گفتگوی مهم آمیت سگال با «یک منبع ارشد و بسیار آگاه اسرائیلی» درباره یادداشت تفاهم آمریکا و ایران
خبرنامه آمیت سگال
۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ [جمعه، ۵ تیر ۱۴۰۵]
«یک نفس عمیق بکشید و فکر کنید»
➖ یک مقام ارشد آگاه توضیح میدهد که چرا توافق آنقدرها هم بد نیست
📎 یک دیدگاه متفاوت درباره یادداشت تفاهم.
امروز جمعه، ۲۶ ژوئن است و مطالبی که در اینجا نوشته شده است، چه از نظر محتوا و چه از نظر لحن، با اکثریت قریب به اتفاق متونی که درباره توافق بین ایالات متحده و ایران نوشته شده در تضاد است. این مطالب یک تحلیل سرد و خونسردانه است، نه آتش و گوگرد [احساسی و تند]. این تحلیل بر اساس گفتگویی با یک منبع بسیار آگاه و کاملاً مسلط به روابط اسرائیل و آمریکا استوار است. مجبور نیستید آن را بپذیرید، اما ارزش خواندن دارند. در روزهایی مثل امروز، ضرری ندارد که یک نفس عمیق بکشید و فکر کنید.
همه چیز با انتخابات میاندورهای آمریکا که حدود چهار ماه دیگر برگزار میشود، آغاز میشود. این انتخابات برای دونالد ترامپ بسیار سرنوشتساز است. اگر او مجلس نمایندگان را به دمکراتها واگذار کند – حتی اگر کنترل جمهوریخواهان بر سنا حفظ شود – دو سال آخر دوره ریاستجمهوری خود را زیر بار تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد. شکی نیست که او استیضاح خواهد شد، زیرا در مجلس نمایندگان، برخلاف سنا، تنها اکثریت نسبی لازم است. برای ترامپ این سومین استیضاح خواهد بود. سقوط رژیم در ایران یا خروج اورانیوم میتواند تا حدودی به او کمک کند، اما افزایش شدید قیمت انرژی به معنای شکست تقریباً قطعی در انتخابات است.
رئیسجمهور ایالات متحده دو برگ برنده برای بازی داشت:
1⃣ یک عملیات زمینی برای خارج کردن اورانیوم، اما ترامپ معتقد بود که در پایان راه همیشه میتواند از طریق یک توافق این مواد را خارج کند.
2⃣ نابودی تأسیسات انرژی ایران، این همان چیزی است که او در ماه آوریل، زمانی که تهدید کرد تمدن ایران را محو میکند، در سر داشت. در اسرائیل از عبارت دیگری استفاده کردند: در تهران مجبور میشوند برای روشن کردن خانههایشان به استفاده از شمع روی بیاورند.
این منبع میگوید، مشکل اینجاست که در این کشور [اسرائیل] حتی ده نفر هم به این فکر نمیکنند که یک بحران جهانی انرژی چه معنایی خواهد داشت. اما برای ترامپ، این موضوع اصلی در ذهن اوست. آیا ایران در اثر چنین حملهای به شدت تضعیف خواهد شد؟ قطعاً. آیا این رژیم به طور قطعی پیش از هفته اول نوامبر ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد؟ هیچ فرد مسئولیتپذیری نمیتواند چنین چیزی را تضمین کند. این بدان معناست که حمله تلافیجویانه ایران باعث بحران انرژی و رسیدن قیمت نفت به دویست دلار در هر بشکه میشود و پس از آن، مانند یک زنجیره سریع از دومینوها: تورم، از دست دادن مجلس نمایندگان و استیضاح به دنبال خواهد آمد.
همین امر در مورد محاصره نیز صادق است: حتی با فرض اینکه محاصره همچنان به تضعیف ایران ادامه دهد، به این معنی است که قبل از اینکه رژیم سقوط کند، قیمت سوخت در آمریکا به شش دلار در هر گالن میرسد و تورم از این هم بالاتر میرود.
بنابراین ترامپ در واقع با یک دست بسته با ایرانیها میجنگد، بدون تهاجم کُردی، بدون عملیات زمینی و بدون حمله به زیرساختهای انرژی، دستکم تا زمان انتخابات.
و اینگونه بود که توافق متولد شد. این یک توافق هستهای نیست، بلکه توافقی بر سر تنگه هرمز است. و در اینجا، این منبع ارشد اسرائیلی میگوید که باید به نکته بسیار مهمی در رابطه با بندی که فراتر از مسائل هرمز است و به پول مربوط میشود توجه کرد: این یک کاهش موقت تحریمها علیه ایران است، نه لغو دائمی آنها.
