خانه / شعر و ادبیات / “این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست:”خسرو فرشیدوَرد

“این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست:”خسرو فرشیدوَرد


از سروده‌های زنده‌یاد “خسرو فرشیدوَرد” این بزرگمردِ وطن‌پرست است که پس از سفرهای خارج از کشور، از ذهن او تراوش کرده است و تلنگری گزنده است بر وضعیت امروز “تمایلات متداول در جامعه”

📆 (زادهٔ آبان ۱۳۰۸ در ملایر➖ درگذشتهٔ ۹ دی ۱۳۸۸ در تهران)

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست/
این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست

آن دخترِ چشم آبیِ گیسوی طلایی/
طنازِ سیه چشم، چو معشوقۀ من نیست

آن کشور نو، آن وطنِ دانش و صنعت/
هرگز به دل‌انگیزیِ ایرانِ کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان/
لطفی است که در “کَلگَری” و ” نیس” و “پِکَن” نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان/
موجی است که در ساحل “دریای عَدَن” نیست

در پیکر گل‌های دلاویز شمیران/
عطری است که در نافه‌ی “آهوی خُتَن” نیست

آواره‌ام و خسته و سرگشته و حیران/
هرجا که رَوَم، هیچ کجا خانۀ من نیست

آوارگی و خانه بِدوشی چه بلایی‌ست؟/
دردی است که هَمتاش در این دیرِ کهن نیست

من بَهرِ کِه خوانم غزل سعدی و حافظ؟/
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران/
بی‌شُبهِه که مغزش به سر، و روح به تن نیست!

“پاریس” قشنگ است ولی نیست چو تهران/
“لندن” به دلاویزی شیرازِ کُهن نیست

هر چند که سرسبز بُوَد دامنۀ “آلپ”/
چون دامنِ البُرز، پُر از چین وشکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند/
این رود چه زیباست ولی رود تَجَن نیست

این شهر عظیم است ولی شهر غریب است/
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست

یاد و نامش جاودان…
روانش شاد…
یاد و تفکر جاری در این اثرش همواره زنده باد…!

@AftabkaranAzadi
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.