اخبار مهم روزایران

روابط تهران – واشنگتن: چهل سال دروغ و پنهانکاری

واشنگتن، مه ۱۹۸۷ / اردیبهشت ۱٣۶۶: رابرت مک‌فارلین در برابر کمیسیون تحقیق سنای آمریکا حاضر شده تا در بارۀ پروندۀ «ایران این پرونده که در رسانه‌های ایران بیشتر تحت عنوان «ماجرای مک‌فارلین» انعکاس یافت، مجموعه‌ای حیرت‌آور از فریب، پنهان‌کاری و سوءاستفاده را در برمی‌گیرد که در نهایت لو رفت. آیا نمی‌توان تصور کرد که به‌جای اینهمه تقلب و دروغ، مذاکرات رسمی و روابط علنی با نتیجه‌ای بهتر و بی‌دردسرتر به جریان می‌افتاد؟«ماجرای مک‌فارلین» که در آمریکا به جنجال «ایران‌گیت» مشهور شد، ماجرایی چندطرفه با اهداف مختلف بود. حکومت جمهوری اسلامی ایران که با عراق در جنگ بود نیاز شدیدی به اسلحه داشت. هم‌زمان واشنگتن و به‌ویژه اعضای شورای امنیت ملی معتقد بودند که آمریکا باید به‌هرترتیب به شورشیان نیکاراگوئه کمک کند. از سال ۱۹۷۹ که ساندینیست‌ها با گرایش چپ و ضدآمریکایی به قدرت رسیدند، نیروهای به اصطلاح ضدانقلاب نیکاراگوئه، مشهور به «کنترا»ها به مقابله با رژیم جدید برخاستند. در این سال‌های جنگ سرد، رویارویی نیابتی آمریکا و شوروی در نیکاراگوئه و همچنین در افغانستان و آنگولا کاملاً مشهود بود.

اما در سال ۱۹۸۴، کنگرۀ آمریکا حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از هرگونه عملیات نظامی یا شبه‌نظامی را در نیکاراگوئه ممنوع کرد. با اینحال ویلیام کیسی رئیس سازمان سیا و رابرت مک‌فارلین مشاور امنیت ملی، کوشیدند تا کنگره را دور بزنند و هرطورشده به «کنترا»ها کمک کنند.

تلاقی منافع
در این لحظۀ تاریخی، خواسته‌های تهران و واشنگتن همسو شد و بده‌وبستان‌هایی از طریق واسطه‌هایی مرموز صورت گرفت. هرچند جزییات هنوز روشن نیست، اما گفته شده که در این میان افرادی چون منوچهر هاشمی، از مدیران پیشین ساواک، منوچهر قربانی‌فر دلال اسلحه و تئودور شَکلی (Shackley) مأمور کهنه‌کار سازمان سیا در پشت‌پرده به تسهیل روابط و جوش دادن معامله مشغول بوده‌اند تا ایران سلاح‌های مورد نیاز را از آمریکا بخرد. طبق طرح‌های مک‌فارلین و الیور نورث، مأمور عملیاتی ارتش، پول‌های دریافتی از ایران می‌بایست به عنوان کمک به شورشیان نیکاراگوئه داده شود.

اما آنچه قضیه را پیچیده‌تر ‌کرد این بود که بخشی از سلا‌حهایی که به ایران تحویل داده شد از انبارهای اسرائیلی می‌آمد…

افشای اسرار
به رغم همۀ قیقاج‌های امنیتی، این شبکۀ فوق محرمانه – یا حداقل بخشی از آن – ناگهان لو رفت. نشریۀ لبنانی «الشراع» نخستین رسانه‌ای بود که ماجرا را فاش کرد: جمهوری اسلامی از آمریکا و اسرائیل اسلحه گرفته… ظاهراً این اطلاعات را مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری به «الشراع» داده بود، احتمالاً به این دلیل که معامله با آمریکا و اسرائیل با دیدگاه انقلابی و به‌شدت رادیکال وی منطبق نبود، هرچند که مهدی هاشمی که گاه لباس روحانیت هم به‌تن می‌کرد خود از قتل و خشونت ابایی نداشت.

فاش شدن ماجرا در آمریکا به جنجال و رسوایی بزرگی تبدیل شد که رئیس جمهور رونالد ریگان را سخت به خطر انداخت. حتی برخی رسانه‌ها پیش‌بینی می‌کردند که وی نیز به همان سرنوشت ریچارد نیکسون در قضیۀ واترگیت گرفتار، و ناچار به استعفا خواهد شد.

در تهران، افشای ماجرا طبق روش‌های جمهوری اسلامی درز گرفته شد و به غیر از مهدی هاشمی، یک روحانی تندرو دیگر، فتح‌الله امید نجف‌آبادی هم اعدام شد. وی که ظاهراً از قبل از انقلاب با منوچهر قربانی‌فر آشنایی داشته، در انتقال اطلاعات به مهدی هاشمی دخیل بوده است. با اینحال معلوم نیست به چه دلیل، اتهام رسمی امید نجف‌آبادی «همجنس‌گرایی» و لواط اعلام شد.

عاقبت رونالد ریگان جان سالم به‌در برد و فقط برخی مهره‌های اجرایی مثل مک‌فارلین و الیور نورث دادگاهی شدند. اما در همان زمانی که رسیدگی به پروندۀ «ایران کنترا» جریان داشت، کنگره آمریکا دوباره با ارسال کمک به کنتراها موافقت کرد! این موافقت شامل یک کمک صدمیلیون دلاری (تسلیحاتی و غیرتسلیحاتی) به شورشیان نیکاراگوئه می‌شد، در حالی که کلّ پولهایی که از محل فروش اسلحۀ قاچاق به ایران به دست کنتراها رسید در حد چند میلیون دلار بود.

در عمل، فقط طی یک دوره کوتاه (سال‌های ۱۹۸۴ و ۸۵) بود که کنگره از ارسال کمک به کنتراها جلوگیری می‌کرد. خارج از این دوره، کمک‌های آمریکا به دست شورشیان نیکاراگوئه می‌رسید.

سرانجام رابرت مک‌فارلین
بعد از جنجال ایران‌گیت که در نوامبر ۱۹۸۶ به اوج رسید، رابرت مک‌فارلین روحیه‌اش را از دست داد. او احساس می‌کرد از سوی همکاران سابقش مورد خیانت قرار گرفته و به‌دلیل شرمساری و فشارهای روانی دچار افسردگی شد.

مک‌فارلین تنها دو ساعت پیش از موعد حضور در برابر کمیسیون تحقیق که به «کمیسیون تاور» معروف بود، با خوردن ۲۵ تا ۳۰ قرص والیوم اقدام (یا تظاهر) به خودکشی کرد. او بعدها گفت که در انجام وظیفه‌ در قبال کشورش شکست خورده است.

در سال ۱۹۸۸، دادگاه او را به دو سال حبس تعلیقی و پرداخت ۲۰ هزار دلار جریمه محکوم کرد، اما در شب کریسمس سال ۱۹۹۲، توسط رئیس‌جمهور جرج بوش مورد عفو قرار گرفت.