این بدان معناست که از لحظه امضا، صد درصد فشار اقتصادی از روی ایالات متحده برداشته میشود، اما تنها چند درصد از فشار اقتصادی از روی ایران کم میشود. در مورد خسارتی که ایران در جنگ متحمل شده اختلاف نظر وجود دارد؛ کسانی که آن را دستکم میگیرند، خسارت را سیصد میلیارد دلار تخمین میزنند و کسانی که آن را به حداکثر میرسانند، یک تریلیون دلار. در هر صورت، سود این توافق برای ایران مانند پر کردن یک استخر خالی با یک فنجان است.
مقامات ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به شانس وقوع یک قیام در ایران ➖در حالی که باد به نفع رژیم میوزد➖ ابراز بدبینی عمیقی کردند. اما این منبع ارشد خوشبینتر است: «باید به خاطر داشت که حتی قبل از این خسارت عظیم، تودههای مردم در حالی که چیزی برای از دست دادن نداشتند، به خیابانها آمدند. شهروندان ایران شش ماه دیگر، زمانی که بفهمند وضعیت دشوار اقتصادی قرار است پابرجا بماند، چه خواهند کرد؟ رژیم چه خواهد کرد؟»
در هفته گذشته مردم توافق ترامپ را با توافق اوباما مقایسه میکردند. رئیسجمهور سابق [اوباما] حتی به رئیسجمهور فعلی طعنه زد و گفت که این توافق بدتر است. این منبع پاسخ داد: «مسئله فقط این نیست که اسرائیل در پیامرسانی ضعیف است، آمریکاییها هم همینطور هستند. مهمترین بخش این است که ایرانیها اکنون تعهدی را برای توقف برنامه هستهای امضا کردهاند. این یک مسئله چشمگیر است. در وضعیت “نه توافق و نه جنگ”، مثلاً پس از عملیات “غرش شیر” در ژوئن ۲۰۲۵، آنها به پیشبرد برنامه هستهای خود ادامه دادند. اما در توافق اوباما، آنها میتوانستند با مجوز و اختیار، بسیاری از عناصر برنامه هستهای را ادامه دهند.»
و اما در مورد هرمز…؟ در حال حاضر همه در حال یافتن راهحلهای جایگزین هستند. سلاح بستن تنگه تنها در صورتی برای ایرانیها کارساز خواهد بود که از آن استفاده کنند و ترامپ هیچ کاری نکند. اما اگر به عنوان مثال، آنها یک ماه قبل از انتخابات تنگه را ببندند چه اتفاقی میافتد؟ تنها میتوان واکنش رئیسجمهور را تصور کرد. در اینجا شاهد تضاد اساسی منافع بین ترامپ و نتانیاهو هستیم؛ هر دو در پائیز با انتخابات روبرو هستند. اولی برای حفظ شانس پیروزی خود به توافق نیاز دارد؛ دومی برای رسیدن به همان هدف باید از توافق اجتناب کند. ترامپ، همانطور که انتظار میرفت، خودش را انتخاب کرد.
مسئله لبنان همچنان باقی است. تفاوت اصلی شرایط اکنون با وضعیت بیست سال پیش در پایان جنگ دوم لبنان، و با وضعیت یکونیم سال پیش در پایان دور قبلی درگیریها، این است که ارتش اسرائیل اکنون در عمق خاک این کشور نفوذ کرده است. «پاسخ آرامش، آرامش خواهد بود» نتیجهگیری مطلوب اسرائیل برای درازمدت نیست، اما برای کوتاهمدت به دلیل شرایط دشوار حزبالله و وضعیت پیچیده رئیسجمهور آمریکا، چنین است.
«اسرائیلیها باید درک کنند که هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن اسرائیل به تنهایی بتواند بدون فتح کل لبنان یا فروپاشی ایران، حزبالله را نابود کند و بنابراین، تا اطلاع ثانوی، بحث بر سر بازدارندگی است. شما میتوانید در ماههای آینده شرایطی ایجاد کنید که در آن ضمن حفظ روابط با آمریکا، اجازه دهید توافق با ایران بدون بهانهدادن خودبخود فرو بپاشد؛ در واقعیتی قفل شوید که در آن هیچکس به خاک شما شلیک نمیکند و سربازان در منطقه امنیتی جدید همچنان به عملیات علیه تجمیع قوای نظامی ادامه میدهند. شما باید خردمندانه چراغ سبز آمریکا را برای اقدام به دست آورید، نه اینکه بیوقفه اقدام کنید و در نقش قلدر محله فرو بروید که باید مهار شود.
