در فرانسه چه خبر است ؟ : امیر دبیری مهر


چرا معترضان را تار و مار نمی کنند؟ چرا معترضین ، پلیس را اتش نمی زنند؟

سه هفته است که بخش وسیعی از مردم فرانسه دست به اعتراضات خیابانی زده اند.دولت فرانسه تعداد معترضان را حدود 600هزار نفر براورد کرده ( فرانسه 65 میلیون نفر جمعیت دارد) که 20 درصد یعنی حدود 110 هزار نفر در پاریس در کف خیابان هستند.

معترضین از جمعیت حدود 800 هزار نفری خبر می دهند. بیشتر درگیری ها که دیروز بسیار تشدید شده در پاریس و مارسی و لیون و تولوز و لیموژ است .معترضین که مثل اغلب اعتراض ها چپ گرا و اعضای اتحادیه های کارگری و معلمان و دانشجویی هستند ،

اعتراض صنفی دانش اموزان به وضعیت مدارس و کمبود معلم را بهانه قرار داده و اعتراضات را گسترده و خشن کردند که تصاویر آن به وفور منتشر شده است . موج بعدی اعتراض ها به افزایش قیمت سوخت و هزینه های زندگی و نابرابری هم وضعیت را پیچیده تر کرده است .
موج سوم و لایه بعدی معترضین گروههای ماسک دار و سیاه پوشان هستند که اعتراضات را بسیار خشن کردند همان اغتشاش گران معروف .حمله به ساختمان های دولتی و ماشین های پلیس و ساختمان برندهای معروف فرانسوی مثل شنل و غارت مغازه ها و سوپرمارکت ها کار این جماعت خشن و عصبانی است.

سیستم انتظامی هم با اشراف اطلاعاتی می داند اعتراض ها به حق و منطقی و سازنده است اما در تندروهای خشن در پیشخوان اعتراض ها دست به تخریب و خشونت می زنند و حساب اینها را از هم جدا می کند اما باز در مدیریت اعتراض ها وارد چرخه خشونت متقابل احساسی و نفرت امیز و ایدیولوژیک نمی شود.

به همی خاطر تا کنون بیش از 1000 پلیس در این اعتراضات به شدت زخمی شدند .
بالغ بر 7 هزار معترض هم در این سه هفته بازداشت شدند اما حتی یک نفر هم کشته نشده است .
فقط دست یک جوان بر اثر انفجار نارنجک پلیس قطع شده که مساله با فوریت و جدیت در دست تحقیق است .

شاید درک این وضعیت برای بسیاری از ناظران در کشورهای اقتدارگرا مشکل باشد که چرا پلیس با شلیک به سوی مردم این اغتشاش و فتنه و کودتا از نوع فرانسوی را سرکوب نمی کند؟ و دهها چرای دیگر ؟

پاسخ اینجاست نخبگان تصمیم گیر فرانسه – بعنوان خاستگاه اعتراضات و تظاهرات سیاسی و مدنی و صنفی – می دانند که برون ریزی اعتراضات و خشم های فروخورده ناشی از سیاست های دولت ها امری طبیعی است

و در این خصوص هزاران کتاب نوشته شده و اساسا موضوع دانش جامعه شناسی سیاسی است و جامعه بیدار و زنده باید اعتراض کند وگرنه می میرد و تباه می شود.

بنابر این در مقابل این خروشهای اجتماعی باید صبوری کرد و خشونت های معترضین را کنترل کرد نه سرکوب .
بنابر این راه کنترل خشم معترضین ، نه تنها کشتن انها نیست بلکه محافظت از انها در برابر تهدیدهای احتمالی دسیسه گونه است .

این انرژی متراکم به مرور تخلیه می شود. 7 سال پیش در اعتراض جلیقه زرد ها نیز همین داستان رخ داد و تا یکسال هم ادامه یافت اما در نهایت ارام شد.

سیستم مقتدر و هوشیار و مشرف به اوضاع پیام معترضین را می شنود و بجای انکارانها و داستان سازی های فریبنده ، خود را بازسازی می کند و همزمان اجازه تخلیه انرژی متراکم درون جامعه را می دهد

زیرا به درستی می داند علت این خشم و اعتراض ،سیاست های غلط خودش بوده و تاوان ان را هم می پردازند. مثلا خسارات را با نظام بیمه مترقی جبران خواهد کرد .
البته همزمان در دولت های توسعه یافته و مقتدر ، نهادهای امنیتی و نظامی و انتظامی با دقت رصد می کنند
که متغیر های خارجی و مزاحم و مداخله گر روند طبیعی اعتراضات را به سوی فروپاشی نظام اجتماعی وجنگ داخلی نبرند .
زیرا نباید روند طبیعی اعتراضی با دخالت های نامربوط منحرف شود و دولت خود را در این خصوص مسوول می داند .
معترضین هم مراقبت می کنند اعتراضات حتی بسیار خشن هم که باشد تبدیل به جنگ نشود و ابعاد نظامی پیدا نکند.
ساده تر بگویم چارچوب ها محفوظ است . دیسیپلین یعنی همین
در نتیجه این اعتراضات و خشونت هزینه دارد
تلفات در حد محروحیت و بازداشت و متهم و محکوم دارد اما برایند ان حفظ جامعه مطالبه گر و بیدار و زنده و دولت پاسخگو و خود ترمیم گر و متواضع در برابر مردم است.

این نمونه ای از تحولات سیاسی و اجتماعی در جوامع مدرن و توسعه یافته است که ششمین اقتصاد برتر جهان و دومین اقتصاد قدرتمنداروپاست و جزو مقاصد اصلی گردشگران و مهاجران جهان است این ویژگی ها در کنار دهها عیب و نقص و پلشتی در چنین جوامعی از انها کشورهای توسعه یافته ساخته .
در جهان بهشت روی زمین نداریم .مهم داشتن تصوری از کشوری است مقید به شاخص های توسعه باشد. همین

ثابتمقالاتمقالات روز