“امیدوارم قطع نشود”؛ روایت زندگیهای وابسته به اینترنت
در سایه تشدید تنشها و اظهارات تازه دونالد ترامپ، نگرانی از بازگشت کامل جنگ بالا گرفته اما برای بسیاری از مردم، ترس دیگری هم وجود دارد، قطع اینترنت. در این بیثباتی یک پرسش تکرار میشود: «اینترنت دوباره قطع خواهد شد؟»
«اگر اینترنت دوباره قطع شود، چه بر سر زندگی ما میآید؟» این پرسشی است که این روزها دوباره در ذهن بسیاری از ایرانیان تکرار میشود؛ در روزهایی که پس از مدتی، دوباره توانستهاند با خانوادههایشان در تماس باشند، کسبوکارهای آنلاینشان را از سر بگیرند و زندگیشان را دوباره به اینترنت گره بزنند.
تازهترین اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره احتمال حملات جدید علیه ایران، بار دیگر نگرانیها از بازگشت جنگ را افزایش داده است اما برای بسیاری از شهروندان ایرانی، اضطراب این روزها تنها به موشکها و انفجارها محدود نمیشود.
در کنار ترس از تشدید درگیریها، نگرانی دیگری نیز وجود دارد؛ نگرانی از قطع اینترنت و از دست رفتن آخرین راه ارتباط با جهان بیرون.
برای کسانی که زندگی، کار و ارتباطات روزمرهشان به اینترنت وابسته است، این دو ترس از هم جدا نیستند. هر بار که تنشها بالا میگیرد، پرسشی تکراری نیز در ذهن بسیاری شکل میگیرد: «اگر جنگ گستردهتر برگردد، آیا اینترنت هم دوباره قطع خواهد شد؟»
این سوال را معلمی میپرسد که شاگرد آنلاین دارد، فروشندهای که آنلاینشاپ تنها منبع درآمدش است و شخصی که زیر صدای انفجار، نگران است که آیا تا آخر جلسهاش اینترنت دارد یا نه؟
پشت هر خط اینترنتی که قطع میشود، انسانهایی هستند که صبح تا شب تلاش کردهاند دوام بیاورند و زندگیشان را ادامه دهند. معلمی که تدریس آنلاین میکند و زندگیاش وابسته به اینترنت است، در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: «ما که هیچکجای زندگی کم نگذاشتیم و به کسی بد نکردیم، پس چرا باید در چنین جهنمی قرار میگرفتیم؟ فقط به این فکر میکنم که ما تاوان کدام گناه را پس میدهیم؟ حقیقتا دیگر بریدهام.»
او نوشته است هر بار که اخباری از حملات در هفته گذشته شنیده، پیش از هر چیز به گوشی خود نگاه کرده است: «اینترنت هنوز وصل است؟»
الگوی تکرارشونده محدودیت و قطعی اینترنت
ایران یکی از پرسابقهترین کشورها در زمینه قطع اینترنت است. در آبان ۱۳۹۸ دسترسی به اینترنت در اوج قطعی به چهار درصد کاهش یافت، رخدادی که سرآغاز الگویی تکرارشونده شد.
در خرداد ۱۴۰۴، با آغاز جنگ ایران و اسرائیل، دولت اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد و استفاده از اینترنت ۹۷ درصد کاهش یافت. پس از ۸۸ روز، خسارت این قطعی به بیش از ۹ میلیارد دلار رسید.
اما همین که مردم داشتند نفس میکشیدند، موج بعدی آمد. در ۱۸ دی ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات مردمی، اینترنت دوباره بهطور کامل قطع شد.
موج اول از ۱۸ دی تا اواسط بهمن حدود ۲۰ روز طول کشید. چند هفتهای ارتباطات برقرار شد اما پس از ۲۸ بهمن و با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران موج دوم آغاز شد؛ این بار ۸۸ روز متوالی (بیش از ۲۱۰۰ ساعت) که از آن بهعنوان یکی از طولانیترین قطعیهای اینترنت در جهان یاد شده است.
وقتی اینترنت قطع میشود، عدد خسارت سرسامآور است. وزیر ارتباطات ایران اذعان کرده بود: «این قطعی روزانه حدود پنج هزار میلیارد تومان به اقتصاد خسارت میزند و فروش آنلاین حدود ۸۰ درصد کاهش مییابد.»