«و در یک نگاه گستردهتر، درس ۷ اکتبر این است که تهدیدهای نوظهور را نه تنها در زمینه امنیتی بلکه در زمینه سیاستگذاری شناسایی کنیم و با طرحهای ابتکاری از آنها پیشگیری نماییم. برای اقدام ابتکاری، شما به فضای مانور نیاز دارید. اینکه بگوییم “ما برای همیشه در لبنان یا سوریه خواهیم ماند” به این معنی است که اسرائیل بهعنوان شخصیت بد داستان شناخته شده و فشارها بر روی شما خواهد بود، این همان فضایی است که وزرای کابینه باید حتی در سال انتخابات به نخستوزیر بدهند.»
یک روز پس از گفتگوی ما، وزیر دفاع و وزیر امنیت ملی دقیقاً همین حرف را زدند.
«و یک درس دیگر: هرگز چنین نیست که با یک حرکت کار تمام شود، یا به زبان عبری، “با یک ضربه کار را تمام کنیم”. پس از جنگ شش روزه، مسیح ظهور نکرد و پس از جنگ یوم کیپور نیز کار دولت به پایان نرسید. ما به مبارزه ادامه میدهیم.»
این منبع پیش از نتیجهگیری پیشنهاد میکند: بیائید به تصویر بزرگتر نگاه کنیم. دوونیم سال پیش، تهدیدی موجودیتی به شکل برنامه هستهای و نیروهای نیابتی برای دولت اسرائیل وجود داشت. اکنون این تهدید وجود ندارد. علاوه بر این، اسرائیل دو بار به ایرانیها نشان داده است که در صورت احساس پیشروی آنها به سوی سلاح هستهای، آماده حمله به آنهاست.
در جبهه موشکهای بالستیک – که رئیس ستاد ارتش سال گذشته آن را “تهدیدی در سطح متعارف” توصیف کرد – آنها هزاران موشک و یک سیستم تولید غولپیکر داشتند. اکنون تنها هزار موشک باقی مانده و سیستم تولیدی در کار نیست؛ بازگرداندن آن به حالت سابق، سه تا پنج سال طول خواهد کشید. در همین حال، در طول جنگ یک نوآوری آشکار شد: گنبد آهنین میتواند بسیاری از موشکها را رهگیری کند. این بدان معناست که در حالی که هزینه یک رهگیری قبلاً میلیونها دلار بود، اکنون تنها صدهزار دلار است. خطوط تولید موشکهای رهگیر در این سالها با سرعت بسیار بالایی افزایش خواهند یافت. بنابراین هنوز زمان وجود دارد و زمان به نفع کسی کار میکند که از آن استفاده کند. «آیا این یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعاً یک فاجعه هم نیست.»
از دیدگاه اسرائیل، یک عنصر نگرانکنندهتر در بیانات تند رئیسجمهور – و حتی بیشتر از آن، معاون او – علیه این کشور، نخستوزیر آن و وزرای کابینهاش پنهان است. «استراتژی ترامپ فاصله گرفتن از اسرائیل نیست. رابطه با ترامپ نیازمند کار ۲۴ ساعته است. سالها بحرانهای بزرگی وجود داشتند که هرگز کسی از آنها باخبر نشد، زیرا در پشت پرده مدیریت میشدند. اتفاق جدیدی که این بار رخ داده، بیشتر نتیجه تصمیم او برای پاسخگویی به هر تماس ناشناسی است که در آنسوی خط یک روزنامهنگار حضور دارد. ونس شخصاً مجبور شد از توافق در برابر دو حزب اصلی مخالف آن، یعنی اسرائیل و حامیانش در حزب جمهوریخواه، دفاع کند.
او ادبیاتی را انتخاب کرد که به لحاظ سیاسی به او کمکی نمیکند.
«در اینجا یک توصیه برای اسرائیل وجود دارد: چه میشود اگر برای یک بار هم که شده ساکت بمانیم؟ درست است که این هفته ترامپ به جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا نیز حمله کرد و او پاسخ تندی داد. اما ایتالیا درگیر یک جنگ در دو جبهه نیست و همچنین میتواند روی حمایت دمکراتهای آمریکا حساب کند. برای ما این کار چیزی جز باخت به همراه ندارد. ساکت بمانید، نفس بکشید و به آن زمان بدهید. این کاری است که باید انجام شود.»
📌 [متن کامل این مقاله در ستون هفتگی آمیت سگال در روزنامه اسرائیل هیوم منتشر میشود.]
