها و افشای فشارهای امنیتی، نه یک انتخاب، بلکه یک «ضرورت مطلق و حیاتی» برای حفظ جان آنهاست. تا زمانی که نام زندانی بدل به تیتر رسانهها و دغدغه افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری نشود، ماشین کشتار حکومت بدون هیچ مانعی به حذف فیزیکی مخالفان ادامه خواهد داد. بهویژه در شرایط ملتهب کنونی؛ جایی که پس از یک «جنگ ۴۰ روزه» و با «مرگ علی خامنهای»، رژیم بیش از پیش در بنبست بحرانهای لاعلاج و ورشکستگی کامل مشروعیت گرفتار شده است. امروز، تنها درد این سیستم در حال سقوط، «درد بقا» است. حکومت برای ادامه حیات خود، هیچ ابزاری جز تشدید ارعاب، سرکوب عریان و اعدام در دست ندارد تا با پمپاژ ترس، جامعهی آمادهی عصیان را مهار کند.
خون محمدرضا، مهدی و ابراهیم گواه این حقیقت تلخ است که التماس به ساختار سرکوب و سکوت در برابر آن، هیچ جانی را نجات نمیدهد. تنها اعتراض و فریاد است که میتواند دیوار مرگبار زندانها را بشکافدبه خانوادههای بازداشتشدگان توصیه میشود خبر بازداشت عزیزان خود را رسانهای کنید. اطلاعرسانی ابزار دفاع شما در مقابل حکومت سرکوبگر است.