اما پشت این اعداد، انسانهایی هستند که زندگیشان به وجود اینترنت وابسته است. حدود ۱۰ میلیون ایرانی در ماههای اخیر موقعیت شغلیشان با این وضعیت متزلزل شده و خانوادههای آنها تحت تاثیر مستقیم قرار گرفتهاند.
قطعی گسترده اینترنت ضربه شدیدی به اقتصاد دیجیتال ایران هم وارد کرده، باعث تعطیلی یا تضعیف کسبوکارهای آنلاین، افزایش بیکاری و کاهش شدید تقاضای نیروی کار شده و در پی آن، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی باعث افت تقاضا و محدود شدن خرید مردم به کالاهای ضروری شده است.
پیامدهای انسانی قطع اینترنت در بحرانها
اما تاثیر قطع اینترنت تنها اقتصادی نیست. در شرایط جنگ و بحران، اینترنت برای بسیاری از مردم به ابزاری برای اطمینان از زنده بودن عزیزانشان تبدیل میشود.
در روزهایی که صدای انفجار از برخی شهرها شنیده میشود، هزاران نفر در داخل و خارج از ایران تنها از طریق پیامرسانها میتوانند از وضعیت خانواده و دوستان خود باخبر شوند. به همین دلیل، قطع ارتباط برای بسیاری تنها یک اختلال فنی نیست بلکه به معنای افزایش اضطراب، بیخبری و احساس انزواست.
سارا، طراح گرافیک در صفحه شخصی خود در اینستاگرام میگوید، هر بار که تنشها بالا میگیرد، پیش از هر چیز به اینترنت فکر میکند: «اگر اینترنت قطع شود، نه میتوانم پروژههایم را تحویل بدهم، نه با مشتریهایم در تماس باشم و نه حتی پولی دریافت کنم.»
در روزهای اخیر، او مانند بسیاری دیگر، همزمان اخبار درگیریها و وضعیت اینترنت را دنبال کرده است. نگرانیای که برای بسیاری از ایرانیان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده؛ اینکه با هر دور تازه از تنشها، ارتباطشان با جهان بیرون ممکن است دوباره قطع شود.
میان صدای انفجار، نگرانی از وصل ماندن اینترنت
نگرانی از اینترنت دیگر فقط دغدغه فعالان حوزه فناوری یا صاحبان کسبوکارهای آنلاین نیست. در ماههای اخیر، این نگرانی به بخشی از زندگی روزمره شهروندان عادی نیز تبدیل شده است که برای ارتباط با خانواده، دسترسی به اخبار یا حتی انجام سادهترین امور روزانه به اینترنت وابستهاند.
«چند صدای انفجار آمد و بعد صدای پیاپی پدافندها بلند شد. همه برای چند ثانیه به سمت پنجره نگاه کردند و بعد جلسه ادامه پیدا کرد. یکی هم گفت بحث شبکههای اجتماعی را بگذاریم آخر جلسه؛ ببینیم اصلا تا آن موقع اینترنت داریم یا نه.»
این نیز روایت یکی از ساکنان تهران است که شاید بیش از هر آمار و تحلیلی نشان میدهد، چگونه زندگی در سایه بحرانهای مداوم، حساسیت مردم را نسبت به رخدادهای غیرعادی تغییر داده است. اتفاقی که در شرایط عادی میتواند باعث توقف همه کارها شود، حالا تنها وقفهای چندثانیهای در یک جلسه کاری ایجاد میکند.
در چنین فضایی، نگرانیها نیز شکل دیگری به خود گرفتهاند. بسیاری از مردم نهتنها نگران امنیت خود، بلکه نگران از دست دادن امکان کار، ارتباط و دسترسی به اطلاعات هستند. به همین دلیل، حتی در لحظاتی که صدای درگیری شنیده میشود، یکی از نخستین پرسشها، این نیست که چه اتفاقی افتاده، بلکه این است که آیا اینترنت همچنان برقرار خواهد ماند یا نه.
کاربر دیگری هم با روایتی مشابه نوشته است: «شاید ترسناکترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه جنگ هنوز تمام نشده اما ما فرصت کردهایم به آن عادت کنیم.»
کار روی لبه نااطمینانی و امید
کاربر دیگری که در سالهای گذشته توانسته است، کسبوکاری آنلاین راهاندازی کند و با هنر آشپزی و چیدمان، مراسم و دورهمیهای مختلف برگزار کند نیز این روزها با نگرانی از آینده و بیثباتی بازار روبهروست.
او میگوید: «چند ماه هیچ درآمدی نداشتم. در شرایط جنگی، کمتر کسی به برگزاری ایونت و جشن فکر میکند. تازه حالا که اینترنت دوباره وصل شده، با تمام پساندازم مواد اولیه خریدهام تا جشن تولد یکی از مشتریانم را آماده کنم.»
به گفته او، افزایش شدید قیمتها فشار مضاعفی ایجاد کرده است: «هزینهها چند برابر شده و قیمت مواد غذایی مدام بالا میرود اما تصمیم گرفتم همه خریدها را با پساندازم انجام بدهم و امیدوار باشم که مراسم برگزار شود و بتوانم درآمدی داشته باشم؛ در حالی که واقعا نمیدانم یک ساعت بعد چه اتفاقی میافتد.»
او لحظهای را به یاد میآورد که مشتری درباره احتمال قطع دوباره اینترنت یا تشدید درگیریها پرسید: «وقتی گفت اگر دوباره جنگ شد و اینترنت قطع شد چه میشود، به او گفتم همه هزینهها را خودم میپذیرم و اگر مراسم برگزار نشد، مسئولیتش با من است.»
برای او، مسئله فقط یک جشن تولد نیست؛ مسئله تلاشی است برای زنده نگه داشتن کسبوکاری که به اینترنت، ارتباط با مشتریان و امکان برنامهریزی برای آینده وابسته است.
او میگوید: «حس میکنم تنها کاری که از دستم برمیآید این است که دعا کنم تا آخر هفته اتفاق تازهای نیفتد.»
وقتی وصل ماندن اینترنت به خبر خوب تبدیل میشود
یکی دیگر از کاربران ساکن ایران هم نوشته است: «شاید عجیب به نظر برسد اما این روزها وسط جنگ، یکی از معدود چیزهایی که خوشحالم میکند این است که اینترنت هنوز قطع نشده است.»
او میگوید: «نه از آینده مطمئنیم، نه میدانیم فردا چه خواهد شد. نه از امنیت و آرامش سهمی بردهایم و نه سالهای گذشته را با خیال راحت گذراندهایم اما حالا خوشحال میشویم که هنوز میتوانیم یک پیام بفرستیم، خبری بخوانیم یا با عزیزانمان تماس بگیریم.»برای میلیونها ایرانی، اینترنت تنها ابزاری برای سرگرمی یا شبکههای اجتماعی نیست؛ بخشی از اقتصاد روزمره، کار، تحصیل و ارتباطات خانوادگی به آن وابسته است. بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، فریلنسرها، دانشجویان و حتی خانوادههایی که اعضایشان در خارج از کشور زندگی میکنند، در صورت قطع اینترنت عملا بخشی از زندگی روزمره خود را از دست میدهند.
این کاربر ادامه میدهد: «آرزوهایمان آنقدر کوچک شده که در روزگار جنگ، قطع نشدن اینترنت برایمان یک خبر خوب محسوب میشود. انگار دیگر انتظار اتفاق بزرگی نداریم؛ فقط میخواهیم راه ارتباطمان با دنیا بسته نشود.»
کوچک شدن آرزوها در روزهای بحران
کارشناسان ارتباطات بارها تاکید کردهاند، در شرایط بحران و درگیری، دسترسی به اطلاعات و امکان ارتباط با دیگران میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب عمومی و جلوگیری از گسترش شایعات داشته باشد. با این حال، برای بسیاری از شهروندان ایرانی، نگرانی از اختلال یا قطع اینترنت همچنان بخشی از واقعیت روزهای بحرانی است.
کاربری هم نوشته است: «شاید سالها بعد، وقتی از این روزها حرف بزنند، باورش سخت باشد که مردمی در میانه جنگ، از این خوشحال بودند که هنوز اینترنت دارند اما این واقعیت زندگی ماست که نشان میدهد چقدر تنها و بیپناه شدهایم.»
در کشوری که سالهاست با بحرانهای پیاپی زندگی میکند، شاید تلخترین بخش ماجرا خود جنگ نباشد؛ بلکه کوچک شدن آرزوها باشد. جایی که مردم به جای برنامهریزی برای آینده، امیدوارند اینترنت فردا هم وصل بماند؛ نه برای سرگرمی، بلکه برای کار، برای ارتباط، برای خبر گرفتن از عزیزان و برای آنکه احساس کنند هنوز به جهان متصل هستند.
